پوستر فیلم بازگشت کازانوا

پوچی در مسیر زندگی

بازگشت کازانوا
The Return of Casanova
محصول ۲۰۲۳ – ایتالیا
ژانر درام
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

«گابریله سالواتوره» در جدیدترین اثر سینمایی خود به‌درون زندگی کارگردانی با نام «لئو برناردی» رفته است. برناردی در حال تدوین جدیدترین اثر خود است و گویی این آخرین گام او در سینماست. به‌همین سبب است که هر لحظه در اتاق تدوین برای او همچون عذابی الیم است و با عبور از هر سکانس گویی به پایان زندگی معنادار خود نزدیک می‌شود. برناردی در عین حال دائم به صفحه‌ی تلفن همراه خود خیره می‌شود. روی این صفحه عکس دختری جوان قرار دارد. کارگردان از طریق همین خیرگی‌های برناردی ما را وارد خط زمانی دیگری در زندگی او می‌کند و آن هم زمانی‌ است که «سیلویا» به‌عنوان معشوقه در زندگی‌اش وجود داشت. در این خط زمانی شاهد اولین برخورد این دو در زمینی کشاورزی هستیم که برناردی برای تعیین لوکیشن بیرونی فیلم خود، «بازگشت کازانوا»، به این منطقه سر زده بود. در کنار این دو بخش، آقای سالواتوره سعی دارد در اتاق تدوین مخاطب را به درون زندگی کازانوا ببرد و سه قصه را به‌طور هم‌زمان مقابل چشم مخاطب قرار دهد. او وارد برهه‌ای از زندگی کازانوا می‌شود که دیگر خطوط معنادار پیری روی چهره‌ی این مرد زن‌باره نشسته است و حال در برابر دختری جوان و زیبارو با نام «مارکولینا»‌ قرار گرفته است. او حاضر است تن به هر کاری بدهد تا بتواند یک شب تن مارکولینا را لمس کند. آقای سالواتوره تمام تلاش خود را دارد که برناردی را دچار مالیخولیای پیری کند. باید گفت دست راست او و رکن اصلی فیلم نقش‌آفرینی مانند همیشه بی‌نقص «تونی سرویلو» است که گویی همه‌ی نقش‌ها را زندگی می‌کند. سرویلو که پیش از این به‌خوبی از عهده‌ی کاراکترهایی برآمده بود که به پوچی در زندگی خود رسیده‌اند، در این فیلم نیز ما را در برابر کارگردانی قرار می‌دهد که از طریق سیلویا سعی دارد زندگی‌اش را معنایی دوباره دهد. اما ترس از مرگ‌‌آگاهی و نیم‌نگاه‌اش به انتهای دالان زندگی باعث می‌شود این کارگردان ۶۰ ساله همه را از خود براند.

شاید این فیلم در قصه و پرداخت آن کم نگذاشته باشد و انتخاب بازیگرانی چون سرویلو نیز در تحکیم این روایت کمک شایانی کرده است. اما افه‌های تکنیکی کارگردان در انتخاب قاب‌های سیاه‌و‌سفید و رنگی باعث می‌شود جان فیلم گرفته شود. او در تصمیمی عجیب دو خط روایی مربوط به حال و گذشته‌ی برناردی را سیاه و سفید و فیلم برناردی را به‌صورت رنگی با پالتی گرم و جذاب تصویر می‌کند. مشکل در جایی خود را بروز می‌دهد که آقای سالواتوره در این قاب‌های سیاه و سفید ما را با کادری عریض و نه متمرکز روی کاراکترهای درون آن مواجه می‌کند. این تصمیم باعث شده کانتراستی که کارگردان انتظارش را داشته مخاطب را درگیر نکند. آقای سالواتوره نتوانسته مالیخولیای پیری را با استفاده از این قاب‌ها به مخاطب انتقال دهد. از سویی دیگر فوکوس‌های بیجا و گاه سرسام‌آور او در خاطرات برناردی هم بیشتر جان فیلم را می‌گیرند. به‌همین سبب است که روایتی که در محتوای متنی خود و بازیگردانی مخاطب را درگیر می‌کند، در استفاده از تکنیک‌ها و فرم بصری کمی سردرگم است و به‌نوعی خود را دور از محتوا تصویر می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟