پوستر فیلم خاطرات تسوگو

آنجا که خود، خود را روایت می‌کند

خاطرات تسوگو
The Tsugua Diaries
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

چند ماه پیش بود که فیلم جدید گاسپار نوئه با نام «نور جاودان» را مرور کردیم و در آن از متافیکشن یا همان فراداستان گفتیم. در آن فیلم بازیگران خودشان بودند و فیلمی دیگر درون این فیلم در حال شکل گرفتن بود. فیلم نوئه تمام امضاهای آثار قبلی این کارگردان را در خود داشت و این‌بار از منظری دیگر وارد دنیای پر از خلأ فیلم‌ساز می‌شد. حال زوج کارگردان فرانسوی-پرتغالی، «مورن فازندیرو» و «میگل گومش»، در جدیدترین اثر خود روایت را در فراداستان می‌شکنند و گویی بر زمان نیز غلبه می‌کنند.
فیلم با تصویری از سه دوست که برای تعطیلات تابستانی به یک باغ آمده‌اند و در حال رقصیدن هستند آغاز می‌شود. از همان ابتدا می‌توان خیرگی، خیانت، سرگشتگی و تنهایی را در قاب‌هایی که کارگردان به ما می‌دهد شاهد بود. فیلم از روز ۲۲ آغاز می‌شود و دو میوه‌ی پلاسیده نیز یک نما را به خود اختصاص می‌دهند. اولین ضربه‌ی فیلم‌ساز در تعداد روز است که از ۲۲ به پایین می‌آید و دوم همان نمای آن دو میوه است که پلاسیدگی با کم شدن عدد روزها از چهره‌ی میوه‌ها در حال زدوده شدن است. مخاطب دیگر از روز ۱۴ می‌داند که همه‌چیز در حال تغییر به‌سوی گذشته است و قرار نیست روایتی شکل بگیرد بلکه برعکس، روایت شکل‌گرفته در حال شکستن است و به آن ایده‌ی ابتدایی خود بازمی‌گردد. در میانه‌ی فیلم هر دو فیلم‌ساز و تمام عوامل پشت‌صحنه نیز به فیلم اضافه می‌شوند. بله، روایت در حال گسست است تا به آن نقطه‌ی مرکزی خود برسد.
کار جسورانه‌ی این دو فیلم‌ساز تجربی بدون هیچ اتفاقی در حال بازگشت و شکستن خط زمانی است. هر دو فیلم‌ساز با دقت این ساختارشکنی را ایجاد کرده‌اند. به‌احتمال زیاد بعد از دیدن فیلم وسوسه می‌شوید یک‌باردیگر از انتها فیلم را مرور کنید و پس از آن است که می‌بینید این روایت زمانی که فیلم از انتها به ابتدا می‌رسد تازه در حال شکل گرفتن است. این نوع بازی کردن با خط زمانی و شکستن آن و پایبند نبودن به روایت کلاسیک امضای تمام سینماگران ساختارشکن است که این زوج فیلم‌ساز نیز در روایت خود به‌خوبی از عهده‌ی آن برآمده‌اند. لذت این فیلم برای من همانند لذت تماشای یکی از آثار ماندگار «ژاک ریوت» فقید است؛ «سلین و ژولی به قایق‌سواری می‌روند». در آن فیلم نیز ریوت بدون استفاده از ابزار جلوه‌های ویژه در قاب‌هایی عریان کاراکترهای خود را به دنیای جادویی خوساخته یا برگرفته از ادبیات داستانی می‌برد. در این روایت نیز با یک ساختار رئالیستی مواجه هستیم اما همین بازگشت به ابتدای مسیر ذهن مخاطب را دچار سفری به آن‌سوی زمان می‌کند.
سینمای تجربی همیشه نشان داده که به‌ساده‌ترین شیوه‌ی ممکن می‌توان پیچیدگی را در روایت گنجاند؛ نیاز به بزک کردن تصویر نیست بلکه با استفاده از شیوه‌ی مستندنما نیز می‌توان در قاب سینما بر زمان غالب شد تا مخاطب در طول فیلم دائم با آن دست‌و‌پنجه نرم کند.