زمانی که پیر میشوی
سالخوردگی قبل از مرگ هراسیست که هر انسانی را در بر میگیرد. بسیاری سالخوردگی را دالانی برای ورود به نیستی مرگ میدانند و همین باعث میشود که لحظهبهلحظهی این دوران برای فرد سالخورده تبدیل به کابوسی دائمی شود. نگاه دیگران و طرد شدنی از روی عطوفت از سوی عزیزان شاید یکی از بدترین دردهایی است که هر انسان سالخوردهای را قبل از مرگ از پا در میآورد. میل به زیستن در هر انسانی وجود دارد و قرار نیست این میل در دوران افول فیزیکی دست از سر انسان بردارد، اما سالخوردگی را فقط باید تجربه کرد و بدون این تجربهی زیسته است که هر کدام از ما سعی میکنیم همچون مرگ چندان به پیری هم فکر نکنیم. آقای «جاش مارگولین» در اولین تجربهی بلند داستانی خود بهسراغ روایتی ساده در باب پیری رفته است. این روایت حاصل زیست او در کنار مادربزرگ ۱۰۳سالهاش، تلما پست، است و بهنوعی میتوان آن را پارهای از زندگی این زن در سن ۹۳ سالگی محسوب کرد.
آنچه باعث میشود با اطمینان بگوییم که کاراکتر تلما کالت خواهد شد و هر بار در سینما به آثاری در باب پیری فکر کنیم نام این کاراکتر در اولویتهای اول به ذهن بیاید این است که کارگردان تجربهی زیستهی خود را با داستانی سینمایی ترکیب کرده است. آقای مارگولین در بخش ابتدایی روایت خود روتینی از زندگی تلما را تصویر میکند که از طریق آن رگهای باریک از روایت شکل میگیرد؛ رگهای که در آن میتوان تلاش فرد سالخورده برای زیستن همچون دیگران را مشاهده کرد و از سویی دیگر نگاه دیگران به این فرد را نیز نظاره کرد. اما آقای مارگولین برای اضافه کردن هیجان به روایت از درونمایهای کلیشه بهره میبرد که آن را بهوضوح و خطبهخط در آثار مشابه دیدهایم؛ زن یا مردی سالخورده که بهسبب عدم آشنایی با تراکنشهای آنلاین اسیر کلاهبرداران تلفنی و اینترنتی میشود و بخشی از سرمایهاش را از دست میدهد. مشابه چنین پلاتی را عیناً در فیلم کرهای «در معرض خطر» دیدهایم. اما آنچه مسیر داستان آقای مارگولین را عوض میکند تلما، پیریاش و تلاش برای یافتن هدفی نو در دوران پیری است. تلمای ۹۳ ساله از همان ابتدا و بدون شک با بازی خوب و قابل احترام «جون اسکوییب» به دل مخاطب مینشیند و همین کافیست تا مخاطب درون داستانی که مقابلاش قرار دارد غرق شود.
فیلم «تلما» همهچیز را متعادل به مخاطب ارائه میدهد. در این روایت نه با هیجانی کاذب روبهرو هستیم که در برخی از نقاط از منطق روایی اثر هم بیرون بزند و نه حتی با کمدی-فکاهی کلیشهای مواجه میشویم که سعی دارد به اجبار از مخاطب خنده بگیرد. همهچیز در این روایت متناسب با فضایی است که کارگردان خلق میکند. موتیفهای موجز و گویای کارگردان در این روایت یکی دیگر از عواملی هستند که فیلم تلما را تبدیل به اثری کالت میکنند؛ از صحبتهای بین دنی و تلما در باب تام کروز و مأموریتهای غیرممکن او که محرکی برای احقاق حق تلما میشود تا سوسکی که حضور بیپروایاش در زندگی گویی برای تلما نشان از غالب شدن کرختی پیری روی زندگی است. فیلم تلما از آن دست آثاری است که هر مخاطبی پس از تماشای آن ناخودآگاه به صفحهی گوشی نگاهی میاندازد و برای گفتن «دوستت دارم»ی از سر مهر با مادر یا پدر سالخوردهاش تماس خواهد گرفت. شاید هم نبود آنها و رنج فقدان برخی دیگر را ناخوداگاه وادار به اشک ریختن کند. روایت آقای مارگولین داستانی از جنس زندگی است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.