بازیگران بد، شخصیتپردازی ناقص
«والدوک» پسر نوجوان عاشق بازیهای رایانهای است که با مادر خود زندگی میکند. او و دو دوستاش گروه سه نفریای را تشکیل دادهاند که در بسیاری از مسابقات غیررسمی توانستهاند از گروههای دیگر ببرند. آنها حالا تصمیم گرفتهاند در یک مسابقهی رسمی شرکت کرده و برنده شوند. اما به ناگاه مادر والدوک به مسافرت میرود و به جای او خالهی مادرش که زنی میانسال و عجیب است به خانهی آنها میآید. این خاله اما خیلی زود باعث میشود روند زندگی والدوک تغییر کرده و او نتواند حتی دیگر در مسابقات مهم شرکت کند.
نام آقای «کریستوفر راس»، کارگردان لهستانی-سوئدی سینمای لهستان، را پیش از این با فیلم «درون باد» شنیدهایم. فیلمی که چندی پیش در کانال مرور کردیم و دیدیم که این کارگردان چگونه علیرغم داشتن امکانات خوب و بازیگران حرفهای نتوانسته از آنچه در اختیار دارد به درستی استفاده کند و حتی روایتی متوسط را بیان کند. به نظر میرسد این کارگردان تلویزیونی در بستر روایتهای اپیزودیک و بخشبخش گیر کرده است و توانایی منسجم کردن یک داستان را در زمانی محدود ندارد. او نمیتواند خردهروایتهای داستان خود را به سرانجام برساند و با تکیه بر روایت اصلی میخواهد فیلمی نوجوانپسند و آسان را در برابر مخاطب قرار دهد. درواقع راس توانایی تشخیص بخشهای مهم یک داستان را ندارد تا آنها را تصویر کند به همین دلیل هم داستان شخصیتهای فیلماش آشفته و ابهامآمیز دیده میشوند. او نمیتواند شخصیتهای خود را تعریف کند. خاله به عنوان یکی از مهمترین شخصیتها و دوستان والدوک یا حتی مادرش هیچ کدام نمیتوانند مخاطب را بر آن دارند تا با آنها دچار همذاتپنداری شود. زیرا مخاطب نمیداند اصلاً این افراد در دروناشان چه میگذرد و قرار است در مسیر داستان چگونه والدوک را همراهی کنند. راس تنها بر والدوک تمرکز کرده و از دیگر شخصیتها غافل مانده است. شخصیت والدوک هم همان نوجوان ساده و بدون کنشوواکنشی است که قرار نیست کاری خاص انجام دهد و تنها منتظر است تا ببیند مسیر داستان و کارگردان فیلم برایاش چه اتفاقی را رقم میزند.
فیلم «برای داستانهای جن و پری زیادی بزرگ شدیم» بدون شخصیتپردازی درست دیگر چیزی برای ارائه ندارد، زیرا عملاً پیرنگ اصلی داستان تکراری و کلیشهای است و اگر قرار است آقای راس به شخصیتهای خود اهمیت ندهد دیگر حرفی هم برای گفتن ندارد. همهچیز از قبل مشخص است و مخاطب خیلی زود از آن خسته شده و نمیتواند آن را دنبال کند. در این فیلم حتی بازی بازیگران نوجوان هم قابل قبول نیست تا بتواند از زیانهای عدم شخصیتپردازی کمی بکاهد. والدوک این توانایی را ندارد که درد و غم خود را در رفتار و چهرهاش به خوبی نشان دهد. او آنقدر بد بازی میکند که مخاطب از همان ابتدا او را پس میزند و نمیتواند با او وارد رابطه شود. در این میان بازیگران مسنتری چون خاله و پدربزرگ توانستهاند حداقل بیننده را امیدوار کنند، اما از آنجا که روایت برای مخاطب نوجوان ساخته شده این مزیت هم نمیتواند کار مهمی انجام دهد و در نهایت اگر مخاطب بتواند تا انتها در برابر داستان بنشیند چیز زیادی هم از آن نصیباش نمیشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.