زمانی که یک فیلم بد است، نه میتوان از آن چیزی گفت و نه میتوان در برابر این حجم از حماقت فیلمساز ساکت ماند. «تاد» قرار است روایتگر انسانی افسرده باشد که به وسواس تقارن دچار است. فیلم از همان سکانس افتتاحیهی خود نشانی از یک اثر قوامیافته را ندارد. مردی را میبینیم که با بازی فاجعهی بازیگر خود و زاویهی بد دوربین هنگام برخاستن کاراکتر از خواب، ما را بهیاد فیلمهای خانگی از خاطرات روزانهی یک خانواده میاندازد.
اگر بخواهیم در مورد درونمایهی فیلم صحبت کنیم که باید گفت این اثر هیچ درونمایهای ندارد. گاهی برخی حرفهای بزرگ و زیبای شنیده شده در ذهن یک نفر باقی میماند و او در هر حال سعی دارد آنها را به هر بهانهای وارد یک اثر نوشتاری یا تصویری کند. حالوروز کارگردان این اثر هم جز این نیست. او گاهی به صحبتهای تاد و روانپزشکاش میپردازد و گویی از این کار هم لذت میبرد. اما نه لوکیشن داخلی مطب روانپزشک ما را با محل رواندرمانی یک تراپیست آشنا میکند و نه خود کاراکتر روانپزشک نشان از چنین شخصیتی دارد. حتی اگر بخواهیم وارد جزئیات سکانسهای مربوط به روانپزشک شویم، باید گفت که احتمالاً بازیگر نقش آن با همان لباسهای خودش وارد صحنهی فیلمبرداری شده و هیچگونه طراحی لباس یا گریمی برای این شخصیت صورت نگرفته است. فیلم در تمام مدت این ۹۰ دقیقه، نمیداند در کجاست و باید به کدام شخصیت بپردازد. اصلاً چطور قرار است شخصیت دختر گارسن، تاد و روانپزشک به یکدیگر مرتبط شوند؟ مطمئناً تا بعد از تیتراژ پایانی هم برای این سوال پاسخی نخواهید یافت، چون این سه شخصیت هیچگونه ارتباطی با یکدیگر پیدا نخواهند کرد و کارگردان سعی دارد با زور آنها را به یکدیگر ربط دهد.
فیلم تاد را نه میتوان یک اثر از گروه B دانست، نه یک اثر صرفاً تجربی و نه حتی میتوان نام فیلم را بر آن نهاد. این فیلم شاید همان زادههای اضافی پس از ظهور دوربینهای دیجیتال باشد. بعد از شروع عصر دوربینهای دیجیتال، دیگر ثبت یک واقعه و داشتن فیلمی مستند از یک رویداد امری واقعی بود. در زمانهای گذشته، شاید اگر کسی میخواست در نهایت یک واقعه را فیلمبرداری کند، متوصل به دوربینهای ۸ میلیمتری میشد. همین کار با نگاتیو و دوربینی که همهچیزش دستی کار میکند، باعث میشد تا بسیاری از افراد با دقت هرچه تمامتر از دوربین خود استفاده کنند، چون برای نگاتیو دیگر راه برگشتی وجود نداشت. ای کاش کارگردان این فیلم هم میتوانست این موضوع را درک کند. ای کاش دوربینهای دیجیتال هم برای ثبت یک واقعه یکبار وقت میدادند تا هر تازهبهدورانرسیدهای، مهیای ساخت یک اثر بلند سینمایی نشود.