پوستر فیلم تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند

اکشن-هیجان‌انگیزی که می‌توانست اثری متوسط باشد

تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند
Til Death Do Us Part
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در سینمای اکشن بارها و بارها با آثاری مواجه بوده‌ایم که سعی دارند از طریق تقابل چند قاتل فضایی کاملاً کمدی و ابزورد را در اختیار مخاطب قرار دهند. این دسته پیرنگ‌ها در حالی که بسیار ساده به‌نظر می‌رسند، اما به دلیل فراوانی آثار تولیدی مخاطب را دچار سردرگمی می‌کنند و به‌نوعی مخاطب قادر نیست معیار مشخصی را برای سنجش این آثار در ذهن داشته باشد. شاید بهترین معیار در باب این پیرنگ‌ها آثار فیلم‌سازانی چون «گای ریچی» باشد. فیلم جدید کارگردان آمریکایی، «تیموثی وودوارد جونیور»، قرار است مخاطب را درگیر یکی از همین پیرنگ‌ها کند. او در اثر خود قصد دارد از طریق تدوینی ناموزون و شکستن خط مستقیم روایت مخاطب را ذره‌ذره به‌سوی درک کل روایت پیش ببرد.

در این فیلم ابتدا با یک مراسم عروسی در کلیسا مواجه هستیم که ساقدوشان داماد در حال آماده‌سازی هستند و پس از چند برش عروس و داماد نیز به جمع آن‌ها اضافه می‌شوند. کارگردان در هنگام ورود عروس به سالن مراسم، به‌یک‌باره با برشی مستقیم مخاطب را به چند ساعت بعد و فرار این عروس می‌برد. داستان طبق آن چیزی که کارگردان در ذهن دارد همچنان گنگ است؛ به‌خصوص زمانی که «عروس» و «داماد» در یکی از سواحل پرتوریکو در حال گذراندن ماه عسل خود هستند. تا به اینجا همه‌ی آن چیزی که کارگردان در ذهن دارد طبق یک منطق روایی پیش می‌رود و مخاطب نیز از این هیجان پنهان در اثر و در نهایت تلاشی که قرار است برای کشف ناپیداها شود راضی به‌نظر می‌رسد. اما این هیجان با ورود کاراکترهای مهاجم دوام چندانی ندارد. آقای وودوارد گویی از این نقطه به بعد دیگر قادر نیست پلانی مشخص برای اثر خود طرح کند و تنها هدف‌اش درگیری مستقیم بین کاراکترها و بردن اثر به‌سوی یک اکشن بی‌جان است. او اگر قصد داشت این کلبه‌ی بیرون از شهر را تبدیل به محل کارزار اثر خود کند، باید این را هم در نظر می‌گرفت که مخاطب نیاز دارد تا پلانی از این کلبه را در اختیار داشته باشد تا این موش‌و‌گربه‌بازی‌ها را به‌راحتی درک کند. کارگردان این نیاز را برطرف نمی‌کند و در نتیجه همه‌ی فرارها و درگیری‌ها صرفاً به‌گونه‌ای نمایش داده می‌شوند که گویی در یک سن تئاتر و در نقطه‌ای مشخص باید این اتفاقات رخ می‌داد. مخاطب سینما و به‌خصوص طرفداران اکشن-ابزوردهایی از این دست، از اثری استقبال می‌کنند که رخدادها در آن نشانی از تصادفی بودن را در خود داشته باشند. در این اثر چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد و کل پرده‌ی دوم اثر را دچار افت می‌کند.

شاید بهتر آن است که آقای وودوارد جونیور به‌جای سرگرم کردن خود در انواع و اقسام آثار اکشن و بالا بردن تعداد فیلم‌های‌اش کمی تأمل داشته باشد تا مخاطب را در برابر آثاری چون «آرزوی نهایی» قرار دهد. این تعدد آثار تولیدی باعث ضربه زدن به تمرکز یک فیلم‌ساز می‌شود و کارگردانی چون وودوارد که نشان داده به‌خوبی کلیشه‌های اکشن و دلهره را می‌شناسد نیز دچار این نقص می‌شود. در هر حال این فیلم و افتتاحیه‌ای که از آن می‌بینیم ما را امیدوار می‌کند که کارگردان آمریکایی در ادامه‌ی مسیر فیلم‌سازی خود بتواند با برطرف کردن نقص‌های آثار گذشته وارد مسیری از جنس آثار سینمای کالت شود. باید منتظر و امیدوار بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟