پوستر فیلم زنی که فرار کرد

داستان‌های زنان

زنی که فرار کرد
The Woman Who Ran
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«گامیو» زنی میانسال است که بعد از گذشت سال‌ها توانسته برای چند روز خود را در کنار دوستان قدیمی‌اش ببیند. او بعد از پنج سال که از ازدواج‌اش می‌گذرد، برای اولین‌بار بدون همسرش راهی این سفر شده است. او در این سفر کوتاه با سه دوست قدیمی خود ملاقات می‌کند، با آنها هم‌صحبت می‌شود و شرایط زندگی آنها را می‌بیند.
فیلم «زنی که فرار کرد» داستان آرام، ساده و ساکتی‌ دارد که به درون زندگی زنان شخصیت داستان‌اش وارد شده، در آن کمی وقت گذرانده و از آن به آرامی نیز خارج می‌شود. دوست ابتدایی گامیو زنی‌ست که از همسرش جدا شده است و در منطقه‌ای در اطراف سئول خانه‌ای کوچک دارد و با یک هم‌اتاقی دیگر زندگی می‌کند. این زن با ساختن حیاطی کوچک و پرورش گیاهان زندگی آرام خود را می‌گذراند؛ او به چیز دیگری نیاز ندارد. گامیو با او به مکالمات ساده‌ای می‌پردازد؛ حرف‌هایی از خانه، غذا، هوا و حتی از دختر همسایه‌ای که مادرش، او و پدرش را به خاطر اخلاقِ بدِ پدر رها کرده است. دوست دوم کسی‌ست که کارش را رها کرده تا حالا به عنوان هنرمند علاقه‌ی گذشته‌اش را دنبال کند. او با اجاره‌ی یک خانه در محیطی ساکت و آرام سعی در یافتن دوباره‌ی آرامش دارد. مکالمات بین این دو نفر نیز محدود به اجاره‌خانه و زندگی معمولی‌شان است. دوست سوم اما همسرِ عشقِ قدیمی گامیوست و با دیدن گامیو اولین کاری که انجام می‌دهد عذرخواهی از اوست؛ از اینکه عشق او را سال‌ها پیش از او گرفته است. گامیو اما در جواب تنها می‌گوید که دیگر چیزی از آن اتفاق را به خاطر نمی‌آورد. این دوست از ناراحتی مشهور‌شدن همسرش می‌گوید و نیز از اینکه کم‌کم دارد از این زندگی خسته می‌شود. گامیو با این عشق قدیمی که حالا یک نویسنده‌ی معروف کتاب است هم ملاقات می‌کند. ملاقاتی که در آن عشق هنوز یافت می‌شود.
گامیو با ملاقات با این سه دوست درواقع خود را در آینده‌ای نزدیک می‌بیند. او ممکن است در آینده هر کدام از این سه زن باشد. او و همسرش عاشق هم هستند و به نظر می‌رسد که همه چیز خوب است، اما گامیو حتماً با خود فکر خواهد کرد که در آینده سرگذشت او چه خواهد بود؛ زنی مطلقه یا زنی که همه‌چیز را رها کرده و رفته یا حتی زنی که میان این دو وضعیت گرفتار شده است؟ او با تکرار این حرف که دل‌اش می‌خواهد یکی از این خانه‌ها را داشته باشد، در خانه‌ی دوستان‌اش شاید به هر کدام از این شرایط فکر هم کرده باشد. آیا او از زندگی‌ و عشقی که همسرش به او دارد خسته شده است؟ پاسخی برای آن در فیلم وجود نخواهد داشت، زیرا در زندگی واقعی هم گاهی جوابی وجود ندارد، مگر در زمانی که همه چیز ناگهان تغییر کند. فیلم «زنی که فرار کرد» مخاطب خود را برای زمانی کمتر از هشتاد دقیقه در میان روزهای عادی زندگی چندین زن وارد کرده و آنها را با دنیای زنان همراه می‌کند.
یکی از نکات مهم فیلم اما فیلمبرداری آن است. دوربین در بیشتر مواقع ثابت بوده و هیچ حرکتی نمی‌کند. تنها در یک مکان قرار گرفته و شخصیت‌های‌اش را نگاه می‌کند؛ انگار مخاطبان در برابر این افراد نشسته‌اند و به آرامی به حرف‌های آنها گوش می‌دهند. دوربین بیشتر مدیوم‌شات است و شخصیت‌های‌اش را بدون اینکه کلوزآپی از آنها نشان دهد، همواره از دور و با محیط پیرامونی‌شان به تصویر می‌کشد. درواقع دوربین با این حرکات حضور زنان را در محیط نشان می‌دهد و آنها را جدا از اطراف‌اشان و تأثیری که بر اطراف‌اشان می‌گذارند و البته تأثیری که اطراف‌شان بر آنها می‌گذارد، نمی‌داند. نگاه دوربین در مواجهه‌ی این زنان با مردان نیز جالب توجه است. در تمام سه سکانسی که مردان در فیلم مشاهده می‌شوند -آن هم به دلایل متفاوت- دوربین آنها را از پشت نشان می‌دهد و هرگز با آنها روبه‌رو نمی‌شود. این نگاه نه به منظور طرد کردن مردان از زندگی این زنان است، بلکه برعکس نشان می‌دهد که مردان همواره در زندگی زنان وجود دارند، همانطور که زنان در زندگی مردان وجود دارند، اما آدمی برای رسیدن به آرامش تنها و تنها باید خود حقیقی‌اش را بشناسد و با اتکا به آن به زندگی ادامه دهد. فرقی هم نمی‌کند زن باشد یا مرد. اما این فیلم داستان زنان است و زنانِ این روایت با یافتن خود یا تلاش برای یافتن خود می‌توانند به آن آرامش درونی برسند.