پوستر فیلم پیوندها

فروپاشی و فاجعه

پیوندها
The Ties
Lacci
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«واندا»، «آلدو»، «آنا» و «ساندرو» درحال رقصیدن در مجلسی هستند. سپس به خانه رفته و آلدو با مهربانی دختر و پسر کوچک‌اش را حمام می‌کند. آنها همگی با هم در برابر تلویزیون شام می‌خورند و هنگام خواب نیز پدر برای‌ کودکان‌اش کتاب می‌خواند. همه‌چیز به نظر خوب و شاد دیده می‌شود. تا اینکه واندا و آلدو در آشپزخانه تنها می‌شوند. واندا حس غریبی نسبت به همسرش دارد، انگار می‌داند او رازی را مخفی می‌کند، پس از آلدو سؤال می‌کند و آلدو با شرم و ناراحتی پاسخ می‌دهد که اتفاقی افتاده و با زنی دیگر رابطه داشته است.
فیلم «قبل/ درطی/ بعد» داستان زوجی بود که با خیانتِ مرد زندگی‌شان از هم فرو می‌پاشید. فیلم در روایت خود سختی‌های مسیر زن را نشان می‌داد که چگونه تلاش می‌کرد، احساس از دست‌رفته‌ی اعتماد خود را نسبت به همه‌چیز بازیابد. فیلمی که در آن هر دو زن و مرد از این طلاق آسیب دیده بودند، اما سال‌ها بعد زمانی که روح هردوشان تسکینی دوباره یافته بود، به پاس روزهای خوب‌ِ گذشته باز هم یکدیگر را دوست می‌داشتند. اما فیلم «پیوندها» از زوجی حرف می‌زند که علی‌رغم آسیب دیدن از رفتارهای هم دوباره به دنیای هم بازمی‌گردند اما چه بازگشتی.
آلدو مردی سست است که نمی‌تواند خود را در برابر زنان و شاید زیبایی‌شان کنترل کند، اما شهامتِ باور این را هم ندارد که بپذیرد شاید او با یک زن نمی‌تواند خوشحال باشد. شاید او مناسب ازدواج نیست و بابت این رفتارش در حال تخریب زندگی‌هاست. حتی او نمی‌تواند انتخاب کند، می‌خواهد با چه کسی باشد و احتمالاً فرقی هم نمی‌کرد که با چه کسی بماند. در نهایت احساس عدم رضایت را در خود داشت. واندا همسر اوست و با شنیدن خیانت او از هم فرو می‌پاشد و دیگر توانایی حتی فکر کردن را هم ندارد. او دیوانه‌وار به محل کار آلدو می‌رود و در آنجا «لیدیا» را می‌بیند. دختری جوان، زیبا، شاداب و کاملاً متفاوت با او حتی در ظاهر. واندا حتی یک‌بار بیرحمانه با فرزندان کوچک‌اش به محل کار آلدو می‌رود. دیدن پدر با زنی زیباتر درحالی که خوشحال و خندان دست در دست آن زن به آرامی راه می‌رود، برای کودکانی که مدت‌ها پدر را ندیده‌اند و مادر را آشفته و دیوانه‌وار دیده‌اند، چه تصوراتی را ایجاد خواهد کرد؟ در این میان حتی لیدیا نیز از آسیب در امان نبود. با وجود آلدو او نیز آسیب می‌بیند. فیلم در نشان دادن تمامی این تصاویر به خوبی عمل می‌کند، اما پرداخت‌اش شاید آنچنان که باید به اتفاقات پیرامون فرزندان عمیق نیست. دیوانگی واندا و حتی آلدو در زندگی با لیدیا به خوبی به تصویر کشیده شده، اما به عمق احساس فرزندان پرداختی درست نشده است. البته که سال‌ها بعد این احساسات خود را به گونه‌ای بروز می‌دهند، اما داستان پتانسیل توجه بیشتر به فرزندان را در درون خود داشت که از آن غافل ماند.
فیلم در نیمه‌ی دوم خود به سال‌ها بعد می‌رود و واندا و آلدو را در یک خانه نشان می‌دهد که هنوز هم آلدو با دیدن دختری زیبا دست‌وپای‌اش می‌لرزد و واندا که هنوز هم نسبت به او شکاک است و حتی خشمگین. در این نیمه نیز با فلش‌بک‌هایی داستان دوباره به عقب برمی‌گردد و شرایط را در زوایای دیگری نشان می‌دهد.
اینکه فیلم در هنگام دعواهای میان آلدو و واندا صدای خود را قطع می‌کند و همه چیز در سکوت دیده می‌شود، یکی از زیبایی‌های فیلم است. ما زن و شوهر را می‌بینیم که فریاد می‌زنند، اما چیزی نمی‌شنویم. فیلم در نشان دادن شخصیت‌های خود نیز با استفاده از کلوزآپ‌ها دقت زیادی را داشته است. احساسات واندا، آلدو حتی فرزندان با این قاب‌بندی‌ها به زیبایی نشان داده می‌شود. می‌توان اوج دیوانگی واندا، اوج ترسو بودن آلدو، اوج تنفر آنا و خشم ساندرو و حتی اوج عشق لیدیا را در چشمان و در نگاه آنها با این کلوزآپ‌های زیبای فیلم دید. فیلم از لانگ‌شات چندانی استفاده نمی‌کند و شات‌ها معمولاً به ما نزدیک هستند تا بتوان افراد را و رد نگاه آنها را بهتر دید و احساسات آنها را بیشتر درک کرد.