«یالماری» یک تصویرگر کتاب است و آخرین کتاباش هم به مانند دیگر کتابهایی که خلق کرده، علاقهمندان زیادی را جذب خود نکرده است. از این رو اوضاع مالی او و «مایا»؛ همسرش، خوب نیست. آنها در خانهی مادر یالماری زندگی میکنند. زندگی در خانهی مادر باعث شده آنها نتوانند چنانکه باید حریم شخصیای برای خود داشته باشند و اینگونه است که با اولین فرصتی که دربرابرشان قرار میگیرد، میخواهند خود را از این خانه و این محیط جدا کنند. این فرصت با مرگ عمهی مایا و به ارث گذاشتن خانهای بزرگ برای آنها به دستشان رسیده است. این خانه اما قدیمی بوده و نیاز به بازسازی دارد.
وجود فرهنگهای مختلف در هر کشوری باعث شده سینمای طنزآمیز هر کشور متفاوت از کشورهای دیگر باشد. از این رو برقرارکردن ارتباط با این سینما و فیلمهای آن نیز بسیار سلیقهای و بسیار متنوع میتواند باشد. با مرور آثار طنز کشورهای مختلف اینگونه برمیآید که فرهنگ ما و طنزی که ما میتوانیم نسبت به آن واکنش نشان داده و ما را بخنداند به طنز کشورهای مدیترانهای مانند ایتالیا و اسپانیا نزدیکتر است اما دیدن آثار طنز سینمای شرق آسیا به مانند سینمای کره و ژاپن و آشنایی با آنها نیز میتواند باعث ارتباط ما با طنز آنها شود. فیلم «بازسازی» یک فیلم از شمال اروپا و کشور فنلاند است که با وجود داشتن تمام المانهای پایهای برای ساخت یک فیلم خوب اما داستان آن نمیتواند برای ما جذاب و طنزآمیز باشد.
فیلم «بازسازی» در ابتدای خود شروع به نشان دادن رابطهی میان مایا و یالماری میکند و آنها را برای ما میشناساند. آنها آدمهای ساده و به نوعی راضی از زندگیشان به نظر میرسند که باتوجه به شرایط مالیای که دارند رسیدن به سادهترین نیازهاشان هم برایشان یک آرزو محسوب میشود و به نوعی یادگرفتهاند خود را دربرابر هر چیزی که بتواند آنها را به این نیازها برساند به راحتی تسلیم کنند. پس به ارث بردن یک خانه میتواند راه تغییری در زندگیشان محسوب شود. آنها بعد از کشوقوسهای فراوان و مکالماتی که بینشان ردوبدل میشود درنهایت تصمیم میگیرند خانه را نفروشند و آن را بازسازی کنند. چراکه رویای همیشگی یالماری داشتن یک قایق و گذشتن از مسیر دریاها بوده که رفتهرفته این آرزو به آرزوی مایا نیز تبدیل شده است. اما دیدن خانه تصمیم مایا را عوض کرده و او میخواهد در این خانه آن هم به هر قیمتی بماند. اینگونه است که آنها بازسازی خانه را شروع میکنند اما از آنجا که یادنگرفتهاند چگونه با این نوع اتفاقات روبهرو شوند و حتی چگونه به دیگران «نه» بگویند این بازسازی برایشان مشکلات زیادی را ایجاد میکند. این مشکلات بستری مناسب را هم برای ایجاد موقعیتهای گوناگون و طنز ایجاد میکند. موقعیتهایی که علیرغم طنز بودن برای ما تکراری بوده و نمیتواند آنچنان باعث خندهمان شوند. بازسازی خانه باعث ورود شخصیتهای مختلف به داستان هم میشود که میتواند بینندهی خاص خود را بخنداند.
درواقع فیلم «بازسازی» منطق روایی خاص خود را دارد و به همین دلیل میتوان مسیر داستان را به راحتی پذیرفت اگرچه به واسطهی طنز فیلم اتفاقات اغراق زیادی نیز در خود دارند اما این اغراق هم میتواند قابل پذیرش باشد. بازیگران فیلم هم باتوجه به نوع داستان ارائه شده توانستهاند بازی خوبی را از خود ارائه دهند. اما همانطور که گفته شد این مسیر نمیتواند برای ما خندهدار باشد، حتی داستان خستهکننده و تکراری نیز دیده میشود.