پوستر فیلم سه شب در هفته

بازی‌های مضحک هالیوودی

سه شب در هفته
Three Nights a Week
محصول ۲۰۲۲ - فرانسه
ژانر عاشقانه
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«باپتیست» هشت سال است که با «سمیرا» زندگی می‌کند، اما مدتی‌ست که رابطه‌ی آنها دیگر مانند گذشته نیست. باپتیست که عکاس است بر روی پروژه‌ی خود که عکس‌برداری از افراد کویین است کار می‌کند و به‌تازگی احساس می‌کند عاشق «کوکی»، یکی از دراگ‌‌کووین‌ها، شده است.

«فلورنت گولو» اولین فیلم بلند خود را در سال ۲۰۲۲ بعد از ساخت چندین فیلم کوتاه بر روی پرده برد. او در این فیلم سعی کرده بود وارد زندگی جوانی با نام باپتیست شود که در زندگی عاشقانه‌ی خود دچار سردرگمی شده است. تلاشی که هرگز سرانجام خوبی نداشته و این کارگردان جوان نتوانسته روایت خود را به درستی تصویر کند. روایت آقای گولو فقط ادای روایت‌هایی را درمی‌آورد که می‌خواهند از زندگی جوانان دارای جنسیتی متفاوت از دیگران حرف بزنند. زیرا او در فیلم خود حتی نمی‌تواند گوشه‌ای از زندگی این افراد را نشان دهد. درواقع بحث سر جنسیت افراد مدت‌هاست در جوامع بشری شکل پیدا کرده است. بحثی که بارها به جدل‌های شخصی کشانده شده و هرگز به طور عمیق به اتفاقاتی که در این میان رخ می‌دهد پرداخته نمی‌شود. در این میان سینما و سینماگران بسیاری نیز برای دیده شدن رو به روایت‌هایی می‌آورند که این شخصیت‌ها نقش بسیاری را در بطن داستان آنها دارند. آقای گولو هم شاید یکی از همین افراد است. کسی که مدت‌هاست حتی در ساخت فیلمهای کوتاه‌اش نیز تلاش کرده از جامعه‌ی ال‌جی‌بی‌تی و انواع و اقسام زیرشاخه‌های آن حرف بزند. او اما هنوز شروع نکرده وارد بازی‌های هالیوودی شده و سعی دارد خود را در این میان به هر قیمتی بشناساند.

آقای گولو فراموش کرده برای بیان داستانی از شخصیت‌های پر از غم و غصه و سرگردان و پریشان خود نیاز است این کاراکترها خود را به مخاطب نشان دهند، چه در خلوت‌های خود و چه هنگامی که در کنار دیگر کاراکترها هستند. آقای گولو هرگز در روایت خود برای یکبار هم شخصیت‌های‌اش را تنها نمی‌گذارد و اجازه نمی‌دهد آنها در خلوت خود بنشینند و به آنچه می‌خواهند فکر کنند. او مدام با برش‌های فراوان آنها را از این مکان به مکان دیگر برده، از کنار این شخصیت به کنار کاراکتری دیگر برده و با شلوغ کردن قاب‌هاب خود اجازه نمی‌دهد مخاطب همین اتفاقات را هم به‌درستی مشاهده کند. بخش زیادی از روایت به آهنگ و رقص و اداهایی می‌گذرد که قرار نیست چیزی به روایت اضافه کند. مخاطب از دلیل دوری باپتیست از دوست‌دخترش همانقدر نمی‌داند که از دلیل نزدیکی و دوستی‌اش با کوکی. از هویت دوست‌دختر کاراکتر اصلی همان‌قدر شرحی نمی‌بیند که از دوستان کوکی که هر بار به تعداد آنها اضافه می‌شود.

روایت آقای گولو درواقع ملغمه‌ای از تمام آن کلیشه‌هایی است که با شخصیت‌ها و رفتار جامعه‌ی ال‌جی‌بی‌تی و اقسام آن ادغام شده و می‌خواهد خودی نشان دهد. اما در نهایت تنها چیزی نشان می‌دهد، روایتی بی‌خود، بی‌محتوا و فاقد معنا است که نه شخصیت‌های‌اش از سردرگمی و تنهایی بیرون می‌آیند، نه بازنمایی درستی از سردرگمی و انزوای آنها تصویر می‌شود و نه اتفاقی رخ می‌دهد که این تنهایی و سردرگمی و انزوا به سمت بهتر شدن تغییر کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟