«گانر» پسر بچهای یازده ساله است که به تازگی به همراه پدر و مادرش به شهری جدید آمده است. اولین کاری که او انجام داده پیداکردن یک کتابخانه است و سپس تحقیق دربارهی مرگ. او در حال نوشتن یک کتاب تصویری است دربارهی یک کارآگاه. از سوی دیگر مادرش درحال مبارزه با بیماری سرطان است و همین امر پدرش را نسبت به همهچیز حساس کرده است. دیدن بیماری و درد مادر و رفتارهای پر تنشی که پدر با گانر دارد در عین اینکه او را ناراحت میکند باعث میشود او به فکر کمک به مادرش بیفتد. در این میان شنیدن داستان مرد آبی -کسی که میتواند مرگ را گول بزند- باعث میشود گانر برای یافتن این فرد تلاش کند.
یکی از مهمترین المانهای فیلمهای نوجوانانه داشتن داستانی خلاق و اثرگذار است. داستانی که با هیجانات خود بینندهی نوجواناش را در برابر خود نگاه دارد و او را هر چه بیشتر با شخصیتهای داستاناش همراه کند. فیلم «در جستوجوی اُهانا» (۲۰۲۰) داستان یک دختر و پسر نوجوان بود که برای یافتن گنجینهی طلایی قدیمی راهی سفری در میان جنگل میشوند تا بتوانند علاوه بر دنبال کردن کنجکاویهای خود با یافتن این گنج طلایی به خانوادهی خود نیز کمک کنند. داستانی خلاقانه که این نوجوانان را در برابر اتفاقات متفاوت هیجانانگیزی قرار میداد بهطوریکه بینندهی نوجوان خود را در هیجان این مسیر همراه آنها میکرد. داستانی که جنبههای فانتزی و کمدیای نیز در درون خود داشت. فیلم «مرد آبی» هم با داستانی فانتزی اما اثرگذارتر سعی کرده است کنجکاویهای نوجوانانه را این بار در مسیری دیگر و با هدفی بزرگتر به تصویر درآورد.
فیلم «مرد آبی» با داستان ساده اما پختهی خود دیدن تصاویرش را راحت کرده است. این فیلم با شخصیتهای واقعی و دردهای واقعی باعث میشود تلاش کنجکاوانهی گانر -قهرمان کوچک داستان- نیز واقعی دیده شود و ترس و اضطرابی که در میان جنگل به او و دوست تازهاش -جو- وارد میشود قابللمس گردد. درد مادر در کنار عشقی که به پسرش دارد و حتی نزدیک شدناش به مرگ که این عشق را بیشتر هم کرده در کنار درد پدر و نگرانی و اضطرابی که با خشونتها و فریادهای ناگهانی بروز پیدا میکند همگی شخصیتهای داستان را قابلپذیرش و قابلدرک کردهاند. حتی جو نیز که دختر کوچک بهظاهر شجاعی دیده میشود دارای دردها و نگرانیهای واقعی است که در کنار نگرانی و درد گانر توانسته داستان فیلم را قابلباورتر کند. گانر به همراه جو به میان جنگل میروند تا مرد آبی را بیابند. پدر هم که پسرش را بهشدت دوست میدارد به دنبال پسرش و برای یافتن او تلاش میکند.
«دیوید اویلو» بازیگر قدیمی سینما که او را در فیلمهای زیادی چون: «سلما» (۲۰۱۴)، «یک پادشاهی متحد» (۲۰۱۶) و «جدایی» (۲۰۲۰) دیدهایم، در ساخت اولین فیلم بلند خود از تجربهی سالهای بازیگری خود بهره برده و توانسته است شخصیتها و داستان خود را هرچه بهتر به تصویر کشد و بینندهی بهویژه نوجوان خود را به راحتی در مقابل خود بنشاند و در این میان حرفهای زیادی را هم به آسانی برای آنها بازگو کند. حرفهایی که در پوششی از هیجان و شخصیتگرایی در زیرلایههای فیلم نشان داده میشوند و نوجوان مخاطب خود را به فکر فرو میبرند.