پوستر فیلم نیروی صاعقه

کمدی بی‌بخار

نیروی صاعقه
Thunder Force
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

کمدی‌های هیجان‌انگیز همیشه درگیشه جای ثابتی دارند و سینمای بدنه سعی دارد با تولید این آثار سینمای سرگرمی را دچار رونق کند. همکاری بن فالکون و همسرش -ملیسا مک‌کارتی- طی دو دهه‌ی اخیر به‌طور کامل در همین سینما جریان دارد. فالکون به‌عنوان کارگردان و مک‌کارتی به‌عنوان کاراکتر اصلی و به‌اصطلاح بامزه‌ی این فیلم‌ها توانسته‌اند مخاطبین خاص خود را جذب کنند.
حوادث فیلم در شهر شیکاگو رخ می‌دهند. لیدیا و امیلی از دوران دبستان تبدیل به دوستان صمیمی می‌شوند. پدر و مادر امیلی طی حمله‌ای که از سوی شرورهای دارای نیروهای مافوق بشری صورت می‌گیرد جان خودشان را از دست می‌دهند. امیلی نیز تصمیم می‌گیرد به نیرویی دست پیدا کند که بتواند مقابل این افراد شرور ایستادگی کند. همان‌طور که از آثاری در این سطح انتظار می‌رود، تمپوی بالا برای رسیدن به حادثه‌‌ی اصلی بخشی از کلیشه‌ی رایج است. همین کلیشه‌ها هستند که باعث می‌شوند روایت فیلم ضربه‌ی اساسی بخورد و شخصیت‌های آن ماندگاری لازم را نداشته باشند. آثار بسیار زیادی را در سینمای سرگرمی شاهد بوده‌ایم که تمپوی بالا و روند سریع قصه‌گویی کارگردان روی اثر نشسته و باعث شده شخصیت‌های آن ماندگارتر شوند. به‌طور مثال فیلم «ددپول» را در نظر بگیرید. ضربآهنگ فیلم با کاراکتر اصلی و نوع مواجهه‌ی او با اتفاقات با یکدیگر دچار هارمونی می‌شوند. اما فیلم «نیروی تندر» باتوجه به تعریف‌هایی که از کاراکترهای خود ارائه می‌دهد به‌هیچ وجه دچار این هماهنگی نمی‌شود. فیلم نه یک هجویه برای فیلم‌های ابرقهرمانی است و نه یک اثر کمدی-ماجراجویی برای سرگرمی مخاطب خود. مک‌کارتی به‌سبب نقش‌های دیگری که در فیلم‌های کمدی-ماجراجویی ایفا کرده کمی با کاراکتر لیدیا همخوانی دارد. اما اکتاویا اسپنسر و کاراکتر امیلی با یکدیگر همخوانی ندارند.
این دسته از فیلم‌ها به‌سبب اینکه دارای جلوه‌های ویژه‌ی بسیاری هستند، بیشتر با توسل به پرده‌ی سبز تصویرسازی می‌کنند و بحث از زاویه‌ی دوربین و حرکت آن چندان به‌کار نمی‌آید. آنچه که می‌ماند نوع قصه‌پردازی کارگردان است که فالکون در آن ناتوان بوده است. فیلم سعی کرده از هر کدام از آثار اکشن و ابرقهرمانی برای خود موقعیتی جدید و کمدی ایجاد کند. اما نه توسل به جیمز باند و نه مأموریت غیرممکن و دیگر آثار معروف این حوزه نتوانسته فیلم را از ضعف‌های عدیده‌ی روایتی خود برهاند. شاید فیلم «جانی انگلیش» یکی از آثار موفق این دسته از فیلم‌ها باشد که باید برای برخورد با آثاری که در این حوزه تولید می‌شوند تبدیل به یک خط معیار شود. استفاده‌ی به‌جا از بازیگری همچون روان اتکینسون و موقعیت‌های کمدی-اکشنی که او در آنها قرار می‌گیرد باعث شده تا سری اول این فیلم تبدیل به یک اثر موفق در این حوزه شود. اما فالکون و تلاش‌های بی‌وقفه‌ی او برای محکم کردن جای پای خود در این سینما تا کنون لرزان بوده است.