زندگی غریب
«بیلی هالیدی» خوانندهی مشهور آمریکایی در برابر خبرنگاری نشسته است. اولین سؤالی که خبرنگار از او میپرسد این است: «زنی رنگینپوست بودن چه احساسی دارد؟» بیلی سیاهپوست است و در دورهای زندگی میکند که رنگینپوست بودن خود یک جرم محسوب میشود چه برسد به اینکه یک خوانندهی معروف و معترض نیز باشی. بیلی هالیدی با آهنگ «میوهی غریب» که یک آهنگ اعتراضی در باب لینچکردن سیاهپوستان است، معروفیتی بیش را یافته و بخاطر همین آهنگ نیز همواره مورد سرزنش دولت سفیدپوست آن زمان قرار میگیرد. مأموران فدرال همواره تلاش میکنند او را به بهانههای مختلف از خواندن این آهنگ که میتواند احساسات شنوندگان و بینندگاناش را بیدار کند، منع کنند. بیلی اما آن زن گوش به فرمان نیست که به حرفهای آنها گوش سپارد. او هرگز فرصتهای خود را برای خواندن این آهنگ از دست نمیدهد و از این رو مدام در تیررس اتهام قرار میگیرد.
بیلی هالیدی یکی از بهترین خوانندگان جاز تمام دورانها نام برده میشود و فیلم «ایالت متحده در برابر بیلی هالیدی» سعی کرده است در میان نشان دادن زندگی شخصی این خواننده و مبارزات او بهترین آهنگهای او را هم معرفی کند. فیلم با سکانس مصاحبهی او آغاز میشود و سپس با فلشبکی به دوران گذشته بازمیگردد؛ زمانی که او در کافهای آواز میخواند. او به هروئین معتاد است و بیشتر زمان خود را به خوشگذرانیهایی این چنینی و خواندن آواز در کافه میگذراند. رفتهرفته با شرح بیشتر احوالات او اما ما متوجه میشویم هروئین نه خوشگذارنی بلکه راهی برای فراموشی اتفاقات دردناک زندگی در اختیارش قرار داده است. او همسری خشن نیز دارد که نوع برخورد این مرد با او نشاندهندهی نوع انتخابهای خود بیلی هم میباشد. این انتخابها در یافتن همسر و دوستپسر در ادامهی فیلم باز هم تکرار میشود و همه نشانههایی است از مشکلاتی که او در دوران گذشته و البته دوران کودکی داشته است.
فیلم «ایالت متحده در برابر بیلی هالیدی» در مسیر خود گاه به گذشته رفته و دوباره باز میگردد و این روند رفتن و بازآمدنِ بیلی به گذشته و حال میتواند به خوبی شرح زندگی او باشد. در یکی از تأثیرگذارترین سکانسهای فیلم بیلی به گذشته رفته و دوران کودکیاش نشان داده میشود؛ دورانی که احتمالا منشأ تمام مشکلات زمان حال و انتخابهای اوست. از این روست که ما به آهستگی در جریان زندگی بیلی قرار میگیریم و میتوانیم با او همراه شویم چنانکه رفتارهای ضدونقیض او را هم میتوانیم درک کنیم. چه کسی میداند اگر ما به جای او بودیم چگونه رفتار میکردیم. او متحمل سختیهای زیادی شده و با این حال با صدا و آهنگهای زیبای خود تلاش کرده تغییری هر چند کوچک را منجر شود. فیلم روند اصرار دولت و مأموراناش را -آن هم به هر طریقی- برای جلوگیری از خواندن آن آهنگ اعتراضی توسط او را هم توانسته در میان تصاویر خود به خوبی نشان دهد و نام فیلم را نامی زیبا برای این شرح قرار دهد.
مهمترین مزیت داستان را اما باید در بازیگر نقش بیلی دانست. «آندرا دی» به زیبایی توانسته نقش زنی متزلزل را بازی کند که زمانی قهرمان است و زمانی ضدقهرمان. گاه روح شری دارد و گاه روح خیر. او توانسته در بازی خود هر دو جنبهی زندگی بیلی را به زیبایی نشان دهد و از این روست که فیلم تمام بار تأثیرپذیری خود را بر دوش او قرار داده و اگر فیلم ابهتی داشته باشد به خاطر آندرا و صدای زیبای اوست. حالات چهرهی او و چشماناش هنگامی که مواد مصرف میکند و رفتارهایاش زمانی که سعی میکند زنی محکم باشد، حتی دستهایاش زمانی که میلرزد و صدایاش زمانی که میخواند همگی به خوبی توانسته اوج شکستها و پیروزیهای او را بر خود و بر محیط پیرامونیاش نشان دهد.