آفریقایی-آمریکاییهای هالیوود به شاهبانو نیاز دارند و نه پلنگ سیاه
در تاریخ مبارزهی سیاهپوستان برای تحکیم جای پای خود در جامعهی آمریکایی، سینما یکی از مهمترین ابزار این مبارزه بوده است. بسیاری از بازیگران و کارگردانهای سیاهپوست طی دورههای مختلف از رنجی که در این سینما کشیدهاند گفتهاند. اینکه اولین سیاهپوست بازیگر یا کارگردان در تاریخ سینمای هالیوود وجود دارند، نشان از این نگاه دوگانه دارد. اما از اسکار ۲۰۱۵ به اینسو گویی هالیوود سعی دارد کوتاهیهای خود را با تقلیل دادن این مبارزه به سانتیمانتالیسم هالیوودی جبران کند. بسیاری از سیاهپوستان آمریکایی انتظار این ترحمها را ندارند. آنها فقط میخواهند همچون انسانی برابر نگریسته شوند و نه همچون یک سیاهپوست در کنار سفیدپوستان. معادلهی سادهایست. نیاز نیست هالیوود پلنگ سیاه بسازد و سیاهپوستان را در گوی شیشهای ابرقهرمانی نشئه کند. بهتر آن است که هالیوود تجاری کمی بیشتر به روایتهای آفریقایی-آمریکایی بها دهد. حال در سال ۲۰۲۲ شاهد روایتی از این دست هستیم. «شاهزن» یکی از آن روایتهایی است که میتواند اصالت را در خود فریاد بزند.
روایت خانم «جینا پرینس بایدوود» دیگر شبیه «نگهبان قدیمی» نیست. این روایت از دل تاریخ میآید. کارگردان سعی دارد فیلم خود را در اوایل قرن ۱۹ و درست در زمانی که آفریقاییها فوجفوج به اروپا فرستاده میشدند تا از دنیای آزاد خود فاصله بگیرند، تصویر کند. کاراکترهای اصلی فیلم او را زنانی جنگجو تشکیل میدهند که تحت عنوان «آگوجیه» از قبیله و پادشاهی خود دفاع میکنند. «نانیسکا» بهعنوان فرماندهی این گروه جنگجو همچون زنی تکبعدی فقطوفقط خدمت به پادشاه را میشناسد. اما کارگردان در روایت خود هم قهرمانسازی از یک دختر سادهی قبیله را بهتصویر میکشد و هم رستگاری نانیسکا را در نظر دارد. او بیآنکه از عشوههای فمینیستی هالیوود استفاده کند، روایت خود را کاملاً زنانه ارائه میدهد؛ دختری ساده برای فرار از ازدواج اجباری به اردوگاه گروه آگوجیه روانه میشود و درون دنیایی پرتاب میشود که فقط زنان هستند که حکمرانی میکنند. کارگردان در دو قطبی کردن فضای روایت خود کاملاً جانب احتیاط را را رعایت میکند. نانیسکا و ناوی در برابر و کنار یکدیگر وارد مبارزهای علیه بردهداری میشوند. خانم بایدوود سعی دارد به ریشههای بردهداری کلاسیک بپردازد. او بهدنبال تصویر کردن زندگی بدوی و سادهی آفریقاییهاست؛ درست در زمانی که نه سودای کشورگشایی داشتند و نه طمع بهدستآوردن. این روایت مردمانی را بهتصویر می کشد که خودشان برای خودشان بس هستند و حتی نگاهی به آنسوی آبها ندارند. اما کشتیهای پرتغالی در ساحل اقیانوس گویی همهچیز را تغییر میدهند و آنها را وادار به واکنش میکنند.
فیلم شاهزن علاوه بر روایت ساده و در عین حال پر قوت خود، دارای فرمیست که در عین سادگی باعث میشود مخاطب عام سینمای اکشن نیز با آن ارتباط برقرار کند. برشهای اقتصادی، حرکت منعطف دوربین و تنوع در زاویههای قرارگیری دوربین باعث خلق اثری شدهاند که سادگی محتوا را در فرم خود نیز داراست. شاهزن یکی از آن دست روایت های ساده و تجاری هالیوود است که نیاز به ریختوپاش نداشته است. «وایولا دیویس» در میان بازیگران نیز همچون نانیسکا نقشی محوری دارد و بازی خوب او توانسته همه را وادار به واکنشی حرفهای کند. دیویس طی این چند سال اخیر با پذیرش نقشهایی محوری در قامت چهرههای مشهور گذشته، چه داستانی و چه حقیقی، سبب شده مخاطب سینمای هالیوود به درک بهتری از بازیگری یک زن در سینما برسد؛ مخاطبی که تا پیش از این فقط انتظار داشت بلوندهای باربیقامت نقشهای محوری را در اختیار داشته باشند و جایی برای یک زن آفریقایی-آمریکایی متصور نبودند. اما دیویس ورق را بهگونهای برگردانده که این تصور غلط کمکم در حال شکسته شدن است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.