برای ارائهی یک اثر خوب نیاز به شلوغکاری نیست
بعضی از کارگردانها با یک کار ساده و آن هم وفادار ماندن به عنوان و درونمایهی خود میتوانند اثری خوب را ارائه دهند. بائو تان نیز از این دست کارگردانهاست. او در دومین اثر بلند خود سعی کرده با استفاده از فاکتورهای سینمای اکشن و کمدی اثری ساده و در عین حال گیرا را بهنمایش بگذارد.
سه دوست از کودکی تحت تعلیم یک استاد کهنهکار کنگفو قرار میگیرند و چون تنها شاگردان آن استاد هستند به سه ببر شهرت مییابند. فیلم در پارهی ابتدایی خود سعی کرده با کادربندی قاب خود که تکههایی از فیلمهای ویاچاس است مروری بر دوران نوجوانی و جوانی این سه نفر داشته باشد. اما روایت اصلی زمانی است که این سه دیگر بزرگسال هستند و هر کدام زندگی خود را در پیش گرفته است. کنگفو دیگر در زندگی آنها نقش پررنگی ندارد و هر کدام مشغول روزمرگی خود هستند. اما مرگ استاد آنها را یک بار دیگر کنار هم قرار میدهد. فیلم از این پارهی خود با اضافه کردن کمدی موقعیت مخاطب را دائم در ششوبش این قرار میدهد که دیگر کی نوبت خشم فروخوردهی این سه خواهد شد. ذکاوت کارگردان در اینجاست که تمام کلیشههای سینمای رزمی-اکشن را در اثر خود دارد و بهسادگی یک اتفاق روزمره از کنار آن عبور میکند. در جایجای فیلم کارگردان کاراکترهای خود را در موقعیتهایی قرار میدهد که قهرمان فیلم ممکن است با هر کدام از آن کلیشهها دچار همان تحول بنیادین در آثار اکشن-رزمی شود. اما این اتفاق نمیافتد و کاراکترها در زندگی کاملاً رئالیستی با این قضیه مواجه میشوند.
این فیلم در همهجای خود نشان از یک اثر کاملاً مستقل را دارد. موقعیتهای کمدی و دیالوگهایی که برای کاراکترها تعبیه شدهاند آنقدر ملموس و باورپذیر هستند که واقعاً مخاطب را به خنده وا میدارند. کارگردان از بازیگران خود کار سختی را نخواسته است. او تنها از آنها درخواست کرده که از غلوشدگی و نگاه قهرمانانه بپرهیزند. از آن سو کارگردان مخاطب را با بازی موسیقی حماسی و از آن سو موسیقی پستمدرن همچنان در برزخ بین یک اثر کاملاً رزمی-اکشن و یک درام خانوادگی قرار میدهد. این اثر ساده سعی ندارد چیزی را بزرگتر از مفهوم خود توضیح دهد و در نتیجه مخاطب را تا به انتها با خود همراه میکند.
بائو تان در فیلم اول خود که آن هم یک اثر مستقل در ژانر رزمی-اکشن بود توانست اعتماد مخاطب این سینما را به خود جلب کند. گویی دیگر سینمای رزمی-اکشن در حال پوست انداختن است. کارگردانهایی مانند تان در حال تزریق مفاهیمی جدید به این سینما هستند تا بلکه از کادر کلیشهای خود خارج شود. البته سینمای رزمی-اکشن همیشه مخاطبان خود را داشته و خواهد داشت و بزرگترین مشتری آن فیلمهای گروه ب هستند که با استفاده از مبارزان آزاد در نقش کاراکترهای اصلی هر سال انبوهی از آثار ارزانقیمت و کلیشهای را ارائه خواهند داد. اما این آثار را که فاکتور بگیریم متوجه خواهیم شد که این سینما در حال تحول است و در این مسیر به کارگردانهایی چون تان نیاز دارد.