پوستر فیلم چیزهای شنیده و دیده

گرفتار در دوزخ دنیا

چیزهای شنیده و دیده
Things Heard & Seen
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

زمانی که کارگردان‌های سینمای مستقل مسئول انجام پروژه‌های سینمایی می‌شوند، مخاطب بی‌شک می‌تواند از یک چیز مطمئن شود و آن هم چیزی نیست جز قدرت درام آن فیلم. شری اسپرینگر و همسرش، آنتونیو پولچینی، را به‌سبب درام‌ها یا کمدی‌-درام‌های سینمای مستقل می‌شناسیم. آنها در همکاری خود با نتفلیکس و بر اساس فیلمنامه‌ای اقتباسی دست به ساخت اثری در ژانر رمزآلود و هیجان‌انگیز زده‌اند. این زوج را به‌سبب فیلم موفق و بیشتر دیده‌شده‌ی «شکوه آمریکایی» محصول ۲۰۰۳ می‌شناسیم. قدرت درک این دو زوج فیلم‌ساز از موقعیت‌های درام و تطبیق‌شان با کاراکترها یکی از نقاط قوت آنها در آثارشان است.
فیلم «چیزهای شنیده و دیده» روایت‌گر جورج و همسرش کاترین است که به‌سبب انتقال جورج به یک کالج کوچک، به حومه‌ی نیویورک نقل مکان می‌کنند. کارگردان‌های این اثر با درک تمام کلیشه‌های سینمای دلهره سعی ندارند از آنها پیروی کنند. پس مخاطب این ژانر به‌راحتی می‌تواند نوعی به‌هم‌خوردگی الگوهای سینمای دلهره را در این فیلم مشاهده کند.
زمانی که می‌گوییم درام خوب و منطق روایی می‌توانند کلیشه‌های هر ژانر را در خود حل کنند، از این فیلم می‌توان به‌عنوان یک مثال تقریباً خوب نام برد. روایت به‌گونه‌ای است که مخاطب هم‌زمان با موسیقی دلهره و دیزالو‌ها و جامپ‌اسکرهای نرم مواجه است اما در عین حال خط پررنگ قصه را از دست نمی دهد. ساده‌تر اینکه فیلم قصه‌ی خود را فدای چند صحنه‌ی دلهره نمی‌کند و همین باعث می‌شود تا مخاطب نیز موقعیت‌های درام را بهتر درک کند و به‌جای مواجهه با ارواح خبیث مایل به پیشروی قصه باشد.
این فیلم سعی کرده فقط از المان‌های ژانر دلهره استفاده کند و آنها را در پیشبرد روایت خود استفاده کند. در این فیلم خبری از کاراکترهای فرعی نیست که وقتی نام خانه‌ی این زوج را می‌شنوند با یک اکستریم کلوزآپ دچار اضطراب شوند و در پی آن مخاطب به‌دنبال حل کردن کلیدهای دلهره‌آور قصه برود. این فیلم داستانی تقریباً مذهبی با لایه‌ای پوشیده شده از آثار هنری دارد. در باب رویه‌ی مذهبی آن می‌توان چنین اشاره کرد که جمله‌ی پررنگ این روایت همان است که در نقل قولی از فیلسوف الهیات سوئدی- امانوئل سویدنبرگ- می‌بینیم: «اینگونه می‌توانم اظهار کنم که چیزهای آسمانی بسیار واقعی‌تر و ملموس‌تر از آن چیزهایی است که در جهان [خودمان] می‌بینیم.» همین نقل قول مرزبندی بین دنیای ملموس و دنیای ماوراء را برای ما روشن می‌کند.
این فیلم در کنار روایتی مذهبی، سویه‌هایی از نگاه فمینیستی را نیز در خود دارد. گویی کاراکترهای زن در این اثر سعی دارند به‌طور غیرمستقیم یکدیگر را نجات دهند. جورج در این اثر به‌عنوان نمادی از یک گناهکار که خود را پله‌پله لایق دوزخ می‌کند نشان داده شده است و پیرنگ‌های فرعی نیز از تقاطع این کاراکتر می گذرند تا به یکدیگر وصل شوند. اما این را هم فراموش نکنیم که اگر این اثر یک فیلم مستقل بود با خشونتی بیش‌از‌حد و احتمالاً درجه‌بندی سنی بالا مواجه بودیم. اما نگاه کمپانی‌محور باعث شده بسیاری از سکانس‌ها تلطیف شوند تا مخاطب‌های گسترده‌تری آن را تماشا کنند.