خوب شد سرافینا بدجنس بود
تعدادی کودک یتیم به دور نامهای که برای «گفردو» نوشته شده جمع شدهاند تا «سرافینا» آن را بخواند. اما در همین حین راهبهای آنها را صدا میزند و از آنها میخواهد تا در دو صف پشت سر او راه بروند. کریسمس است و این دختران به صدقههایی که مردم به آنها میدهند، نیاز دارند. کمی بعد زنی با اهدای یک کیک بزرگ که ۷۲ تخممرغ در آن استفاده شده، از این دختران میخواهد تا برای عشقش دعا کنند. اما کسی نمیداند این کیک قرار است موجبات کفر دختران را در برابر چشمان راهبان باعث شود.
فیلم کوتاه «شاگردان» روایتی ساده از دخترانی است که در اوج جنگ جهانی و به دور از همهی آن مرگها و نفرتها میخواهند از لحظات زندگی خود لذت ببرند و برای این کار هر بهانهای را هم میپذیرند. چه شنیدن یک آهنگ ممنوعه باشد و چه خوردن تکهای کوچک از یک کیک. در این میان اما راهبهها راه را بر روی هر چه خوشی بستهاند و هرگونه شادی را ناشکری به درگاه خداوند میدانند، زیرا که مردان در جنگ در حال مردن هستند. روایت این فیلم در بستر داستانی طنزگونه سعی دارد به تقابل افکار به شدت متعصبانهی دینی و نیز فاشیستی دوران موسلینی با روح سادهی زندگی و شادیهای کودکانه بپردازد و نشان دهد زندگی چگونه میتواند تمام افکار و ایدههای بشر را به تمسخر خود بگیرد.
این فیلم روایت تعصباتی است که بیهوده بزرگ شده و در درون انسانها نفوذ کردهاند. افکاری که برای هیچکدام از آنها معنایی وجود ندارد و اگر با دیدی ساده و بدون اغماض درست به مانند کودکان به آنها نگاه کنیم متوجه میشویم که به چه اندازه احمقانه و پوچ هستند. از دید یک کودک رقصیدن برای شاد بودن است، بدون اینکه بداند بیرون دشمن به او هجوم آورده است. از دید کودک خوردن کیک زمانی که کیکی در برابر او گذاشته شده است از بدیهیترین اتفاقات است که نباید از آن گذشت، اما افکار پوسیده و تعصبات احمقانه هستند که کارهای ساده و نیازهای اولیه را هم میتوانند ممنوع کنند. سرافینا کاملاً آگاهانه میپذیرد باید بدجنس و شرور باشد تا بتواند از این کیک زیبا و خوشبو بخورد. او لذت در لحظه را هرگز از دست نمیدهد تا شاید در آینده میزی از کیک را در برابر خود ببیند. روایتی که به زیبایی با نشان دادن رفتار یک دختربچه میتواند بسیاری از سؤالات حتی هستیشناسانه را هم پاسخ دهد.
«آلفونسو کوآرون» را با کارگردانی فیلمهایی چون «بچههای انسان»، «جاذبه» و «روما» به یاد میآوریم. این کارگردان با آثار متعدد خود هر بار توانسته است موجب شگفتی و رضایت مخاطب شود. این کارگردان تهیهکنندهگی فیلمی کوتاه را بر عهده دارد، دلیلی مهم بر توجه ویژه به این فیلم کوتاه است. «آلیس رورواکر» کارگردان این اثر خواهر کوچکتر «آلبا رورواکر» است و با بهره بردن از خواهر بزرگتر توانسته بازیگری توانمند را وارد فیلماش کند و تأثیر اثرش را بیشازپیش نماید. آلبا آنقدر خوب توانسته نقش یک راهبهی کاتولیک متعهد که واقعاً به آنچه میگوید، اعتقاد دارد را بازی کند که باورپذیری این شخصیت و تعصبی که نسبت به رفتارهای کودکان یتیم دارد، کاملاً ملموس و قابلقبول است. آلیس هم با دانستن اینکه از شخصیتهای خود چه میخواهد، توانسته است خواهر را کمک کند و کودکان یتیم را هم به خوبی بازی بگیرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.