فانتزی چینی شکسته
باز هم اثر فانتری دیگری از چین توسط نتفلیکس منتشر شده است که حتی یک قدم هم نسبت به آثار پردهی سبز و عجولانه و در نتیجه احمقانهی این چند سال سینمای تجاری چین پیشرفت نداشته است. داستان فیلم در مورد تقابل خیر و شر از منظر افسانههای دستکاریشدهی چینی است. آنچه که در زمان دو ساعت و ده دقیقهای فیلم بیش از هر چیز جلوه میکند، پررنگ بودن جلوههای کامپیوتری باریبههرجهت است که باعث میشود مخاطب حتی یک ثانیه هم حس هوای تازهی دنیای بیرون را نداشته باشد. شاید تنها تفاوت فیلمهای فضای بستهی امروزی که دورتادور بازیگران را سنسورها و پردهی سبز احاطه کرده است با آثار فانتزی دههی ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ این است که این آثار دچار روایت نیستند. این فیلم دائم در حال دستوپا زدن در فانتزی افسانههایی است که قادر نیست برای هیچکدام خردهپیرنگی را ایجاد کند. اگر بخواهیم صادقانه به فیلم نگاهی بیندازیم، باید گفت ملغمهای از افسانههای ایرانی و یونانی با استفاده از المانهای چینی است که بیشتر شبیه یک ملودرام آبکی میماند تا یک اثر فانتزی.
دنیای اساطیری همیشه مورد توجه مخاطب بوده است؛ از خدایان یونان گرفته تا کاراکترهای افسانهای فارسیزبانان و موجودات افسانهای شرق دور. اما اینکه پرداخت به این اساطیر چگونه باشد را باید در نوع نگاه فیلمساز جستوجو کرد. درک عمیق فیلمساز از ادبیات منطقهی خود و پرداخت سینمایی او باعث میشود تا مخاطب خواهناخواه با اثر او ارتباط برقرار کند یا فرسنگها از آن دور شود. برای مثال فیلم «شینوبی: قلب زیر تیغ» محصول ۲۰۰۵ از سینمای ژاپن را بهخاطر بیاورید. آن فیلم هم بهنوعی درگیر شخصیتهایی فانتزی بود. اما درامی که از آن برمیآمد باعث میشد تا مخاطب عاشقانهی خونین آن را با تمام وجود حس کند. اما در این فیلم کارگردان از روایت عاشقانهی خود عاجز مانده و در نتیجه فیلم تبدیل به یک ملودرام آبکی از نوع عاشقانههای تینیجری شده است. حتی کارگردان این اثر، با نشان دادن خونهای ریختهشده، سعی کرده مخاطب را درگیر نوعی خشونت کند. باید گفت هیچکدام از این فاکتورها در کنار یکدیگر جمع نمیشوند. اگر فیلمساز نتواند زمین زیر پای خود را محکم نگاه دارد در نتیجه قادر نخواهد بود قصهای را برای مخاطب روایت کند که در آن روح زندگی دمیده باشد. یکی از زیباییهای سینما این است که در عین قصه گفتن، دریچهای از زندگی را مقابل مخاطب خود قرار میدهد و کاراکترهای سینمایی میتوانند جایی را در ذهن مخاطب خود باز کنند. اما این اثر در همهی جنبههای روایی خود کمیتاش لنگ است. در نهایت تنها میتوان به این نکته اشاره کرد که دنیای فانتزی مرزهای منطق دنیای واقع را درمینوردد اما کاراکترهای این دنیا باید شمهای از زندگی را در خود داشته باشند تا بتوانند به درون ذهن مخاطب رسوخ کنند؛ چیزی که این اثر کاغذی از آن محروم است.