پوستر فیلم تا زمانی که دوباره یکدیگر را ملاقات کنیم

عاشقانه‌های ماورائی

تا زمانی که دوباره یکدیگر را ملاقات کنیم
Till We Meet Again
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

«گیدنز کو»، رمان‌نویس و فیلم‌ساز تایوانی، از سال ۲۰۰۸ وارد حوزه‌ی سینما شده است. برای یک رمان‌نویس معروف شاید ورود به سینما کار چندان سختی نباشد. گیدنز نیز با اقتباس از آثار خود فیلم‌سازی را آغاز کرد. او از همان ابتدا خود را یک کارگردان در سینمای بدنه نشان داد. اما تفاوت در این بود که می‌دانست چه می‌خواهد. او ساده‌ترین روایت‌های ژانرهای سینمایی را در قابی ساده روی پرده می‌برد. سادگی و در عین حال درست بودن قاب‌ها یکی از ویژگی‌های دنیای فیلم‌های گیدنز است. او در اثر جدید خود سعی دارد دنیای ماورائی را به زمینی‌ترین شکل ممکن به‌تصویر بکشد.
فیلم با بازی بسکتبال بین «چیائو» و عده‌ای از مردان میان‌سال آغاز می‌شود. در این میان نماهایی با برش سریع را از دختری می‌بینیم که در حال یخمک خوردن است. باران شروع می‌شود. چیائو در آن سوی خیابان است و آن مردها در سوی دیگر. رعدوبرق می‌زند. تک‌درختی که چیائو زیر آن قرار دارد باعث سانحه می‌شود. چیائو می‌میرد و در دنیایی دیگر برمی‌خیزد. لازم به گفتن نیست که دنیای دیگر شرقی‌ها همان دالان میان تناسخ‌هاست. گیدنز کو نیز با وفاداری به تناسخ شرقی فیلم خود را پیش می‌برد.
این فیلم ابتدا و انتهایی ندارد و قرار نیست قهرمانی کلاسیک در مسیری به‌سوی پیروزی گام بردارد. این یک روایت عاشقانه از مردی‌ست که مرده است و حال قبل از تناسخ به‌عنوان الهه‌ی عشق قرار است روی زمین مأموریت انجام دهد. گیدنز کو در فیلم خود سعی دارد بیش از هر چیزی روی عاشقانه بودن روایت‌اش تمرکز کند. حتی پیرنگ‌های فرعی این فیلم نیز تحت تأثیر همین درون‌مایه هستند و در هر کدام از آن‌ها چیزی با نام عشق جریان دارد. کارگردان سعی دارد این پیوستگی در پیرنگ را به کاراکترهای‌اش نیز مرتبط کند و همه‌ی آن‌ها را تبدیل به یک کل واحد کند.
این فیلم شامل سه قسمت زمانی است؛ ۵۰۰ سال پیش، گذشته‌ی چیائو و دختری که از کودکی به او علاقه دارد، و زمان حال. اما کارگردان این سه زمان را به‌صورت اپیزود مقابل ما قرار نمی‌دهد. روایت او با تدوین خوبی که دارد این سه بازه‌ی زمانی را یا با برش موازی یا فلش‌بک به‌تصویر می‌کشد. اما در این میان نباید از وزن خوب کمدی اثر نیز غافل باشیم. این تقسیم متناسب کمدی و عاشقانه که درون ظرفی از فانتزی قرار دارد، باعث راحت‌الحلقوم بودن این فیلم می‌شود.
گیدنز در این فیلم استفاده‌ی معقولی از جلوه‌های ویژه کرده است. همین استفاده‌ی اقتصادی باعث شده مخاطب فیلم را بیشتر یک اثر زمینی تصور کند تا یک فانتزی شلوغ و درهم. در سال‌های گذشته آثار مشابه دیگری را در سینمای کره‌ی جنوبی و ژاپن نیز شاهد بودیم. در تمامی این آثار به اسطوره‌ها و افسانه‌های رایج در فرهنگ شرقی رجوع می‌شود و از دل آن‌هاست که روایت‌هایی از این دست بیرون می‌آید. این فیلم تایوانی نیز با پشتوانه‌ی تجربه‌ی نویسندگیِ کارگردان خود روایتی دیگر و جدید را از دنیای جذاب تناسخ‌ها به ما ارائه می‌دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟