تصاویری ترسناک، داستانی بیهوده
سکانس ابتدایی فیلم با نشان دادن مادری حامله که در حال گذشتن از جنگل با ماشیناش است، آغاز میشود. کمی بعد او بخاطر شرایطی که دارد میایستد تا استراحتی کند اما صدایی در جنگل توجه او را به خود جلب میکند. او به سمت صدا میرود و دیگر باز نمیگردد و خونی تراوششده بر روی گوشی موبایلاش نشاندهندهی مرگ اوست. برش. «کلر» زنی جوان که پلیس شهری کوچک است با توجه به آخرین پروندهای که داشته و منجر به خودکشی پسری جوان شده است حالا در مرخصیای اجباری به سر میبرد. اما خبر مرگ پدرش باعث میشود او به شهر محل تولدش بازگردد تا اتفاقات عجیبی در انتظارش باشد.
فیلمهای ترسناک با درونمایههای ماورائی همیشه جذابیتهای خاص خود را دارند چراکه آنها ترس را ورای دنیای واقعی و درواقع در جهانی دیگر به تصویر میکشند و ازاینروست که میتوانند خلاقیت و داستانی خاص را هم در خود جای دهند. جادوگران یکی از آن افرادی هستند که میتوانند داستانهای ماورائی را جذاب کنند. جادوگرانی که برای انجام اعمال خود دلایلی، هرچند خبیثانه دارند. دلایلی که همگی ریشه در ذات آدمی و آن نقطهی سیاه درونی انسانها دارد. شاید به همین دلیل هم است که جادوگران در این داستانها جذاباند چراکه آنها میتوانند خود دیگری از انسان را به او نشان دهند. آن خود سیاه و زشت را. اما در فیلم «جادوگران بلکوود» چه نوع جادوگر یا شیطانی قرار است نمود پیدا کند؟ صادقانه بگذارید در همین ابتدا بگوییم: هیچچیز. این فیلم علیرغم تصاویر و میزانسن زیبایی که دارد داستانی به شدت شکننده و بیهدف را دنبال میکند که تمام زیبایی تصاویر را حرام کرده است و در انتها نیز جز احساس سرخوردگی برای بینندهاش چیزی را نصیب او نمیکند.
فیلم «جادوگران بلکوود» از همان ابتدا با تصاویر خود میتواند به خوبی ترس را به مخاطب القا کند. ما در این فیلم قرار نیست هیچ جامپکات یا اتفاقی ناگهانی را مشاهده کنیم که ما را از جای خود بلند کند اما موسیقی و دوربینی که مدام در پی چیزی میگردد میتواند آهستهآهسته ترس را در روح ما جاری کند. کلر پا به شهری میگذارد که ساکنان آن زنانی هستند که قیافهای شبیه به مردهها دارند، بدون بچه، بدون همسر و درکل بدون هیچ مردی. تمام این شهر کوچک عجیب و غریب است و همین امر است که فضای پیرامونی را رازآلود و ترسناک کرده است. همچنین دوربینی که در بسیاری موارد اورهد میشود و کلر را دنبال میکند که در میان جنگلی که درختان خشک در آن قرار دارند و بادی مدام و ملایم در آن میوزد، بر دلهرهی این شهر میافزاید. اینکه درون این شهر ساکنان کمی وجود دارد را هم میتوان یکی از بزرگترین دلایل هولناکی این فضا دانست. از این روست که فضای محیط و حتی گریم و لباسهای شخصیتها کاملاً آماده برای طرح داستانی رازآلود و ترسناک است. اما متاسفانه فیلم «جادوگران بلکوود» هیچ داستان خاصی را دنبال نمیکند. ابهامات داستانی آنقدر در آن زیاد است که در نهایت ما از داستان آن چیزی نخواهیم فهمید. دو سوم ابتدایی داستان ما را برای یافتن رازهای آن به دنبال خود میکشد اما زمانی که هیچ رازی وجود نداشته باشد و هیچ دلیل قانعکنندهای برای رخ دادن اتفاقات نباشد پس تمام فیلم خراب شده است. فیلم هرگز توضیح واضحی برای وجود جادوگران و البته شخصیتهای خود ندارد. هیچ کدام پرداخت درستی نشدهاند. ما نه میفهمیم این جادوگران که هستند و نه اینکه چه میخواهند و نه حتی در چه شرایطی زندگی یا مردگی میکنند. مردان این شهر کجا هستند؟ فرزندان برای چه از مادران گرفته میشوند و مادران چرا زنده میمانند؟ داستان کلر و خانوادهاش چیست؟ و سوالها و سوالهای دیگری که در این فیلم مطرح میشود اما هرگز پاسخی به آنها داده نمیشود.