در سینما بارها رخ داده که یک کارگردان از موفقیت نسبی یک فیلم مجاب به ساخت اثری دیگر با همان درونمایه شود. «ژیل دو مایستر» در سال ۲۰۱۸ فیلمی با نام «میا و شیر سفید» را روی پرده برد. فیلم از آن دست درامهای خانوادگی بود که در آن رابطهی انسان و حیوان بهتصویر کشیده میشود. استقبال نسبی از آن باعث شد این کارگردان به فکر ساخت اثری بیفتد که برای اولین بار یک گرگ و شیر در کنار هم کاراکترها اصلی فیلم باشند.
«آلما» دختری جوان است که در نیویورک مشغول تحصیل موسیقی است. او پدر و مادر خود را از دست داده و حال جزیرهای در کانادا از پدربزرگ به او ارث رسیده است. آلما بهمحض ورود به جزیره با مادهگرگی مواجه میشود که دوست پدربزرگ بوده و حال در حوالی خانهی او سروکلهاش پیدا شده است. طی یک سقوط هواپیما، یک توله شیر که برای یک سیرک شکار شده در جزیره سرگردان میشود. آلما توله شیر را پیدا میکند و با خود به خانه میآورد. مادهگرگ نیز تولهی خود را از ترس شکارچیان به خانه میآورد و هر دو توله از شیر او تغذیه میکنند. آلما کمکم به هردو حیوان وابسته میشود. نام آنها را «موتزارت» و «دریمر» میگذارد. این فیلم از آن دست آثاری است که فقط ۲۰ دقیقهی ابتدایی آن قابل تحمل است. دو سوم بعدی فیلم چنان کسالتبار و رخوتبار است که نمیتوان آن را تحمل کرد.
شاید اولین قدم اشتباه کارگردان استفاده از شیر و گرگ واقعی در فیلم بوده است. در ۲۰ دقیقهی ابتدایی چون هر دو حیوان توله هستند و کاراکتر انسانی دائم در میان آنهاست بسیار شیرین و جذاب بهنظر میآید. اما با بزرگ شدن این دو حیوان فاصلهی کاراکتر از هر دو حیوان در قاب کاملاً مشهود است. کارگردان فیلم خود را فدای همین انتخاب اشتباه کرده است. پارهی دوم و سوم فیلم تبدیل شده به موزیکویدیوهایی یوتوبی از حیاتوحش میشود. این انتخاب کارگردان حتی به او اجازه نمیدهد در این دو بخش قصهاش را بهتصویر بکشد. کاراکتر آلما در فیلم گم میشود و دائم درحال پرش زمانی در فیلم هستیم. این کارگردان نمونهی آن دسته از افرادی است که یک اثر خوب را فدای لذتی ۲۰ دقیقهای میکنند. تأسفبار آنجاست که ما هیچ قصهای نداریم و فقطوفقط قابهایی با حضور یک گرگ و یک شیر میبینیم. این درام خانوادگی یک فیلم کوتاه ۲۰ دقیقهای است که با خوردن سر آلما به سنگ و بیهوش شدن او پایان مییابد.
در بسیاری از درامهای خانوادگی که یک پای آنها حیوانات هستند قصه اولین رکن مهم آن است. کارگردان در این فیلم قصد دارد نگاهی انتقادی به حبس حیوانات در مکانهایی چون باغوحش و سیرک داشته باشد. اما ما فقط نام باغوحش، سیرک و حیاتوحش را میشنویم. قصهای وجود ندارد که کاراکتر فیلم را وارد چالش کند و مخاطب طی این چالش به درونمایهی فیلم پی ببرد. شاید مخاطبی که هنوز این فیلم را مشاهده نکرده، بهتر است اثر سال ۲۰۱۸ این کارگردان را مشاهده کند و پس از آن به سراغ این فیلم برود.
واکنش تو به این نقد
بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر میکنی.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.