پوستر فیلم خشم بکی

فیلم دوم ساختار و روایت بهتری داشت

خشم بکی
The Wrath of Becky
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

در فیلم سال ۲۰۲۰، بکی نوجوانی عاصی بود که به‌سبب مرگ دردناک مادر از همه‌ی دنیا خشمگین بود. در فیلم اول بکی با پدری که قرار است همسر جدیدش را معرفی کند روبه‌رو می‌شود و این خشم بیشتر و بیشتر بروز پیدا می‌کند. بکی در شش‌و‌بش این خشم قرار دارد که به‌ناگاه چند فرد به کلبه‌ی آن‌ها حمله می‌کنند و این‌بار پدر مقابل بکی جان خود را از دست می‌دهد. روایت اصلی فیلم اول حول انتقام بکی از این افراد می‌گذشت.
در اثر اول بازیگرانی که حول «لولو ویلسون» قرار داشتند‌ آن‌هایی نبودند که قادر باشند به این کاراکترها خصوصیات غلوشده‌ی چنین آثاری را بدهند. در چنین اکشن‌هایی مخاطب نیاز به تماشای خط پررنگ بین خیر و شر دارد. او به قهرمان خود اجازه می‌دهد به هر درجه از خشم و انتقام برای تقابل با این نیروی شر برسد. به‌همین سبب در چنین اکشنی دست کارگردان و کاراکتر باز است. در فیلم اول کاراکترهای شرور کاغذی بودند و حتی کاراکترهای معمولی داستان نیز که قرار بود قربانیان ابتدایی و محرک اصلی بکی برای انتقام باشند به روایت نمی‌چسبیدند. حال با عوض شدن کارگردان‌ها گویا جان تازه‌ای به روایت داده شده است، اما اگر قرار است بکی تبدیل به اثری از جنس فرنچایزهای اکشن و ساختارمند شود باید تلاش بیشتری صورت بگیرد.
حال بکی تبدیل به نوجوانی ۱۶ ساله شده که به‌تنهایی گلیم‌اش را از آب بیرون می‌کشد. دو سال از ماجراهای فیلم اول می‌گذرد و بکی از این‌سو به آن‌سو می‌رود تا همچنان خود را فردی عادی جلوه دهد. بکی نیاز به حضور در جامعه دارد اما آنچه بر او گذشته باعث شکل‌گیری کاراکتری ضد اجتماع شده که گاه واکنشی جز خشونت علیه آزارگران ندارد.
این فیلم جدیدترین ساخته‌ی «مت انجل» و «سوزان کوت» است. اگر بخواهیم بکی را با دیگر آثار این دو کارگردان مقایسه کنیم، باید گفت این دو کارگردان در این اثر گام بزرگی را برداشته‌اند. آن‌ها در آثار قبلی خود که برخی از آن‌ها را در «یک فیلم، یک زندگی» مرور کرده‌ایم با فقدان خط‌های روایی مواجه بودند. انجل و کوت اما در این اثر سعی دارند بکی را تبدیل به کاراکتری تبدیل کنند که در آثار بعدی هم قادر باشد در بطن روایت‌های اکشن قرار بگیرد. به‌همین سبب بکی در ابتدای روایت تبدیل به راوی زندگی سه‌ساله‌ی خود پس از حادثه‌ی فیلم قبل می‌شود و سعی دارد مخاطب را با گوشه‌ای از تقلاهای خود روبه‌رو کند. این گذرها تا حدودی خوب هستند اما باز هم کافی نیستند و آن‌قدر منقطع تصویر می‌شوند که مخاطب در نهایت نمی‌داند بکی اکنون پس از افتتاحیه قرار دارد یا قبل از آن.
بازیگری چون لولو ویلسون توانایی بازی کردن چنین نقشی را دارد، اما قدرت بدنی او برای انجام برخی صحنه‌های اکشن باید ارتقاء پیدا کند. به‌همین سبب است که صحنه‌های اکشن این فیلم علی‌رغم داشتن استانداردهای برش و قاب باز هم به‌سبب پائین بودن توانایی بدنی ویلسون قادر به برانگیختن مخاطب نیست. آنچه در پایان شاهد هستیم عزم جزم کارگردان‌ها و گروه سازنده برای ادامه‌ی این روایت است. اما باید دید که آیا بکی همچنان در دنیای خلوت حومه‌ی شهر زیست خواهد کرد یا در آثار احتمالی بعدی به درون شهر هم سری خواهد زد. همه‌چیز به این بستگی دارد که پروژه‌‌ یا پروژه‌های بعدی تا چه حد قصد اصلاح نقص‌های دو اثر اول را دارند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟