در سکانسهای ابتدایی فیلم صدای «اِما» شنیده میشود که بر روی تصاویری از یک یتیمخانهی بزرگ صحبت میکند. اِما و تعداد زیادی از بچههای کوچک و بزرگ در این یتیمخانه به خوبی و خوشی زندگی میکنند و همهچیز برایشان فراهم است. آنها از بهترین آموزش و بهترین غذاهای ممکن استفاده میکنند و مسئول یتیمخانه -ماما- نیز آنها را دوست میدارد. آنها آزاداند که هر کاری انجام دهند و تنها یک قانون است که باید رعایت کنند: آنها هرگز اجازه ندارند از حصارهای اطراف یتیمخانه خارج شوند. همهچیز خوب است تا اینکه «اما» و «نورمن» در اثر اتفاقی متوجه واقعیتی تلخ دربارهی محل زندگی خود میشوند.
داستان «ناکجاآباد موعود» مانگایی مشهور و هیجانانگیز است که از سال ۲۰۱۶ در یکی از مجلات ژاپن به رشتهی تحریر درآمده است. این مانگا با داستان زیبا و خلاق خود باعث میشود انیمهای سریالی نیز براساس داستاناش به همین نام در سال ۲۰۱۹ ساخته و منتشر گردد. انیمهای که فصل دوم آن نیز در سال جدید انتشار پیدا کرد. فیلم «ناکجاآباد موعود» هم فیلم لایواکشن همین انیمه است که به صورت فشرده و خلاصه شده سعی کرده است داستان جذاب این انیمه و مانگا را به تصویر بکشد. داستانی که با پیرنگ جذاب خود بهراحتی میتواند بینندهی ماجراجوی اینگونه داستانها را در برابر خود بنشاند. اما بهمانند بسیاری از فیلمهای اقتباسیای که از یک انیمه یا مانگای طولانی برگرفته میشود این فیلم هم نمیتواند تمام آن جذابیت و آن جزئیات داستانی خلاق مانگای اصلی را به تصویر بکشد و از اینروست که بینندهای که انیمهی سریالی آن را دیده باشد احتمالاً نتواند با فیلم رضایت چندانی کسب کند. اما هنوز هم داستان فیلم میتواند جذابیتهای خاص خود را داشته باشد.
فیلم «ناکجاآباد موعود» تا حدودی به داستان فیلم «دوندهی مارپیچ» (۲۰۱۴) شباهت دارد. در هر دوی این فیلمها شخصیتهای اصلی داستان خود را در میان مکانی زندانی میبینند و تلاش میکنند خود را از آنجا نجات دهند. خروج اما و نورمن از حصارهای اطراف یتیمخانه بهدنبال دادن عروسک دختری که میخواهد یتیمخانه را به قصد خانهای جدید ترک کند، باعث میشود آنها هیولاهای وحشتناکی را بیرون از حصارها ببینند. این هیولاها دختر کوچک را به عنوان غذای خود درحالی میخورند که ماما با دستان خودش او را به آنها پیشکش میکند. کمی بعد اما و نورمن متوجه میشوند آنها درواقع در این یتیمخانه بزرگ میشوند تا طعمهی این هیولاها شوند. چراکه هیولاها از مغز انسانها تغذیه میکنند و هرچه این افراد باهوشتر باشند غذای خوشمزهتری برای این هیولاها هستند. درنتیجه دانستن این موضوع باعث میشود این دو برای فرار کردن از این یتیمخانه دست به کار شوند و ماجراهای تلاش این افراد سوژهی اصلی داستان شود. اما همانطور که گفته شد این فیلم به دلیل همان تلاش برای نشان دادن داستان کلی خود، دارای ابهاماتی شده است. ابهاماتی که مدام ذهن بیننده را از روند اصلی خود دور میکند. اینکه بدون دلیل خاصی ناگهان نورمن متوجه بودن جاسوس در میان خودشان میشود یا داستان آن زنی که ناگاه وارد فیلم میشود و ناگاه هم از آن خارج میشود همگی جزو اتفاقات ابهامآمیز هستند. نیز توضیح واضحی دربارهی گلی که باعث کشتن افراد میشود هم داده نشده در صورتی که در سریال انیمیشنی آن به این گل به خوبی پرداخت شده است. -این گل که «گوپنا» نام دارد گلی سفید رنگ است که خون بدن افراد را میکِشد و تغییر رنگ میدهد، سپس قربانیان آن کشته میشود.- حتی اشاره کوتاه به این جزئیات داستانی در روند اصلی فیلم باعث میشود بیننده خود را در درون داستان دیده و آن را بهتر درک کند.
فیلم «ناکجاآباد موعود» با عدم پرداخت همهجانبه به اتفاقات خود و نیز عدم پرداخت درست به شخصیتهای خود باعث شده بیننده همواره احساس کند چیزی در داستان کم است و نتواند با شخصیتهای آن ارتباط چندانی برقرار کند.شاید بهتر بود کارگردان این فیلم «یوچیرو هیراکاوا» که پیش از این نیز فیلمی بهنام «پاککنندهی حافظه» را از او مرور کرده بودیم، به جای اصرار بر خلاصه کردن یک مانگای طولانی و پرهیجان و دارای جزئیات بسیار در یک فیلم آن را به طور سری فیلمهای چندگانه منتشر میکرد تا هم جذابیتهای داستانی آن بهتر نمودار میشد و هم اینکه با بهره بردن از جلوههای ویژه بیشتر و بهتر روایت داستان خود را پرهیجانتر میساخت.