پوستر فیلم ایستادن در منطقه پکستون

کلیشه‌های خسته‌کننده

ایستادن در منطقه پکستون
The Stand at Paxton County
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«جنا» یک دکتر نظامی‌ست و بعد از اینکه متوجه سکته قلبی پدر می‌شود به خانه باز می‌گردد. پدر یک گله‌دار پیر است که برای اینکه بتواند از پس کارهای گله برآید یک مرد جوان به نام «براک» را استخدام کرده است. با ورود جنا خیال پدر کمی از بابت مزرعه راحت می‌شود. اما جنا و پدرش نمی‌توانند چندان با هم کنار بیایند. در همین حین و با رفتن ناگهانی «براک» اتفاقات مشکوکی در مزرعه‌ی آنها شروع به رخ دادن می‌کند. این اتفاقات مشکوک نه در مزرعه‌ی آنها که در تمام مزارع اطراف دیده می‌شود. جنا به‌همراه «مت» —مرد جوانی که جدیداً برای کمک استخدام کرده‌اند— تلاش می‌کنند پرده از این اتفاقات بردارند.
فیلم‌هایی چون «رودخانه‌ای از میان آن می‌گذرد» و «افسانه‌های خزان» فیلم‌های درامی هستند که بیننده را به میان طبیعت برده و در بستری از طبیعت و زمین و اتفاقات رخ داده پیرامون آنها زندگی شخصیت‌ها را نشان می‌دهند. فیلم «ایستادن در منطقه پکستون» نیز قرار است به‌نوعی یکی از این فیلم‌ها باشد. اما اتفاق جدیدی برای ارائه ندارد تا بیننده بتواند به‌واسطه‌ی آن، پای فیلم بنشیند. داستانِ فرزند ناراضی از پدر که مجبور شده است به خاطر این نارضایتی‌ها به جنگ رو آورد تا از پدر دور شود یکی از این کلیشه‌هاست. دیگری مواجه شدن اتفاقی جنا با مت است که پیش از اینکه مت به استخدام آنها دربیاید، در یک بار یکدیگر را می‌بینند و اما فردای آن روز جنا بدون توجه به مت خانه‌ی او را ترک می‌کند. در نهایت اما این دو عاشق هم می‌شوند؛ آن هم بعد از اینکه توانستند پرده از اتفاقات داستان بردارند.
کلیشه‌ی دیگر همین یافتنِ رازِ اتفاقات رخ داده در آن منطقه است که توسط قهرمان داستان یعنی جنا کشف می‌شود؛ سربازی که همواره در حال خدمت به کشور، جامعه و حتی پدری‌ست که چندان با او هم سازگاری ندارد. حتی اینکه چگونه جنا و مت می‌توانند پرده از اتفاقات داستان بردارند هم خود سوالی دیگر است. اتفاقی که ساده به‌نظر نمی‌آید، اما این اشخاص به‌راحتی می‌توانند پرده از آن بردارند. کلانتری فاسد به‌همراه یک دامپزشک در رده‌های بالا و یک مسئولِ مهم شهری می‌توانند با جعل فرم‌هایی، حیوانات دامداران را به اسم بیماربودن از آنها بگیرند و خود‌شان آنها را به فروش برسانند. حالا اینکه چرا همه‌ی این اشخاص مهم به‌راحتی می‌توانند توسط جنا و دوستان‌اش رسوا شوند سوالی‌ست که بیننده می‌پرسد.
در واقع داستان فیلم داستانِ بدی نیست و حتی می‌توان با پرداخت به جزئیات، آن را تبدیل به داستانی خوب هم کرد. اما کارگردان این اثر «برت هدلوند» نتوانسته است به‌خوبی از پس پرداخت آن برآید. فیلم دچار همان کلیشه‌های تکراری و از اصل خود دور می‌شود. لازم به ذکر است این فیلم اولین تجربه‌ی فیلم‌سازی این کارگردان نیز محسوب می‌شود.
اگر کسی فیلم «رودخانه‌ای از میان آن می‌گذرد» را دیده باشد متوجه می‌شود که حتی با داستانی ساده و شاید کلیشه‌ای هم می‌شود فیلمی مناسب و خوب ساخت. داستان این فیلم هم چیزی جز روابط دو برادر از کودکی تا جوانی نیست. اما روابط میان این دو برادر و اتفاقات رخ داده در زندگی هر کدام از آنها آنقدر به خوبی بیان شده است که بیننده با شناخت هر کدام از شخصیت‌ها می‌تواند با آنها ارتباط برقرار کرده و از دیدن فیلم لذت ببرد. البته که موسیقی فیلم نیز در اثر گذاشتن بر مخاطب بسیار مؤثر بوده است. چیزی که متأسفانه در فیلم پیش‌ِ رو نمی‌بینیم.