قیمت شما چند است؟
آثاری مانند «شیکاگو ۸» (۲۰۱۱)، «شیکاگو ۱۰» (۲۰۰۷)، «توطئه: داداگاه شیکاگو ۸» (۱۹۸۷) آثار متوسطی هستند که در سینمای ایالات متحده به یکی از حساسترین اتفاقات قرن بیستم این کشور پرداختهاند.
نام «آرون سرکین» را شاید بهسبب فیلمنامههایی که برای راب راینر(چند مرد خوب)، دنی بویل (استیو جابز) و دیوید فینچر (شبکهی اجتماعی) نوشته است بهیاد بیاوریم. اما در سال ۲۰۱۸ و با فیلم «بازی مالی» و با نقشآفرینی جسیکا چستین نشان داد که پایههای خوبی برای کارگردانی دارد. حال و در سال ۲۰۲۰، او به آگوست ۱۹۶۸ در شهر شیکاگو سفر کرده و قرار است دادگاهی تقریباً ۱۶۰ روزه را بهتصویر بکشد و در آن برخی از فعالین مدنی و مخالف جنگ ویتنام که مقابل محل برگزاری مجمع ملی حزب دموکرات تظاهرات به راه انداختهاند، محکوم شوند. اما شهردار شیکاگو و رئیس پلیس این شهر از قبل خود را آماده کردهاند که این تجمع را به خاکوخون بکشند. هشت نفر از سردستههای این گروهها را به دادگاه احضار میکنند و با چینش قاضی، دادستان، شهود دولتی و هیئت منصفهی همگام با دادگاه قصد دارند به این هشت نفر بالاترین حکم، یعنی ۱۰ سال حبس بدون بخشش، را بدهند. آرون سرکین با چینش مناسب بازیگران و بریدههای دادگاه و روز تظاهرات توانسته مخاطب را از روز اول تا روز آخر دادگاه با فیلم همراه کند.
فیلم در سکانس افتتاحیهی خود آمار و سردرگمیهای دولتی مربوط به جنگ ویتنام را بهطور خلاصه مقابل چشمان مخاطب قرار میدهد. برش بعدی وارد احوالات این هشت نفر، قبل از سفر به شیکاگو، میشود. برش. و شروع دادگاه. حال دادگاه تبدیل به پیرنگ اصلی میشود و تمام اتفاقات روز حادثه و مصاحبهها در کنار این بطن اصلی شروع به رشد میکنند.
یکی از نقاط قوت فیلم انتخاب بازیگران اصلی آن است. به اسمها نگاهی بیندازیم: ساشا بارون کوهن در نقش «ابی هافمن»، ادی ردمین در نقش «تام هایدن»، جرمی استرانگ در نقش «جری رابین»، مارک رایلنس در نقش «ویلیام کانستلر» و جوزف گوردون لویت در نقش «ریچارد شولتز». انتخاب هوشمندانهی هر کدام از این بازیگران باعث میشود وقتی به مرور اینترنتی وقایع شیکاگو میپردازیم، حالات و رفتار آنها با شخصیتهای اصلی تفاوت چندانی نداشته باشد. سرکین با وسواس شدیدی که روی نوشتن دیالوگها داشته و بازیگردانی خوباش توانسته تمام این بازیگران را در مسیر درست هدایت کند تا لحظات دادگاه نفسگیر و پرهیجان دنبال شوند.
فیلم «دادگاه شیکاگو ۷» قرار نیست فیلمی باشد که فقط به مرور یک واقعه بپردازد و مانند بعضی آثار اقتباسی بخواهد با اضافه کردن اندکی تخیل نویسنده به هیجان فیلم اضافه کند. این فیلم قرار است یکی از برهههای حساس ایالات متحدهی درگیر در جنگ را بهتصویر بکشد و آن را آنگونه که اتفاق افتاده نمایش دهد. بهنوعی دستکاری دولت در برگزاری دادگاهی فرمایشی، آن هم برای سیستم قضایی کاملاً مستقل، را مقابل روحیهی ضد جنگ عدهای از فعالین مدنی قرار میدهد. این فعالین درست است که مسیرهای متفاوتی دارند، اما هدفشان یکیست. شاید از نظر سرکین مصاحبهی «اَبی هافمن» نقطهی اوج این روایت باشد؛ آنجا که خبرنگار از او میپرسد: «قیمت شما چنده؟» و ابی پاسخ میدهد:«زندگیام».
فیلم در طی این دو ساعت با انتخاب مناسب زوایای دوربین باعث میشود تا مخاطب در دادگاه زندگی کند. درهمآمیزی دیالوگها و برشهایی که روی چهرهها – گاه مدیومشات و گاه لانگشات، و در بعضی مواقع کلوزآپ- مینشینند یکی از خصیصههای مهم این فیلم بهحساب میآیند.
شاید به این دلیل که سرکین فیلمنامهنویس قهاریست، این فیلم بیش از هر چیز روی انتخاب دیالوگهایاش استوار است و تصویر را در رتبهی دوم قرار میدهد. اما این بدان معنا نیست که تصاویر ضعف دارند. خیر. اتفاقاً انتخاب نماها، زمانی که شهود در حال شهادت دادن هستند، آنقدر زیبا برش خوردهاند که بدون اینکه کسی در فیلم بخواهد توضیح اضافی بدهد و با همین رفتوبرگشت تصویری متوجه تناقض در گفتار میشویم.
سرکین بهنوعی بعد از «بازی مالی» مخاطب خود را امیدوار کرد که میتوان هر چند سال یک بار منتظر اثری زیبا و قابل تأمل از او باشیم. احتمالاً مانند این دو اثر خود، برای پروژهی بعدی هم بهدنبال شخصیت یا واقعهای در تاریخ قرن بیستم ایالات متحده میگردد تا مانند مالی و این هشت نفر دنیایشان را مقابل چشمان ما قرار دهد.