پوستر فیلم کسی بودن

هیچ‌کس گای ریچی نمی‌شود

کسی بودن
To Be Someone
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«دنی» با همسر و دو فرزند خود زندگی شادی را می‌گذراند. او که صاحب نیمی از کلاب تفریحی شبانه‌روزی است بیشتر زمان خود را در حال‌وهوای این کلاب و با موسیقی‌های جذاب اجرا شده در آن می‌گذراند و از دیدن شادی و رقص همسر و خانواده‌اش خوشحال است. اما زمانی که متوجه می‌شود نیمه‌ی دیگر این کلاب درواقع متعلق به دوست‌اش نیست و متعلق به یکی از بزرگ‌ترین و خشن‌ترین گنگسترهای آن منطقه است، زندگی‌اش تغییری اساسی می‌کند. این گنگستر دنی را تهدید می‌کند که کلاب را از دست او خواهد گرفت اگر برای او کاری انجام ندهد. پس دنی که دل‌اش نمی‌خواهد با مواد و مافیای آن روبه‌رو شود تصمیم می‌گیرد با کمک خانواده و دوستان‌اش در برابر این گنگستر بایستد.
بارها و بارها نام «گای ریچی» را در مرور فیلم‌های گانگستری سینمای بریتانیا ذکر کرده‌ایم چرا که این فیلم‌ساز شناخته‌شده‌ی بریتانیایی با سبک فیلم‌سازی خاص خود باعث شده است بسیاری از کاگردانان جوان یا حتی قدیمی با دیدن فیلم‌های او هوس ساختن فیلمی در این سبک را داشته باشند. فیلم‌هایی که در آنها طنز ابزورد و لحظات خونین زیادی دیده می‌شود و بیننده منتظر است هر لحظه یکی از کاراکترهای مهم او در لحظه‌ای اکشن و حتی طنز بمیرد. فیلم «کسی بودن» نیز از همان سکانس ابتدایی نشان می‌دهد که می‌خواهد دنبال‌کننده‌ی سبک ریچی باشد. حتی تا زمانی اندک هم می‌تواند بیننده را با همین دید گول بزند اما واقعیت آن است که هیچ‌کس ریچی نمی‌شود.
فیلم «کسی بودن» در ابتدا با نشان دادن سریع شخصیت‌هایی که توسط خود دنی و چشم در چشم مخاطب معرفی می‌شوند، بیننده را هشیار نگاه می‌دارد تا آن اتفاق مهم را شکل دهد. همه‌چیز هم به نظر خوب می‌آید چراکه دنی ناگاه با موقعیتی طنزگونه در برابر یک گنگستر خشن و حتی وحشی قرار می‌گیرد که باید خود و خانواده‌اش را از شر آن خلاص کند. اما اولین ایراد داستان در همین جا یافت می‌شود. شخصیت رئیس گروه گنگسترهای فیلم به شدت تلاش می‌کند خشن دیده شود. او که با فریادهای مدام خود و حرکات سریع دست و بدن‌اش و در کل موتیف‌های اغراق‌آمیزش می‌خواهد خشن دیده شود اما هرگز به پای شخصیت‌های خشن و عجیب‌وغریب فیلم‌های ریچی نمی‌رسد و با آنها قابل مقایسه هم نیست. سکانس‌های خشنی نیز در این فیلم دیده نمی‌شود تا بتوان آنها را با سکانس‌های فیلم‌های ریچی مقایسه‌ای کرد. درواقع جز یک سکانس به اصطلاح خشن هیچ سکانسی که بتوان آن را خشن نامید در این فیلم دیده نمی‌شود و همه‌چیز در یک مسیر سطحی که طنزی خاص هم در خود ندارد، پیش می‌رود. حتی آن اتفاق اصلی که بیننده از همان ابتدا منتظر رخ دادن آن است هم هرگز رخ نمی‌دهد و سکانس‌های پایانی فیلم با یک سری تفنگ‌بازیِ چند دقیقه‌ای و پیچ‌ داستانی بیهوده روایت فیلم را تمام می‌کند.‌
«ری بردیس» کارگردان این فیلم که بیشتر بازیگر سریال‌های تلویزیون بریتانیا است شاید بهتر باشد به بازی در همان سریال‌های خود بپردازد تا تلاش برای ساخت فیلمی که حتی تقلیدی متوسط نیز در ژانر جنایی و گنگستری بریتانیا نیست.