پوستر فیلم فردایی هم هست

انقلابی با پاک کردن رژها

فردایی هم هست
There’s Still Tomorrow
محصول ۲۰۲۴ – ایتالیا
ژانر تاریخی، درام
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

اولین انتخابات سیاسی پس از جنگ در ایتالیا که زنان در آن حق رأی داشتند به سال ۱۹۴۶ برگزار شد که مهم‌ترین توصیف از حضور پرشور زنان در انتخابات را می‌توان در این جمله خلاصه کرد: «برگه‌های رأی همچون نامه‌های عاشقانه توسط زنان به صندوق انداخته می‌شد». خانم «پائولا کورتلزی» که طی دو دهه‌ی اخیر به‌عنوان بازیگر در سینما و تئاتر ایتالیا شناخته شده است، در اولین گام خود به‌عنوان کارگردان قرار است مخاطب را به همین دوران پس از جنگ ببرد. کاراکتر اصلی این فیلم که اتفاقاً خانم کورتلزی نقش آن را بر عهده دارد زنی با نام «دلیا»ست. کارگردان زن ایتالیایی در همان سکانس ابتدایی فیلم به مخاطب این مسئله را انتقال می‌دهد که قرار است با یک کمدی ایتالیایی با ترکیبی از پرفورمنس روبه‌رو شود. او برای اینکه سیاهی دنیای دلیا مخاطب را بیش از پیش پژمرده نکند از این مسیر استفاده کرده است که باید گفت انتخاب خوب و مناسبی به‌نظر می‌رسد. در این سکانس آغازین شاهد دلیای در حال خواب و «ایوانو»یی هستیم که روی تخت نشسته و منتظر بیدار شدن دلیاست. به‌محض بیدار شدن دلیا و صبح‌به‌خیر گفتن به‌ناگاه ایوانو صورت او را با یک سیلی محکم سرخ می‌کند و روز این زوج و فیلم استارت می‌خورد. آن‌ها صاحب سه فرزند هستند که دختر بزرگ‌اشان، «مارچلا»، به‌سبب اینکه پدر اعتقادی به درس خواندن زن‌ها ندارد هیچ‌گاه وارد دبیرستان نشده و اکنون هم مشغول به کار است.

کارگردان از همان ابتدا زندگی سخت و برده‌گونه‌ی دلیا را تصویر می‌کند و مخاطب را به این وا می‌دارد که منتظر عصیان دلیا در میانه‌های پرده‌ی دوم باشد. خانم کورتلزی این سیاهی را با کمدی ملیح ایتالیایی خود ترکیب کرده تا مسیر پیشبرد داستان را هموار کند. او دائم در حال تصویر کردن زنانی است که چه در پیاده‌روها و چه در خانه و در نهایت محل کار، از غنی تا فقیر، تحت سلطه‌ی مردان هستند و گاه به آن‌ها همچون ابژه‌ی جنسی نگریسته می‌شود و گاه همچون بردگانی ارزان‌قیمت. خانم کورتلزی تقریباً همه‌ی توحش موجود علیه زنان سنتی را در روایت خود به تصویر کشیده است و باید گفت از این نظر داستان او در برگیرنده‌ی این ظلم‌های سنتی است. او روایت خود را در میانه‌ی دهه‌ی ۱۹۴۰ تصویر می‌کند و مخاطب امروزی با قیاسی گذرا بین آن رنج‌ها و رخدادهای امروزی جهان به این نتیجه‌ی ساده می‌رسد که گامی محکم در جهت ارتقای کیفی زندگی یک زن به‌اندازه‌ی همه‌ی سر و صدها و جنبش‌های مختلف برنداشته‌اند. روایت او با محوریت کاراکتر دلیا قصد دارد به یک رخداد تاریخی ختم شود و از طریق نمادسازی بار دیگر جامعه‌ی زن را در برابر تلاش پیشینیان خود قرار دهد؛ تلاش‌هایی که با هزینه‌ی فراوان در جهت رسیدن به آزادی فردی و اجتماعی صورت می‌گرفت. حسن روایت خانم کورتلزی در این است که مخاطب را چندان اسیر شعارزدگی نمی‌کند و اتفاقاً به‌سبب طنز ملیحی که دارد جذابی روایت برای مخاطب هیچگاه کاهش پیدا نمی‌‌کند.

اما مشکل این روایت سردرگمی کارگردان در رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب است. او همه‌ی تلاش خود را برای رساندن دلیا به پای صندوق رأی به کار می‌بندد، اما از این غافل است که عصیان و انقلاب نمادین دلیا برای پیوستن به زنان دیگر در پای صندوق‌های رأی هیچ تناسبی با رنجی که او متحمل شده ندارد. خانم کورتلزی حتی دلیا را در تقابل با «نینو»، عشق سابق‌اش، نیز قرار می‌دهد. اما این تقابل‌ها آن‌قدر جان ندارند تا دلیا را در مسیر مورد نظر کارگردان نگاه دارند. در این روایت مقصد و هدف با مسیری که کارگردان کاراکتر خود را در آن انداخته کمی ناسازگار هستند. در هر حال فیلم اول خانم کورتلزی روایتی ساده و زنانه در باب برهه‌ای از زیست جامعه‌ی ایتالیایی است که زن‌ها بیش‌ازپیش در آن پررنگ بوده‌اند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟