حق هر کشور و ملتی است که از طریق هنر بتواند گذشتهی پر از درد خود را بهتصویر بکشد. این حقیقت بر کسی پوشیده نیست. اما وقتی در مورد هنر صحبت میکنیم مسئله کمی حساستر میشود. اینجا دیگر فرم بر محتوا ارجحیت دارد. محتوا همان واقعهی تاریخی است و بر همگان روشن است. فرم اثر در اینجا به کمک فیلمساز میآید تا بتواند محتوای خود را تمام و کمال به مخاطب عرضه کند. سینمای تجاری چین ظاهراً معنای سختافزار سینمایی و فرم سینمایی را بد فهمیده و هر سال که میگذرد شاهد این هستیم که آثار گرانقیمت این کشور در نازلترین فرم ممکن عرضه میشوند.
فیلم «ایثار» به حوادثی در سال ۱۹۵۳ اشاره دارد که ارتش پیادهی چین قرار است از طریق احداث یک پل روی رودخانهای عمیق به یاری سربازان کرهی شمالی بشتابد. در مورد اهداف این جنگ و آنچه نتیجهاش شد بسیار بحث شده و در حال حاضر هم میتوان نتیجهی مانند روز روشناش را در جهان مشاهده کرد. در اولین پله و گام این حادثه برای مخاطب غیر چینی چیزی جز جنگی ایدئولوژیک بین باور مائویستی و سرمایهداری نیست. نتیجهی مائو و افکارش را به روشنی میتوان در کرهی شمالی و جمهوری خلق چین مشاهده کرد. پس دور شدن مخاطب غیر چینی از این فیلم در همان ثانیههای اول دور از ذهن نیست.
اما فرم اثر چه؟ استفادهی بیجا از لنز واید و فقر کامل فیلم در جلوههای ویژه که یکی از ارکان اصلی چنین فیلمهایی است باعث شده تا خط روایی داستان برای همان اندک مخاطب باقیمانده نیز تبدیل به شترگاوپلنگ سینمایی شود. نکتهی مضحک در این خط روایی این است که کارگردانهای آن سعی کردهاند از سه زاویهدید این اتفاق را بهتصویر بکشند؛ از زاویهدید سربازان، خلبانهای آمریکایی و در نهایت اپراتورهای توپهای ضدهوایی. اما اینکه قرار است چه زمان درونمایهی فیلم بر ما عیان شود، پس از پایان فیلم هم به آن نمیرسیم.
این اثر یک کار کاملاً سفارشی-دولتی برای ارتش خلق چین و تهییج عامه برای واژهی میهنپرستی است. در این نوع روایتها معمولاً اغراقهای آنچنانی مانع بروز هر نوع خلاقیتی در روایت میشوند. پس بهتر آن است در این نوع آثار بهدنبال فرم سینمایی نگردیم و تنها حماقت فیلمسازها را مشاهده کنیم. آثار سینمای تجاری چین مخاطب جهانی را ناامید و بدبین کردهاند. این آثار از همان سکانس افتتاحیهی خود درونمایهی سفارشی و کنترلشده را به مخاطب عرضه میکنند تا مخاطب باهوش دیگر به ادامهی اثر دل نبندد. سینمای تجاری چین در مرتبهای بسیار پایینتر از سینمای کشوری مانند کرهی جنوبی قرار دارد و همچنان هر چند سال یکبار باید منتظر آثاری از سینمای متفاوت هنگکنگ و تایوان باشیم؛ همان کشورهایی که اگر دیگران در قارهای دیگر آنها را کشوری مستقل بنامند باز هم مورد خشم حزب حاکم کمونیست چین قرار خواهند گرفت و در نهایت برای سانسور نشدن در فضای اجتماعی و فرهنگی چین و فروش کالاهای فرهنگیشان مجبور به عذرخواهی میشوند.