پوستر فیلم سالی برای شناخت خودم

خودم در نقش خودم

سالی برای شناخت خودم
The Year Between
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

طی دو دهه‌ی اخیر در باب بیماری‌های ذهنی و روانی درام‌های قدرتمندی ساخته شده‌ است؛ از شیزوفرنی تا آلزایمر. «الکس هلر» کارگردان جوانی‌ست که در سینمای مستقل مشغول فعالیت است. او در ابتکاری زیبا از رنج خودش یک درام زیبا را به‌تصویر کشیده است. هلر از آن دست افرادی است که به بیماران دو قطبی معروف هستند. فرد دچار این عارضه یک دوره‌ی شیدایی دارد و دوره‌ای دیگر در افسردگی کامل به‌سر می‌برد. آنچه تاکنون برای این افراد تجویز می‌شود، داروهای زیادی از جمله لیتیوم است تا این بیماران بتوانند بین این دوره زندگی عادی خود را نیز داشته باشند. این درام-کمدی را می‌توان اتوبیوگرافی هلر از سالی دانست که دانشگاه او را تعلیق کرده بود و باید با خانواده‌ی خود سر می‌کرد.
یکی از خصوصیات این درام غلو کردن کارگردان در دوربین روی دست است. به‌طور مثال زمانی که «کلمنس» در حال دویدن است، فیلمبردار نیز بی‌آنکه از استیدی‌کم استفاده کند همراه او می‌دود. تصویر در این حالت دچار پرش‌های ناموزون می‌شود. اولین اثر این تکنیک روی ذهن مخاطب است که بتواند با دنیای آن لحظه‌ی کلمنس ارتباط برقرار کند. هلر بی‌آنکه بخواهد این رنج را برای بازیگر دیگری توضیح دهد، خود در نقش خود ظاهر شده است. با این تصمیم او به‌راحتی چینش بازیگران پیرامونی را انجام داده است و آنچه که می‌بینیم شیمی قدرتمند بین کاراکترهاست. «جی. اسمیث-کمرون»‌ را در آثار زیبایی چون «اصلاح» به‌یاد داریم. کمرون در سریال اصلاح نیز نقش مادری را ایفا می‌کرد که سعی داشت فرزند تازه از زندان آزاد‌شده را به زندگی بازگرداند. انتخاب هوشمندانه‌ی هلر باز هم کمرون را در نقش مادری دلسوز مقابل دوربین آورده است. در کنار کمرون بازیگری چون «استیو بوسمی» هم در نقش پدر خوش درخشیده است. بازیگران نوجوان نیز به‌طور حتم از فیلتر ذهنی وسواس‌گونه‌ی هلر عبور کرده‌اند که مخاطب را این‌چنین در برابر برشی از زندگی واقعی یک فرد دوقطبی قرار می‌دهند.
زیبایی سینمای مستقل در این است که مخاطب را در برابر رخدادهایی قرار می‌دهد که شاید در آن لحظه همان‌ها را در حال تجربه کردن است. اما در سینمای سرگرمی معمولاً با دنیایی رو‌به‌رو هستیم که خط قرمزی بین خود و واقعیت بیرونی کشیده است و از همان ابتدا فریاد می‌زند که پاپ‌کورن را آماده کنید. الکس هلر اولین گام خود را دنیای فیلم‌سازی بسیار قدرتمند برداشته است. او بخشی از خود را در برابر مخاطب قرار داده است. هلر در طول روایت سعی دارد رنج مضاعف فرد دوقطبی را تصویر کند؛‌ انسانی که تلاش دارد بهترین خودش باشد، اما به‌ناگاه دوره‌ی شیدایی به پایان می‌رسد و تبدیل به خموده‌ای منزوی می‌شود. انسانی که بیش‌فعال نیست، اما دائم از خواب فراری‌ست و به‌نحوی قصد دارد ساعت‌ها را از سر بگذراند. هلر در این اثر نیازی به اغراق نداشته است، چرا که خودش هم‌اکنون نیز در حال تعامل با این دوره‌هاست و بخشی از تجربه‌ی زیسته‌ی خود را در برابر مخاطب قرار داده است. یکی دیگر از زیبایی‌های اثر او این است که سعی دارد بدون چنگ‌زدن به دنیای سوررئال، کمی از انتزاع ذهنی کلمنس خارج شود و با فاصله‌ای معنادار شیوه‌ی زندگی او را تصویر کند. به‌همین سبب است که باید گفت فیلم او به‌سادگی قاب‌های بدون روتوشی که دارد راحت‌الحلقوم است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟