پوستر فیلم گله‌ی ملخ‌ها

این فرانسوی‌های کاربلد

گله‌ی ملخ‌ها
The Swarm
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

نزدیک به دو دهه است که سینمای فرانسه مسیری جدید را در سینمای دلهره باز کرده است. این مسیر را کارگردان‌هایی همچون الکساندر آجا آغاز کردند و همچنان توسط خود آنها و کارگردان‌هایی جدید پیموده می‌شود. اگر بخواهیم این تایم‌لاین دو دهه‌ای را پی بگیریم به قله‌ی جشنواره‌ی کن در امسال خواهیم رسید؛ فیلم «تایتان» که نخل طلا را از آن خود کرد. بی‌شک یک فیلم از زیرژانرهای سینمای دلهره زمانی بر بالای قله‌ی کن می‌نشنید که عقبه‌ای مستحکم آن را حمایت کند. ژولیا دوکورنو با فیلم «خام» محصول ۲۰۱۶ خود را یکی از ادامه ‌هندگان مسیر سینمای اکستریم فرانسه معرفی کرد و در سال ۲۰۲۱ توانست این جنبش سینمایی را به حد اعلای خود برساند. این گونه‌ی سینمایی که به‌زعم بسیاری زیرژانر سینمای دلهره به‌حساب می‌آید از تمام توان خود استفاده کرده تا چارچوب محکم و کلیشه‌ای سینمای دلهره را در هم بشکند و با نگاهی کاملاً منحصربه‌فرد به‌سراغ مقوله‌های دلهره‌آور برود. از سویی دیگر در این سینما، مخاطب المان‌های ژانر دلهره را در قامتی دیگر و در روان کاراکترها مشاهده می‌کند. به همین سبب است که اولین کار بلند «ژوست فیلیپو» با نام «گله‌ی ملخ‌‌ها» نیز مسیری جز این را در پیش نمی‌گیرد.
مادری مجرد به‌همراه دو فرزند خود در مزرعه‌ای مشغول پرورش ملخ است. فیلم از همان ابتدا کاراکتر خود را اسیر در میان تمام مشکلاتی که یک مادر مجرد درگیر آنهاست قرار می‌دهد. مخاطب تا میانه‌ی فیلم حتی فکر این را که فیلم ممکن است ذره‌ای به سینمای دلهره نزدیک شود در ذهن نمی‌پروراند. اما کارگردان هدف دیگری دارد. ملخ‌ها سوژه‌ی اصلی فیلم هستند و کاراکترها بر اساس نوع ارتباط‌شان با آنها تعریف می‌شوند. مادری که تمام قمار زندگی‌اش پرورش هر چه بیشتر ملخ‌هاست، فرزندانی که ملخ‌ها معضل اصلی ارتباط‌شان با دنیای اطراف شده است و در نهایت دوستان و همسایه‌هایی که ملخ‌ها را مزاحم زندگی یا تلاش برای برقراری رابطه‌ای عاطفی می‌بینند.
ملخ‌ها در این فیلم حاصل جنون مادر برای رهایی از فشار مالی هستند. به‌نوعی می‌توان این‌گونه گفت که با استعاره‌ای خشن از سوی کارگردان مواجه هستیم و نمود آن را در یورش ملخ‌ها به هر موجود جاندار می‌بینیم. مادر در حرکتی ایثارگونه و برای از دست ندادن محل ارتزاق مالی‌اش خون خود را به خورد ملخ‌ها می‌دهد. شاید پرده‌ی آخر فیلم ملغمه‌ای از خشونت و چنگ زدن برای از دست ندادن آخرین امیدها باشد. جنون مادر در اواخر پرده‌ی دوم فیلم افتتاحیه‌ای بر این پایان خشونت‌بار است. این فیلم قصد ندارد تقابل انسان و طبیعت را با استفاده از همان کلیشه‌های رایج نشان دهد بلکه به‌نوعی قرار است جنون انسان را در تقابل با دنیای پیرامون انسانی نشان دهد.