عصیان ناقص بلوغ
در مورد برخی از کشورهای مسلمان که فیلمسازان زناشان با جسارت در باب زن تصویر خلق میکنند همیشه تحسین و تشویق عکسالعمل جشنوارهنشینها بوده و اتفاقاً باید چنین جسارتهایی را پاس داشت. بهطور مثال میتوان به فیلم «یونی» از خانم «کامیلا آندینی» در اندونزی اشاره کرد که اتفاقاً در سال ۲۰۲۱ به مرور آن پرداختیم. حال در کشور مالزی خانم «آماندا نل او» در اولین تجربهی بلند داستانی خود دست به ساخت اثری زنانه با محوریت بلوغ دختری ۱۱ سال با نام «ضفان»(Zaffan) زده است.
اثر خانم نل او در نگاه اول و شاید در بار اولی که آن را تماشا میکنیم اثری جسور بهنظر برسد و ترکیبی از روایتهای دلهرهی جسمی در باب زنان را به ذهن بیاورد. اما تشویق جشنوارهنشینهای اروپایی و بوس و تشویقفرستادنهای آنها برای این اثر کمی ذهن را مشکوک میکند. به همین سبب در دومین باری که این اثر را تماشا کردیم ضعف ساختاری آن بهوضوح ذوق تماشا را کور میکرد و این اثر را از یک فیلم کاملاً جسورانه تبدیل به اثری متوسط و گاه ترسو و بیبخار تبدیل میکرد.
روایت در باب دختری ۱۱ ساله با نام ضفان است که بههمراه دو دوست صمیمی خود، فرح و مریم، مشغول تحصیل در مدرسهای دخترانه هستند. آنچه خانم نل برای مخاطب تصویر میکند دختری نوجوان است که برخلاف دیگر هممدرسهایهای خود خیلی زود به آن عصیان جنسی و بلوغ دخترانه رسیده است؛ از بازی با سوتین مشکی و رقص در توالت مدرسه و با تاپ و شلوارک به خانه برگشتن و در نهایت نقاشیهای جنسی در دفترچهی یادداشتاش. خانم نل او از طریق این قابها سعی دارد کاراکتر ضفان را وارد اولین تجربهی عادت ماهیانهی خود کند و روایت را درست از این طریق پیش ببرد. او البته در این بین تصویری از فیلم گرفتن مردم مالزی از ببری سرگردان در خیابانهای شهر و پناهنده شدن ببر به درون جنگل در اختیار مخاطب قرار میدهد.
اما چرا این فیلم نمیتواند تبدیل به اثری تأثیرگذار و قابل تأمل شود. کارگردان زن مالزیایی بلوغ دخترانه را در این فیلم تبدیل به همان تغییری کرده که جامعهی سنتی در ابتدا واکنشهای متفاوتی به آن نشان میدهد. او در دوران عادت ماهانهی خود از حضور سر کلاسها منع میشود، دوستاناش او را به بدبویی متهم میکنند و در نهایت از طریق داستانهای اینترنتی افسانههای مختلفی را در رابطه با این اتفاق برای او نقل میکنند. ضفان در این فیلم خوب شخصیتپردازی نشده است. کارگردان در ابتدای فیلم او را همچون دختری سرکش و هنجارشکن در جامعهای مذهبی تصویر میکند و پس از مشاهدهی اولین خون زنانهاش او را سر به راه و نجیب میکند و در حین پس زده شدن از سوی دوستان و بیتوجهی بزرگسالان عصیانی دیگر را در او شعلهور میکند. این تلاقیهای عصیان، سکون و دوباره عصیان در اثر خانم نل او در نیامدهاند. روایت دلهرهی جسمی او از این تغییر فیزیکی و انتزاعی در نهایت قرار نیست مخاطب را درگیر روایتی زنانه کند. حتی اگر این اثر را در ساختار سینمای تجربی در نظر بگیریم باید گفت که فرسنگها از فیلمی تجربی چون «یورتمهی درجا» فاصله دارد.
در نهایت باید گفت که این فیلم هم همچون «اتاق دبیران» دچار بادشدگی جشنوارهای شده است و باید مراقب چنین تبلیغاتی حتی در سطح آثار تجربی و مستقل بود. گویا در دنیای نو بال و پر دادنهای قلابی به یک اثر دلخواه مختص به سینمای تجاری نیست و جشنوارهایها نیز چندین سال است در این دام افتادهاند؛ از هیئت داوران تا منتقدانی که ستارههای خود را خرج میکنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.