پوستر فیلم جهان به‌لرزه در خواهد آمد

روایتی سرزنده از بقا در خلال جنگ جهانی دوم

جهان به‌لرزه در خواهد آمد
The World Will Tremble
محصول ۲۰۲۵ ـ ایالات متحده، بریتانیا
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۲.۵
نویسنده اردیبهشت

در طول دهه‌های گذشته بارها شاهد تولیدات سینمایی درباره‌ی واقعه‌ی هولوکاست بوده‌ایم و با اینکه بیش از ۸۰ سال از پایان جنگ جهانی می‌گذرد، اما ماجراهایی که دنیا در آن سال‌ها در اردوگاه‌های مرگ دیده‌ را نمی‌توان انکار کرد. این بار «لیور گلر» فیلمی دیگر مبتنی بر داستانی واقعی را تقدیم سینمادوستان، به‌خصوص در ژانر تاریخی، کرده که بهتر است گام به گام با آن پیش رویم. فیلمی که به فرار از اردوگاه «خلمنو»، یکی از کمپ‌های خوفناک نازی‌ها در لهستان، اشاره دارد.

«سالومون وینر» با بازی «الیور جکسون کوهن»، «مایکل پوچلبنیک» با نقش‌آفرینی «جرمی نومارک جونز» و «ولف» با هنرنمایی «چارلی مک‌گچان» در تلاش برای یافتن راهی برای فرار از این اردوگاههستند. ما پیش‌تر کمپ «آشوویتس» را با وقایع هولناکی که در آن رخ داد می‌شناختیم؛ این‌بار یهودیان لهستانی هدف از فرار را برای افشای آنچه در کمپ‌ خلمنو می‌گذرد، قرار می‌دهند. آن‌ها گورکنانی هستند که روزانه تعداد زیادی از هم‌مسلکان خویش را باید دفن کنند. کامیون‌های گاز مملو از اسیرانی هستند که به گودال‌های دسته‌جمعی ختم می‌شوند. یهودیان از گتوها جمع‌آوری می‌شدند تا با وعده‌ی کار به مناطق دیگر منتقل شوند. محل کار وعده داده‌شده به آنها در اصل، اردوگاه‌های مرگ بودند. وقتی سولومون و مایکل با صحنه‌هایی وحشتناک مواجه می‌شوند تلاش می‌کنند تا با فرارشان به دیگر هم‌کیشان خود اطلاع دهند که بهانه‌ی کار، وعده‌ای بیش نیست. در اصل دروغی‌ست برای انهدام آن‌ها و آغاز نسل‌کشی. گذشته از فرار و چالش‌های سهمگین پیش رو، باید چرایی و چگونگی اتفاقات را به سمع سایرین برسانند طوری‌که باورپذیر باشد. اخباری که آلمان نازی در اختیار رسانه‌ها قرار می‌دهد فاقد هر گونه آزار و کشتار دسته‌جمعی‌ست.

روایت و داستان پردازی را می‌توان غیر از پرده‌ی آخر قوی دانست. تمرکز بر واقعیت دلخراش در خلمنو که تصویری از نابودی سیستماتیک را آشکار ساخت باید از نقاط قوت فیلم دانست. کارگردان بدون اینکه صحنه‌های برهنه‌ی زندانیان را نمایش دهد، فقط از طریق فریاد و ضجه‌شان و خشم و برآشفتگی سولومون و مایکل عمق این فاجعه را نمایان می‌کند. دوربینی که روی اجساد تمرکز نمی‌کند و در عوض مخاطب را از طریق نشان دادن چهره‌ها و دست‌های لرزان بازماندگان آگاه می‌سازد. حتی سکوت و سرکوب احساسات به قدری برای بیننده ملموس بود که القای آن‌ها به درستی صورت گرفت. رفتارهای سادیستیک نازی‌ها که همراه با مهربانی کاذب و دروغین بود را هم باید به کمک بازی و نوشته‌ی خوب نادیده نگرفت. تیم بازیگری بسیار خوش درخشید. وحشت، خشم، تنفر، درماندگی، ناامیدی، تنش و استرس همگی به کمک نقش‌آفرینی‌های موثری به بیننده منتقل شد. تاریکی ماجرا با موسیقی و صحنه‌پردازی زیبای آن بدون استفاده از نمایش بصری برای بیننده افشا شد.

اما نیمه‌ی دوم را نمی‌توان دلگرم کننده و تا حدی قابل باور دانست، این خلأ و کاستی با پرده‌ی نخست که قوی پیش رفت تا حدودی قابل اغماض است. فیلمبرداری خیره‌کننده‌ای که شاهد بودیم در کنار طراحی صحنه را باید تحسین کرد. فقط اگر سکانس‌های تعلیق که در نیمه‌ی نخست شاهدش بودیم را در پرده‌ی دوم نیز می‌دیدیم می‌توانستیم فیلمی کم‌نقص با ایده‌ای بدیع را معرفی کنیم. در نهایت گلر، فیلم دراماتیک خوش ساختی را ارائه داد که مخاطب آن را فراموش نمی‌کند. نماهای پایانی‌ای که گزارشی مستندوار و واقعی را پیش از تیتراژ به بیننده می‌دهد و تلاش برای فراری که به افشای حقیقت می‌رسد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟