وقتی رقص اعتراض است
فیلم با تصویر پسری جوان که در حال نوشتن متن یک شعر است، آغاز میشود. او سعی دارد نوشتهی خود را با ریتم هیپهاپ هماهنگ کند. کمی بعد او در حال خواندن شعر خود با ریتم است و تصاویر از اتاق او بر روی شهر شروع به گشتن میکند. شعری که در آن پسر جوان از سادهترین خواستههایاش میگوید و از آرزوی خوشبختی و روشنایی حرف میزند.
در مرور فیلم «قهرمان یک ثانیهای» اشارهای کوتاه به پیشینهی سینمای هنگکنک کردیم؛ اینکه این سینما اگر قربانی بحرانهای اقتصادی دههی ۱۹۹۰ نشده بود شاید حالا خود را همپای سینمای کره یا سینمای چین میدید. سینمایی که فیلمهای اکشن آن اما هنوز هم جذابیتهای دیداری خود را دارند. از این روست که سینمای هنگکنک تلاش میکند با تعقیب دیگر سینماهای پرقدرت باز هم جایگاه خود را بیابد. فیلم «شیوهای که ما میرقصیم» در سال ۲۰۱۳ یکی از فیلمهای موزیکال و زیبایی بود که در تعقیب سری فیلمهایی مانند «استپ آپ»ها خودی نشان داد و از سوی کشورهای آسیایی و البته مردمان خود هنگکنک با استقبال بسیاری روبهرو شد. در این فیلم رقصهای شاد و چهرههای جدید رقصنده باعث ایجاد نشاط و نوعی زندگی امیدوارانه شدند و همین امر باعث شد قسمت دوم این فیلم نیز ساخته شود. قسمت دوم فیلم «شیوهای که ما میرقصیم» با نام «شیوهای که ما رقص را ادامه میدهیم» البته که این بار با تغییر رویه در داستان اصلی خود سعی کرده است رقص را بهانهای کند برای رفتن به دل جامعهای که هر یک از اعضای آن مشکلات خاص خود را دارند و اما هنوز هم برای رسیدن به آرزوهای خود در حال تلاشاند. تلاشی که در جوامع امروزی تلاشی نابرابر است و رقص قرار است در مقابل این نابرابری بایستد.
فیلم «شیوهای که ما رقص را ادامه میدهیم» در داستان خود این بار نه به خودِ رقص که بر شخصیتهای رقصندهی خود تمرکز کرده است و به جز چند سکانس خاص که رقصندهها در آن رقص خود را نشان میدهند، در مابقی سکانسها به رفتارها، روابط اجتماعی و افکار و عقاید آنها پرداخته است. رقصندههای فیلم اول که حالا همگی مشهور شده و در جامعه دیده شدهاند سعی میکنند با تشکیل یک گروه خیابانی ساده برای خودشان، اعتراض خود را به شیوههای جدید بازیگری و استعمارگریای که روزانه نه تنها بازیگران که تمام جامعه را پر کرده و همه را از خودشان دور کرده است، نشان دهند. آنها به اعتراض به جوامعی میپردازند که سعی دارد با فروش تجمل و ایجاد محلههای پر از زرقوبرق، انسانها را اسیر چیزهایی کند که عملاً آنها را از خود دور میکند. این گروه سعی دارد با رقص هیپهاپی که البته خود از دل محلههای مردمان سیاهپوست آمریکایی آمده است و اعتراضی است به جامعهی استعمارگر آمریکا، اعتراض خود را به تغییر رویهی نابهجای ایجاد شده نشان دهد. اما این گروه در این مسیر باز هم مورد بازخواست گروهی دیگر قرار میگیرند و حتی تمسخر هم میشود.
فیلم «شیوهای که ما رقص را ادامه میدهیم» در مسیر روایت طولانیاش با پرداخت درست به شخصیتهای خود توانسته است ما را با خود همراه کند. روندی که شاید برای عدهای که خواستار دیدن سکانسهای رقص زیاد در این چنین فیلمهایی هستند، خستهکننده و ملامتبار باشد. از سوی دیگر فیلم بر مکالمات بسیار شخصیتها و کموبیش آوازهای هیپهاپ با ریتم تند تکیه دارد و از این روست که حتی این امر هم میتواند بر خستهکننده شدن فیلم بیفزاید. اما با تمام این موارد روند تغییر شخصیتهای فیلم موجه و قابلقبول است و مکالمات و دیالوگهای این شخصیتها مسیر را برای تغییرات آنها بهخوبی روشن کرده است.