دنیای علم و تکنولوژی در حال پیشرفت روز افزون است. ابداعاتی که برای بشر سودمند بوده و متأسفانه برخی اوقات در مقابل هدف اصلی صلحآمیزش قرار گرفته و از کارآمدی سودمندش فاصله گرفته است. ماجرای نوجوانی ۱۲ ساله که باهوش و زیرک است. اختراعی که میخواهد در برابر یکی از متخصصان فن به نمایش بگذارد و نظر وی را جلب کند. خواندن ذهن دیگران؛ دستگاهی که روی انسان کارایی ندارد، اما باعث نا امیدی وی نشده و بهدنبال تکمیل و آزمایش مجدد آن اینبار روی سگ دوستداشتنیاش میشود. آلیور حین بازی آنلاین مجازی با ژیائو که در چین زندگی میکند آشنا شده و از برنامه و اختراع خود با او سخن میگوید. ژیائو که اهل فن است به او کمک میکند تا ابداعش را با موفقیت به پایان برساند. همدم صمیمی آلیور سگش-هِنری- است. هِنری بهواسطهی اختراع آلیور میتواند با کمک قلادهای که به گردنش آویخته شده با الیور صحبت کند. پدر و مادر آلیور هم در تدارک جدایی از هم هستند و پسرشان غمگین از این بابت تمایل دارد تا آنها را به هم نزدیک کند. هِنری به الیور میگوید اگر انسانها هم به عشق و خانواده بیش از هر چیز غیر ضروری دیگری در زندگی میپرداختند هیچگاه دچار طلاق و جدایی نمیشدند چرا که سگها در زندگی زناشوئیشان خبری از طلاق نیست!! پس بهتر است آنها را وادار کنیم تا مثل سگها فکر کنند و زندگی شادی را رقم بزنند. در ادامه، ماجراهای جالبی را شکل میدهد که باید درکنار کودکان به تماشای آن نشست.
فیلم با طعنهای شیرین به بشر آغاز میشود. سرزنشی که از زبان سگ به انسان اطلاق شده و انسان را عاجز از فهم چیزهای سادهای که از قدرت فهم یک سگ کمتر است میداند. بشری که ادعای سیطره بر دنیایی را دارد و درک برخی مسائل کوچک و حل آن را ندارد!
در فیلم شاهد قطعات موسیقی متناسب با روایت هستیم. مگِن فاکس و جاش داهامل در نقش پدر و مادر آلی نقشآفرینی ویژهای را نداشتند و نمیتوان حضور آنان را ضروری و سازنده دانست. گابریل بِیتمَن که کاراکتر آلیور را آفرید بسیار متبحرانه نقشآفرینی کرد. بازی نوجوانان دیگر را نیز در این اثر نباید نادیده انگاشت. داستان از زبان هنری در حال نقل شدن است. متأسفانه صدای تاد استاشویک که روی هنری-سگ فیلم- گذاشته شده بود در بعضی نماها سینک نبود و به غیر از این ضعف باید به صدای استاشویک اشاره کرد و نوع لحن او در بیان دیالوگها؛ که ضعیف عمل کرد و میتوانست با قدرت و بازی گرفتن بهتر از صدایاش و البته فراز و فرودهایی در آن، شخصیت هنری را دلرباتر از این کاراکتر خلقشده ارائه کند.
شرق آسیا گوئی باید همواره نماد فناوری در فیلمها باشد و این بار نیز شخصیت ژیائو و استاد برجستهی علوم- آقای میلز- با بازی کونال نایار دانشمندی آسیاییتبار نیز از این قاعده مستثنی نبودند و این فیلم نیز به تکرار این مورد کسالتبار مجدداً اشاره کردهاست.