پوستر فیلم اندوه

زمانی که درون هر کدام از ما نمایان شود

اندوه
The Sadness
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

بعد از تماشای هر کدام از آثاری که به زندگی انسان‌ها پس از یک همه‌گیری و ظهور زامبی‌ها می‌پردازند، شاهد شکل‌گیری کمون‌های انسانی هستیم. یکی از پرداخت‌های خوب در این زمینه سریال «مردگان متحرک» است. در این اثر شاهد بودیم که مسئله‌ی زامبی‌ها تا جایی دغدغه‌ی شخصیت‌ها بود. از جایی به بعد دیگر این انسان‌ها بودند که اولین مشکل و سد شکل‌گیری صلح و امنیت به‌حساب می‌آمدند. به‌عبارتی زمانی که بندهای نازک قانون و چیزی با نام تمدن پاره می‌شود، انسان به آن موجود ترسناکی تبدیل می‌شود که گویی سال‌ها به‌اجبار و ترس آن را پنهان کرده بود. «راب جاباز» در اولین تجربه‌‌ی بلند سینمایی خود به‌سراغ روایتی منحصر‌به‌فرد رفته و از زاویه‌دید خود آن‌ نهان ترسناک را تصویر می‌کند.
کارگردان روایت خود را از درون خانه‌ی یک زوج جوان آغاز می‌کند. یک روز معمولی مانند روزهای دیگر که این زوج در تخت با لبخند و جملات عاشقانه از خواب برمی‌خیزند. همه‌چیز نشان از یک درام در باب مشکلاتی که در زندگی این زوج جوان است دارد. اما یک ویدیو در یوتوب که در باب ویروسی کشنده و همه‌گیر است مخاطب را به‌سوی یک اثر از جنس آثار دنیای زامبی‌ها می‌برد. کارگردان اولین نشانه‌های فیلم را با پیرزنی که روی پشت‌بام به افقی دور خیره شده آشکار می‌کند. به‌ناگاه شهر از هم می‌پاشد. مردمان در حال حمله به یکدیگر هستند. اما این مهاجمان زامبی نیستند. آن‌ها مانند سابق حرف می‌زنند، می‌خندند و هوشیاری دارند. اما تفاوتی که با دیگران دارند در این است که گویی فانتزی‌های ذهنی خود در باب خشونت و شهوت را به رخ می‌کشند. بله، این فیلم پیش از آنکه اثری در سینمای اسلشر، دلهره و دنیای زامبی‌ها باشد، روایتی در باب انسان است.
بسیار پیش آمده که از اطرافیان در باب فانتزی‌های جنسی و رفتار خشونت‌آمیزشان به افراد دیگر بشنویم. برای هر کدام از ما بسیار پیش آمده که پس از تحقیر در برابر یک نفر، در ذهن خود او را بارها شکنجه داده‌ایم. یا هستند مردمانی که نسبت به جنس مؤنث در جامعه هوسرانی می‌کنند و در ذهن خود بارها آن‌ها را مورد آزار جنسی قرار می‌دهند. حال کارگردان این اثر به واسطه‌ی یک ویروس آنچه که درون ذهن این افراد می‌گذرد را عیان می‌کند. او تا جایی که توانسته دنیای خشن اثر خود را بی هیچ واسطه‌ای به مخاطب نشان می‌دهد؛ زن‌هایی که در خیابان مورد تعرض قرار می‌گیرند، افرادی که یک نفر را تکه‌پاره می‌کنند، کینه‌جویانی که پس از سرایت این ویروس به سراغ انتقام رفته‌اند و شهری که دیگر شهر نیست.
در یکی از سکانس‌ها شاهد این هستیم که رئیس‌جمهور تایوان در برابر لوگوی جمهوری خلق چین در حال سخنرانی برای مردمان تایوان است. شاید مخاطب در ابتدا فکر کند که کارگردان با این کار به‌نوعی استقلال سیاسی و اجتماعی تایوان را زیر سوال برده است. اما زمانی که در برابر دوربین سر این شخصیت سیاسی با نارنجکی در دهان منفجر می‌شود، اعتراض خاموش فیلم‌ساز را به تعرض سیاسی چین به تایوان شاهد هستیم. این فیلم روایتی نو و منحصربه‌فرد در سینمای دلهره است. فیلم‌‌ساز نشان می‌دهد که می‌توان با همان کلیشه‌ها روایت‌های تازه و مملو از جنبه‌های انسان‌شناسی را ارائه داد. در فیلم شاهد هستیم که فوران غلوشده‌ی خون انزجار کارگردان از ماسک‌هایی است که هر کدام از ما در جامعه روی صورت و باطن خود کشیده‌ایم؛ ماسک‌هایی که در پس آن‌ها چیزی جز موجودات خشن این فیلم وجود ندارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟