پوستر فیلم خورشید حرکت نمی‌کند

اکشن‌های متوسط

خورشید حرکت نمی‌کند
The Sun Does not Move
محصول ۲۰۲۱ - ژاپن
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

دو جوان با نام‌های «تاکانو» و «تائوکو» به عنوان جاسوس برای یک شرکت بزرگ صنعتی کار می‌کنند. آنها باید اطلاعاتی درباره‌ی انرژی خورشیدی و کاربردهای پیشرفته‌ای که می‌تواند داشته باشد کسب کنند. در این راه اما آنها تنها افرادی نیستند که به دنبال این اطلاعات هستند، بلکه چندین گروه خصوصی و دولتی دیگر هم خواهان دریافت این اطلاعات و به دست آوردن قدرت هستند.

«ایچیرو هاسومی» کارگردان فیلم «خورشید حرکت نمی‌کند» سال‌های زیادی است که در سینما و تلویزیون فیلم‌ها و سریال‌های اکشن و علمی-تخیلی را روایت می‌کند. او می‌داند چگونه داستان‌ خود را شاخ و برگ دهد تا مخاطب جذب‌اش شود. هاسومی در فیلم جدید خود در سال ۲۰۲۱ باز هم فیلم‌اش را به‌گونه‌ای ارائه داده است که مخاطب از همان ابتدا تا پایان برای دیدن نتیجه‌ی اتفاقات هیجان داشته باشد. او روایت خود را با یک تعقیب‌وگریز آغاز می‌کند. این تعیقب‌وگریز با در معرض مرگ بودن یکی از شخصیت‌های داستان‌اش جذاب‌تر هم دیده می‌شود. تاکانو و تائوکو برای نجات دوست‌اشان که گروگان چینی‌ها شده تلاش می‌کنند. آنها جاسوسان شرکتی هستند که در بدن اعضای خود چیپ‌هایی کار می‌گذارند که اگر هر ۲۴ ساعت پیام زنده بودن خود را به مرکز ندهند، آن چیپ به صورت خودکار منفجر شده و جان آنها را می‌گیرد. حال یکی از این جاسوسان نزدیک به ۲۴ ساعت است که نتوانسته این پیام را به مرکز دهد. تاکونو و تائوکو در تلاشی بی‌وقفه دوست خود را از دست گروگان‌ها نجات می‌دهند، اما این نجات به موقع نیست و در همان ابتدای روایت مخاطب با مرگ یکی از این جاسوسان مواجه می‌شود. از این پس مخاطب مدام باید هیجان داشته باشد که هر بار این دو شخصیت در معرض خطر قرار می‌گیرند آیا می‌توانند نجات پیدا کنند یا نه. هاسوکی با قرار دادن همین چیپ در داستان خود به نوعی روایت‌اش را جذاب کرده، همین امر هم نشان می‌دهد او کار خود را بلد است. اما آیا چیپ به تنهایی می‌تواند این هیجان را تا پایان نگه دارد؟ هاسوکی کار دیگری را هم در فیلم‌اش انجام داده است. او روایت‌اش را غیرخطی کرده و در میان نشان دادن داستان زمان حال به گذشته هم سری می‌زند و از زندگی تاکانو در گذشته هم حرف می‌زند. اینکه چگونه تاکانو در مسیر این کار قرار گرفته و زندگی‌اش به اینجا کشیده شده است.

هاسوکی روایت اصلی خود را به خوبی پایه‌گذاری کرده، اما فراموش کرده به جزئیات آن هم توجه کند. مشکل اصلی داستان او آن است که مخاطب هرگز نمی‌تواند به ماهیت شرکتی که تاکانو در آن کار می‌کند پی ببرد. این شرکت چگونه شرکتی است و قرار است چه کاری انجام دهد؟ اگر این شرکت اعمال‌اش قرار است برای زمین مفید باشد و یافتن انرژی خورشیدی را در جهت سامان دادن آن برای زندگی بهتر انسان قرار داده پس استفاده از چیپ‌هایی که جاسوسان خود را در معرض مرگ قرار می‌دهد چیست؟ آیا به‌جز این دو نفر کسان دیگری هم در این شرکت کار می‌کنند؟ جزئیات دیگری هم در مسیر داستان وجود دارد که روایت را دچار ابهام کرده است. مثلاً زمانی که تاکونو به دنبال یافتن تاکوئو است، او چگونه می‌تواند خود را به آن قایق بزرگ برساند و چگونه می‌تواند آنقدر راحت او را نجات دهد؟ یا شخصیت‌هایی مانند دیوید و آن زن جوان چه کسانی هستند و از سوی چه گروه‌هایی با چه هدفی به‌دنبال یافتن اطلاعات هستند؟ درواقع به جز تاکانو دیگر شخصیت‌های اصلی پرداخت نشده‌اند و نمی‌توانند مخاطب را با خود همراه کنند. هاسوکی کارگردانی است که می‌داند چگونه با هیجان‌هایی گاه حتی کاذب مخاطب را جذب کند و برای ساعاتی او را به دنبال خود بکشاند. او در این فیلم نیز چه در نوع روایت و چه در نوع تصویربرداری حد متوسط سینما را رعایت کرده است، اما در همان حد باقی می‌ماند و نمی‌تواتد پخته‌تر و عمیق‌تر باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟