«آدام» تا چند روز دیگر با «امی» ازدواج میکند. او تصمیم گرفته است به همراه «گاس»، دوست صمیمیاش، این چند روز را به پیادهروی و کوهنوردی بگذراند. گاس چندان به این کار علاقهای ندارد، اما بخاطر آدام میپذیرد. آنها شب اول و شب قبل از شروع کوهنوردی زمان خود را در خانهی «مارتی» میگذرانند. خانهی مارتی عجیب است و پر از قابها و تصاویری غیرواقعی و ترسناک. مارتی دربارهی این تصاویر از «وندیگو» نوعی افسانه حرف میزند که به گونههای مختلفی از آن داستان ساخته شده است. در یک نسخه از آن؛ وندیگو هیولای جنگل است که با صدا یا بوی خون هوشیار شده و به شکار میپردازد. او از انسانها تغذیه میکند. فردای آن روز آدام و گاس راه خود را شروع میکنند و در طی این مسیر گاس احساس میکند که با وندیگو روبهرو شده است.
فیلم «عقبنشینی» فیلمی هیجانانگیز، ترسناک و در عینحال مبهم است که بیننده با شروع آن نمیتواند آن را ناتمام بگذارد و میخواهد برای دانستن واقعی یا غیرواقعی بودن اتفاقات آن را تا انتها ببیند. گاس با نوشیدن یک نوع چای دچار گیجی و توهم میشود و شروع به دیدن وندیگو و تصاویری ترسناک در جنگل میکند. اینکه گاس دچار توهم است و چای باعث این توهم شده یا اتفاقات واقعاً در حال رخ دادن است فیلم را دوگانه و مرموز کرده و ترس را میتواند به خوبی ایجاد کند. فیلم از همان ابتدا مرموز و با حس ترس شروع میشود. آدام و گاس وارد خانهی مردی میشوند که دیوارهای خانهاش پر از تصاویری سیاهوسفید و ترسناک است. خود مرد نیز مرموز رفتار میکند. در ادامه با ورود این دو به جنگل با برفی که زمین را پوشانده، ناخودآگاه حس ترس به بیننده القا میشود. صدای جنگل و محیط پیرامونی این ترسناک و مبهم بودن را بیشتر هم میکند. صدای برفها و گیاهان در زیر پای این دو نفر یا صدای باد حتی گاهی صداهایی شبیه به صدای فریاد و نفس کشیدن همه میتواند تعلیق مورد نیاز یک فیلم ترسناک را ایجاد کند. تا پایان فیلم اتفاقات عجیبتر نیز میشود. گاس در سکانسی در ابتدای داستان در اتاقی و روبهروی یک مرد نشسته است و آن مرد شبیه به روانشناسان است. در طی فیلم نیز با رفت و برگشتهایی گاس را در برابر این مرد یا همان روانشناس خواهیم دید. وجود این مرد و این رفتوبرگشتها هم به مبهم بودن فیلم کمک میکند. داستان تا انتها به خوبی پیش میرود، اما پایان آن شاید چندان راضیکننده نباشد. پایان دوگانه آن میتواند به همان اندازه که باعث هیجان عدهای شود، تعبیر یک پایان بازِ بیهوده نیز باشد.
«بروس ومپل» کارگردان این فیلم در گذشته نیز فیلمهایی در حوزهی علمی-تخیلی ساخته است، اما هنوز چنان که باید تجربهی لازم را برای شاخص کردن داستانهای خود ندارد. باید منتظر بود و فیلمهای بعدی او را تماشا کرد.