پوستر فیلم با هم

«او»ها و قصه‌ی یک زوج

با هم
Together
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

به این نام‌ها توجه کنید؛ «ساعت‌ها» محصول ۲۰۰۲، «بیلی الیوت» محصول ۲۰۰۷، «زباله» محصول ۲۰۱۴ و «کتاب‌خوان» محصول ۲۰۰۸. اگر مخاطبی این آثار را دیده باشد می‌داند که فیلم‌سازی چون «استیفن دالدری» زبان سینما را می‌داند. حال او در سال ۲۰۲۱ و در واکنشی دراماتیک به همه‌گیری کووید-۱۹ فیلم «با هم» را مقابل دیدگان مخاطب قرار داده است.
این فیلم سه شخصیت دارد؛ او، او، و مخاطب! ابتدا بگذارید در باب تفاوت این‌گونه آثار با تئاتر اینگونه بگویم که سینما آن زمان از تئاتر جدا می‌شود که دوربین دچار زوایای مختلف می‌شود و بازیگران در عمق تصویر یا در گوشه‌ی قاب با نماهای مقابل در حال اکت هستند. دالدری نیز با انتخاب فضای داخلی خانه سعی دارد دوران رخوت‌بار قرنطینه را با این خانواده‌ی سه‌نفره به‌تصویر بکشد.
هیچ‌کدام از دو کاراکتر زن و مرد در این فیلم نام ندارند و ما آن‌ها را با همان ضمایر مفرد و مونث انگلیسی می‌شناسیم. تنها کاراکتری در این بین نامی دارد، کودکی است که او را آرتی خطاب می‌کنند. هر دو کاراکتر گویی مقابل مخاطب در حال مونولوگ هستند و شرح وقایع را می‌دهند. بی‌شک بازی زیبای «جیمز مک‌آووی» و «شارون هورگن» اصلی‌ترین و پایه‌ای‌ترین عنصر فیلم است. آن‌ها دیالوگ‌ها را همچون یک ربات مقابل دوربین یا از آن سو با غلو‌شدگی بیان نمی‌کنند. بلکه اکت آن‌ها به‌گونه‌ای است که گویی این لحظات را واقعاً در حال زندگی کردن هستند. کارگردان هیچ‌کدام از بازیگرها را دچار سخت‌گیری‌های میزانسنی نکرده است و هر دو بازیگر درون قاب به‌راحتی اختیار عمل دارند. دالدری با این فیلم تمرینی فرمی کرده است و به‌نوعی در فضایی محدود و داخلی با انواع زاویه‌ی دوربین مخاطب را به درون قصه پرتاب می‌کند.
این روایت ترکیبی از تمام آن چیزهایی است که دو نفر در یک زندگی مشترک از سر می‌گذرانند. در این داستان هر دو نفر در دو سوی باورمندان اجتماعی قرار دارند؛ مردی که از دل بازار تبدیل به یک کارآفرین شده و زنی بیرون‌آمده از درون خانواده‌ای کاملاً تحصیل‌کرده زیر یک سقف واکنش‌های خود به اتفاقات روز را بیان می‌کنند. دالدری هم مانند «مارک ماندن» در فیلم «کمک» کووید-۱۹ را سوژه‌ی اثر خود قرار داده است. اما تفاوت او با ماندن در این است که قرار نیست شعار دهد. او تمام آن شعارزدگی را به کاراکتر زن خود انتقال داده است که در حین مکالمات‌اش با مرد و واکنش‌های مرد به او یک قطب مثبت و منفی را ایجاد می‌کند و در نتیجه فیلم در باب شعارزدگی خنثی می‌شود. دالدری به‌هیچ عنوان سعی ندارد به‌سبک هالیوودیسم فضا را سیاه و سفید کند و در انتها یک نفر پشیمان از اعمال خود به آغوش دیگری بازگردد. بلکه برعکس با نگاهی ملموس هر دو کاراکتر را در برابر ضعف‌های‌شان قرار می‌دهد و قبل از هر رخدادی آن‌ها را انسان‌هایی از درون خود جامعه فرض می‌کند. مخاطب نیز به‌راحتی می‌تواند این نگاه کارگردان را درک کند و وارد فضای فیلم می‌شود.
فیلم دالدری شما را خسته نخواهد کرد. ممکن است برخی قبل از تماشای فیلم نسبت به آن دچار پیش‌قضاوت شوند اما خط سینوسی دیالوگ‌ها در کنار زمان خطی باعث می‌شود یک سال را با این خانواده‌ی سه‌نفره در قرنطینه بگذرانید. دیالوگ‌ها گاه پینگ‌پنگی و پرتنش، گاه سرشار از تنفر اما در زیر لایه‌ای از طنز، گاه آرام همچون زمانی که انسان دیگر بریده است و گاه سرشار از امید هستند. دالدری با این فیلم گویی برای اثر بعدی خود در حال تمرین بوده است و باید گفت تجربه‌ی خوبی را مقابل دیدگان ما قرار داده است.