پوستر فیلم بهشت طاووس

بهشت شما کجاست؟

بهشت طاووس
The Peacock's Paradise
محصول ۲۰۲۲ – ایتالیا، آلمان
ژانر درام
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

هر فیلم برشی از زندگی است و گاه برخی فیلم‌سازان دوربین خود را همچون یک رهگذر به‌طور تصادفی به میانه‌ی یک زندگی می‌برند و ساعاتی را همراه آن زندگی خواهند بود. دوربین در این گونه آثار گویی چشم مخاطب است و فاصله‌ای بین مخاطب و اثر وجود ندارد. این تفاوت زمانی حس می‌شود که دوربین با برش‌ها و برخی تکنیک‌های تدوین بیشتر خود را به‌رخ مخاطب می‌کشد. خانم «لائورا بیسپوری» در جدیدترین اثر خود بار دیگر نمایی از یک زندگی ساده را تصویر می‌کند.
دوربین بیسپوری از همان ابتدا حضور خود را از فیلم حذف می‌کند. این دوربین همچون مسافری همراه «ویتو» و خانواده‌اش می‌شود، با «کاترینا» و «مانفردی» هم‌سو می‌شود و از آن‌سو در خانه با «ننا»، «لوچا»، «اومبرتو»، و «گراتسیا» به این اتاق و آن اتاق می‌رود. این روایت زمانی مسیر اصلی خود را می‌یابد که همه‌ی ماشین‌سواران به خانه‌ی ننا و اومبرتو وارد می‌شوند. حال دوربین همچون روحی سرگردان میان این کاراکترها در رفت‌و‌آمد است. طاووسی را که حیوان خانگی خانواده‌ی «ویتو» و دختر کوچک‌اشان، «آلما» است فراموش نکنیم. این طاووس همچون کاراکتری میان قاب در حال برانداز کردن اطراف خود است. قاب زیبایی که کبوتری را درون خود دارد توجه طاووس را به خود جلب می‌کند. بیسپوری در نمایی زیبا این تقابل را به‌تصویر می‌کشد.
از آن‌سو فیلم روی دیالوگ‌ها سوار است و روزمره‌ترین دیالوگ‌های یک خانواده‌ی معمولی را می‌توان میان این جو سنگین تماشا کرد. این جو سنگین میان دیالوگ‌ها پنهان است. اما بیسپوری ما را با همین دیالوگ‌ها رها نمی‌کند. بوسه‌ی ننا روی لبان لوچا و عادی رفتار کردن دختر به‌ظاهر لال لوچا خبر از رازی پنهان می‌دهد که برای آن‌ها اصلاً راز پنهان محسوب نمی‌شود. از آن‌سو اضطراب ویتو و «آدلینا» و تلاش برای بهترین نشان دادن خود در نظر ننا از چشم مخاطب دور نمی‌ماند. بیسپوری کم‌کم پرده‌ها را در خلال آرام‌ترین دیالوگ‌ها کنار می‌زند. او از جدایی قریب‌الوقوع کاترینا و مانفردی پرده برمی‌دارد و اینکه دوست‌دختر مانفردی نیز در این سفر همراه آن‌هاست. از آن‌سو ویتو و آدلینا اعلام می‌کنند که قرار است پس از سال‌ها بالاخره ازدواج کنند. اما لوچه گویا این همهمه را برنمی‌تابد و همچون تکه‌ای اضافه در زندگی ننا پا از آشپزخانه بیرون نمی‌گذارد. بیسپوری در فیلم خود یک کاراکتر مرکزی ندارد. دوربین اوست که نقش این کاراکتر مرکزی را بازی می‌کند و هر جا که بخواهد می‌رود.
اما باز شدن پرهای طاووس و هیجان لحظه‌ای همه‌ی اعضای خانواده از این زیبایی گام بعدی بیسپوری به‌سوی عمق روایت است. بسته شدن پرهای طاووس و شکسته شدن لیوانی سفالی باعث اخم ننا می‌شود. ویتو مجبور می‌شود طاووس را در بالکن قرار دهد. در اینجا با سوررئالیسمی لحظه‌ای طاووس را در برابر همان کبوتر روی نرده‌های ایوان می‌بینیم. نتیجه‌ی این نمای سوررئال بی‌باک طاووس و پریدن او از روی نرده‌های ایوان است. سقوط او تشنج را بیش‌ازپیش وارد این جمع می‌کند. بیسپوری با نشان دادن سقوط طاووسی که نمی‌تواند پرواز کند، اما خود را به آغوش آسمان می‌سپارد، همه‌ی کاراکترها را وادار به مرور دوباره‌ی زندگی خود می‌کند. آدلینای آرام و بله‌گو به‌یک‌باره می‌شورد، خانواده از رابطه‌ی چهل‌ساله‌ی لوچا و ننا آگاه می‌شوند، و کاترینا برای ادامه‌ی زندگی خود و جدایی مسالمت‌آمیز از مانفردی مصمم‌تر می‌شود. اما آلما چه؟ این دختربچه گویی همچون یک ضبط صوت در نمایش همدردی خود بر بالین طاووس‌اش جملات جنسی مانفردی خطاب به کاترینا را تکرار می‌کند. بیسپوری دومین نمای سوررئالیسم خود را درست در همین سکانس به‌تصویر می‌کشد. آلما برای شنیدن تپش قلب طاووس سر روی او می‌گذارد و نمایی از پرواز طاووس را مشاهده می‌کند. این روایت رهایی است و بس. بیسپوری بی‌آنکه بخواهد اضافه‌گویی کند، تصویر این رهایی را به‌سادگی نمایش می‌دهد.
به‌راستی بهشت هر کدام از ما کجاست؟ بیسپوری در فیلم خود و به‌زبانی ساده رهایی از بندهای خوشایند دیگران رفتار کردن را تبدیل به بهشت هر کدام از کاراکترهای خود می‌کند. او هر کدام از این کاراکترها را گرفتار در این بندها نشان می‌دهد و در ادامه به‌سادگی رهایی از این بندها را با سقوط رهایی‌بخش طاووس به‌تصویر می‌کشد. در فیلم بیسپوری شاهد هستیم که گاهی سقوط نشانه‌ی شکست نیست، بلکه تلاش برای رهایی از بندهایی است که درست روی قله ما را اسیر کرده‌اند. فیلم خانم بیسپوری در نهایت سادگی و فقط با دوربین روی دستی که همچون کاراکتر مرکزی نظاره‌گر چند ساعت از زندگی کاراکترهای درون قاب است، ما را به ساعتی درنگ در زندگی دعوت می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟