پوستر فیلم پلی‌لیست نهاییِ سروصداها

سفری به‌سوی نشنیدن

پلی‌لیست نهاییِ سروصداها
The Ultimate Playlist of Noise
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

از دست دادن بخشی از زندگی رومزمره یکی از سوژه‌های جالب برای ساخت ملودرام‌ها است. یک پسر نوجوان عملی در پیش دارد که عارضه‌اش ناشنوایی است. همین پلات یک خطی باعث شده تا کارگردان تمام فاکتورهای زندگی «مارکوس» را در تضاد با این عارضه چینش کند؛ مارکوس عاشق موسیقی است و در دبیرستان خود به شخصی معروف است که برای هر مناسبتی یک پلی‌لیست از ترانه‌های مرتبط آماده می‌کند. او به‌نوعی تاریخ موسیقی قرن بیستم را در جیب خود دارد و از شنیدن موسیقی لذت می‌برد. برای اینکه این اعتیاد شدید او به موسیقی به خورد مخاطب برود، کارگردان سعی کرده او را به دو هدفون نشان دهد؛ یکی برای گوش دادن به موسیقی و دیگری برای گرفتن صدای اطراف. مخاطب با کاراکتری روبه‌روست که قرار است مهم‌ترین بخش زندگی روزانه‌اش را از دست بدهد. اما اینکه روند فیلم به‌این‌ سو خواهد رفت که مارکوس در تقابل با صداها قرار بگیرد، نکته‌ای است که در زیر لایه‌های ملودرام فیلم مدفون شده است. دختری با نام وندی در زندگی او، آن هم به‌صورت کاملاً اتفاقی، سروکله‌اش پیدا می‌شود. مارکوس قرار است سفری را آغاز کند تا سروصداهایی که به‌اصطلاح برای‌اش تبدیل به خاطره خواهند شد را ضبط کند و در این سفر وندی نیز همراه اوست. اما کارگردان برای جذاب‌تر کردن یک‌سوم پایانی فیلم، مارکوس را در برابر دروغ قرار می‌دهد. بگذارید این‌گونه بگوییم که اگر همین یک‌سوم پایانی تبدیل به پیرنگ اصلی فیلم می‌شد، می‌توانستیم با یک درام شاید زیبا مواجه شویم. اما تنها چیزی که برای مخاطب باقی می‌ماند، ملغمه‌ای از رابطه‌ی احساسی مارکوس به‌عنوان یک نوجوان مبادی آداب با وندیِ به‌قولی دنیادیده است. این نوع مواجه شدن چنین نوجوانی با واقعیت‌های تلخ زندگی را نمی‌توان در پوشش یک ملودرام ساده و انگیزشی به‌تصویر کشید. شاید تازیانه‌ی عریان واقعیت دردناک‌تر از چیزی باشد که در قالب یک اثر انگیزشی یافت شود.
بنِت لَسِتر در اولین تجربه‌ی فیلم‌سازی خود توانسته برخلاف قواعد مرسوم آثار تینیجری، به درون تنهایی کاراکتر خود برود و تا حدی موفق شده است درون‌مایه‌ی ذهنی خود را روی پرده بیاورد. اما اینکه او هم لاجرم در خط همین آثار حرکت کرده و مارکوس را در معرض اتفاقات کلیشه‌ای این نوع آثار قرار داده است، باعث دلسرد شدن مخاطب خود می‌شود. این اثر شاید در برخی جاهای خود بتواند آن تماس فرد با یکی از حواس پنجگانه را به‌تصویر بکشد، اما در نهایت مانند کف حاصل از امواج، در سطح باقی می‌ماند و اندکی پس از تماشا، این ارتباط ذهنی و بصری قطع می‌شود.