پاگندهی کرهای در مسیر فرنچایز
با نمایش فیلم سوم دیگر میتوان با قطعیت عنوان کرد که کرهایها از اینکه پاگندهی خودشان را داشته باشند ناراضی نیستند. مخاطب فارسیزبان زمانی که در سینما نام پاگنده را میشنود ناخودآگاه بهیاد تمامی آثار «باد اسپنسر» میافتد. اسپنسر در تمامی آثار خود نقش یکبزنی را داشت که در تلفیق کمدی و اکشن مخاطب آن زمان را سرگرم میکرد. در سینمای کرهی جنوبی نیز از سال ۲۰۱۷ فیلمی با نام قانونشکنان روی پرده رفت که «ما-دونگ سئوک» در آن خوش درخشید. این فیلم هم توانست مخاطب کمدی را سرگرم کند و هم مخاطب اکشن را با هیجان منتظر فیلم دوم خود نگاه دارد.
در مرور فیلم دوم کردیم که تناسب میان کمدی و اکشن و برشهای مختص سینمای جنایی و اکشن کره راز موفقیت این فیلم بودند. آنچه در فیلم دوم آزاردهنده بهنظر میرسید عدم ورود کارگردان به دالان نئونوآر بود. «لی سان-یونگ» که فیلم دوم و در حال حاضر فیلم سوم «قاونشکنان» تنها آثار قابل تأمل کارنامهی فیلمسازیاش بهشمار میروند بهراحتی میتوانست این اکشن-کمدی را متناسب با شخصیتپردازی کاراکترهایاش پیش ببرد. کارگردان سعی دارد کاراکترهای خود را بدون ورود به زندگی شخصیاشان درگیر جنایت و اکشن کند. او برای این کار فیلم خود را کاملاً مردانه کادربندی کرده است و سعی دارد همهچیز را زیر سقف سولهها یا در گوشهی خیابانها تصویر کند. باید گفت که در تصویر کردن صحنههای اکشن و تقابلهای تنبهتن نمیتوان تلاش کارگردان را نادیده گرفت. اما زمانی که قرار است یک کاراکتر را به درون مسیر فرنچایز ببریم، لاجرم زندگی خصوصیاش تبدیل به پرسش اصلی مخاطب میشود.
«سئوک-دو» در این سه اثر عمق ندارد. شاید در اثر اول و دوم بهسبب ملاحظات سینمای سرگرمی پذیرفتیم که این یک کاراکتر یکهبزن در سینمای اکشن-کمدی است و دیگر نیازی به خرد شدن در زندگی شخصی او نیست. اما کارگردان کرهای نهتنها فیلم سوم را روی پرده برده، بلکه در انتهای فیلم به مخاطب خود نوید میدهد که منتظر فیلم چهارم نیز باشد. در این صورت باید سختگیرتر از قبل او را زیر ذرهبین ببریم. بگذارید یکبار دیگر فاکتورهایی را که باعث شدهاند این فیلم توسط مخاطب دنبال شود مرور کنیم؛ بهطور حتم برای مخاطب کرهای حضور بازیگری چون «ما دونگ-سئوک»، برای دیگر مخاطبان اکشن بهطور حتم برشهای مستقیم و در عینحال دچار پردازش و در نهایت دوربینی که همسطح چشم کاراکترها این درگیریها را تصویر میکند باعث جذابیت اثر میشود. اما در این میان زندگی این کاراکتر تنها گم است. در سکانس پایانی فیلم دوم این تنهایی بهاندازهی دقایقی تصویر شد، اما در فیلم سوم همهچیز دوباره تبدیل به هیاهوی خیابانی میشود. شاید انتظار سختی باشد، اما امیدواریم در فیلم چهارم کاراکترها کمی عمق پیدا کنند. یکهبزن و پاگندهی کرهای بهمراتب جذابتر و سینماییتر از پاگندهی اسپاگتی است، اما نیاز به پرداخت عمیقتری دارد تا مخاطب او را همچون یک کاراکتر ماندگار در آغوش بگیرد؛ کاراکتری که شاید پتانسیل حضور یک دههای را در قاب سینما و در قالب یک فرنچایز داشته باشد. همهچیز به استودیوی تولیدکننده و کارگردان بستگی دارد و باید پرسید آیا اصلاً ماندگاری این کاراکتر در سینمای اکشن-کمدی برای آنها ذرهای ارزش دارد یا برد کردن در گیشه ابتدا و انتهای خواستهی آنهاست. برای رسیدن به پاسخ صحیح این پرسشها باید منتظر بود و ماجراجوییهای جدید این پاگنده را در آینده تماشا کرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.