مرگ جبریست که هر انسانی بهنوبهی خود سعی دارد به آن فکر نکند. اما مرز مرگ سالخوردگی است. دوران پیری درست همان زمانی است که انسان لاجرم باید مرگ را همچون نزدیکترین و حقیقیترین حقیقت بپذیرد. فیلم اول کارگردان ۵۰ سالهی هنگکنگی درامی سبک در باب زمان است.
کارگردان هنگکنگی افتتاحیهی فیلم را به سری فیلمهای اکشن هنگکنگی در دههی ۱۹۸۰ تقدیم کرده است. در این افتتاحیه همان حرکات رزمی و موسیقی با ضربآهنگ بالا را شاهد هستیم و مخاطب علاقهمند به این نوع اکشنها به همان دوران اوج این آثار میرود. اما کارگردان بلافاصله و پس از این افتتاحیه مخاطب را به دوران سالخوردگی این کاراکترها میبرد. درام از همین نقطه وارد مسیری میشود که در آن کاراکترها برای زندگی تلاش میکنند، اما سالخوردگی و عوارضاش به آنها چشمک میزند.
کارگردان سعی دارد درام خود را در همین مسیر سرخوردگی سالخوردهها در زندگی مدرن نگاه دارد. سه کاراکتر اصلی فیلم هر کدام بهصورتی با دوران پیری دستوپنجه نرم میکنند. «چائو»، «فانگ» و «چانگ» سه کاراکتر اصلی فیلم هستند. چائو که بهسبب مهارت در حرکات سریع با چاقو شهره بوده، حال از کار در یک نودلفروشی هم عاجز است. چانگ نیز که از چاقی و بیماریهای دیگر رنج میبرد، دلباختهی زنی تنفروش شده است. فانگ نیز با عروس و فرزندش بر سر یک کاباره و زندگی با آنها در کشمکش است. آنها که سرخورده از زندگی فعلی هستند، دوباره به همان کسوت پیشین بازمیگردند. اما اینبار سالخوردگانی که دیگر امیدی به بهبود زندگی ندارند، مقروضانی که بار سنگین بدهی کمرشان را شکسته مشتریان آنها هستند. درام در این مدت وارد مسیری درست میشود، اما کارگردان با برشهای پیدرپی و بالا بردن ضبآهنگ فیلم خاصیت این بخش از فیلم را تبدیل به بیخاصیتی میکند.
این درام مشکل دیگری دارد و آن ورود شخصیت دختر نوجوان است. کارگردان در اینجا مرز میان درام و کمدی را گم میکند. از یک سو میخواهد روایت کمدی خود را از دست ندهد و از سویی دیگر قصد دارد محنت این دختر نوجوان را که مجبور به خودکشی شده بهتصویر بکشد. اما او در این میان گم میشود و این کاراکتر به روایت وصل نمیشود. فیلم «زمان» گاهی در باب زمان سپریشدهی عمر انسان است و گاهی همچون یک کمدی سبک و سرگرمکننده به بیراهه میرود. شاید اگر کارگردان نبوغ داشت، بهخوبی میتوانست یک کمدی سیاه را از دل این روایت بیرون بیاورد. این کارگردان توانایی بارور کردن چنین روایتی را ندارد. نباید از حق گذشت که همین کمدی نیمهکاره از بسیاری از آثار معاصر سینمای بدنهی چین یک سر و گردن بالاتر است. چین هر چه در سیاست سعی دارد هنگکنگ را همچون کودکی ناخلف بهزور در آغوش بگیرد، اما در عرصهی هنر همچنان دستبهدامان هنگکنگ است. باید دید این کارگردان فیلماولی هنگ کنگی آیا در ادامه اصلاً به سینما باز خواهد گشت یا دوباره به مدیم تلویزیون و ساخت سریال باز خواهد گشت. فیلم «زمان» او سعی دارد تلنگری به تنهایی و آوارگی انسانهای سالخورده در جامعهی مدرن باشد، اما ساختار رواییاش ضعیفتر از رسیدن به لبههای این تلنگر است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.