پوستر فیلم نسل محفظه‌ها (منظور غلاف اطراف دانه‌ی یک گیاه است که در فیلم به رحم مصنوعی شرکت مورد نظر اشاره دارد)

کارگردان بلاتکلیف و آینده‌ای که همچنان مبهم است

نسل محفظه‌ها (منظور غلاف اطراف دانه‌ی یک گیاه است که در فیلم به رحم مصنوعی شرکت مورد نظر اشاره دارد)
The Pod Generation
محصول ۲۰۲۳ – بلژیک، فرانسه، بریتانیا
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

بارها و بارها در آثار سینمایی شاهد بوده‌ایم که یک فیلم‌ساز چگونه تصور خود از آینده‌ی زمین و مردمان ساکن در آن را تبدیل به آخرالزمانی دهشتناک کرده است. آن دسته از فیلم‌سازانی که کمی خوشبین‌تر بوده‌اند نظمی از جنس نظم‌های تمامیت‌خواهی را در زمین آینده متصور شده‌اند. خانم «سوفی بارتز» در جدیدترین اثر خود سعی دارد در دسته‌ی دوم جای بگیرد. بارتز در اثر قبلی نشان داده که چگونه سعی دارد دنیاهای زنانه را در آثار خود تصویر کند. او در فیلم «مادام بوآری» از نقطه‌ای وارد رمان «گوستاو فلوبر» شد که به مخاطب درکی از آزادی روحی و جسمی یک زن را بدهد. بارتز در اثر جدید خود کمی از دنیایی که می‌شناسیم فاصله گرفته و به اواخر قرن بیست‌و‌یکم می‌رود؛ جایی که در آن همه‌چیز درون شهرها جریان دارد و گویی قرار نیست برای درک جهان پا را از جایی فراتر بگذاریم. اولین نقص فیلم در این دنیای مورد تصور خانم بارتز خود را نشان می‌دهد؛ او در افتتاحیه و پرده‌ی اول کلیتی قابل تأمل را از دنیای در حال ورود به قرن بیست‌و‌دوم تصویر نمی‌کند. این کارگردان در عوض و بدون فوت وقت وارد زندگی «ریچل» می‌شود و تا انتها همراه او و «الوی» باقی می‌ماند و فقط‌و‌فقط سعی دارد از طریق محفظه‌های مورد بحث مخاطب را درگیر زاویه‌ای دیگر از زنانگی کند.

زمانی که یک کارگردان قصد دارد سطح دغدغه‌مندی‌اش را نسبت به دنیای زنانه تصویر کند، باید مخاطب را درون دنیایی که خلق کرده کمی بگرداند و نقصان‌های این دنیا را به او نشان دهد. اما خانم بارتز نه‌تنها این کار را نمی‌کند، بلکه ماجرا را به همان رحم مصنوعی تقلیل می‌دهد و الوی را به‌عنوان سخنگو انتخاب می‌کند. در پرده‌ی دوم این دنیا کوچک‌ و کوچک‌تر می‌شود. مخاطب در این پرده دچار نوعی سردرگمی می‌شود و درک نمی‌کند خانم کارگردان به‌دنبال فریاد زدن چه شعاری است؛ بازنمایی درد زایمان و رنجی که یک مادر در طول ۹ ماه بارداری متحمل می‌شود یا ریز شدن در روابط یک خانواده و اینکه اصلاً هدف از تشکیل زندگی چیست و شاید قصد دارد لمس انسان و طبیعت را از طریق بارداری طبیعی تصویر کند و به انسان امروزی طعنه‌ای از جنس آینده‌ی تصنعی بزند. ما ترکیبی از همه‌ی این درون‌مایه‌ها را در فیلم می‌بینیم، اما هیچ‌گاه به درون‌مایه‌ی اصلی از بین آن‌ها پی نمی‌بریم. خانم بارتز در این اثر تکلیف خودش را مشخص نمی‌کند و شاید جسارت مشخص کردن دنیای روایت‌اش و درون‌مایه‌ی آن را ندارد. ایده‌ی او بسیار بکر و قابل تأمل است، اما این ایده چند گام از این‌سو و آن‌سو بسط پیدا نمی‌کند تا مخاطب از درون دستگاه پرس کمی هم در این دنیا غور کند. در نهایت باید گفت که خانم بارتز کارگردان پرورنده‌ی ایده‌های بکر در سینما نیست و شاید حداقل در این اثر چیزی به ما نشان نمی‌دهد. در مورد چنین کارگردان‌هایی باید گفت که همچنان می‌توان انتظار داشت که آن‌ها در اثر بعدی خود کمی دچار گستردگی دنیای روایت‌های‌اشان شوند و درام‌هایی پرمغزتر را در برابر مخاطب قرار دهند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟