مرد جوانی با کولهباری بر دوش از خانهاش خارج شده تا سفری را آغاز کند. او بعد از پیادهرویهای طولانی در مکانی چادر میزند. شب هنگام اما توسط موجودی که مشخص نیست، چیست، مورد حمله قرار گرفته و مجروح میشود. زمانی که بههوش میآید، خود را در خانهی زن و شوهر جوانی میبیند که از او نگهداری میکنند.
فیلمهایی چون «بهسوی طبیعت وحشی»؛ محصول ۲۰۰۷، «وحشی»؛ محصول ۲۰۱۴ و فیلم «آوای وحش» محصول ۲۰۲۰ دربارهی افرادی است که با سفرکردن به تنهایی و بدون اینکه با کسی همراه شوند، سعی در شناخت وجوه دیگری از خود و از زندگی پیرامونیشان دارند. این فیلمها با هدف جستجوی هویت ناشناخته ساخته شده و با نشان دادن تصاویری در مسیر فیلم به این مهم دست یافتهاند. فیلمهایی مانند «صدوبیستوهفت ساعت»؛ محصول ۲۰۱۰ و «خاکستری»؛ محصول ۲۰۱۱ نیز از نوع فیلمهای ماجراجویی هستند که افراد با قرار گرفتن در محیط وحشی و طبیعت بکر باید با اجبار طبیعت روبهرو شده و با آن مسالمت کرده و گاه حتی مقابله کنند تا بتوانند خود را از شرایطی که در آن گرفتار شدهاند، نجات دهند. اما فیلم «کسی که شما به آن غذا میدهید» قرار است، جزو چه مدل فیلمها باشد و از چه حرف بزند؟
متأسفانه باید گفت در فیلم «کسی که شما به آن غذا میدهید» هیچ اتفاق خاص یا حتی غیرخاصی رخ نمیدهد و مشخص هم نیست دقیقاً دلیل و هدف ساختهشدن این فیلم چه بوده است. آیا قرار است مرد غریبهای که نامی هم ندارد، با انجام سفری جدید خود را بیابد؟ نه. چرا که فیلم هیچ تلاشی حتی برای شناساندن این فرد ندارد. ما نمیدانیم او کیست و چه میخواهد. تنها او مرد بیماریست که در خانه زن و شوهری مرموز گرفتار شده است. آیا میخواهد ماجراجویی هیجانانگیزی در فیلم برایاش رخ دهد که بیننده را جذب تماشای آن کند؟ جواب این پرسش نیز نه است. اتفاقات مسیر داستان نه تنها جذب کننده نیست بلکه قابلپیشبینی هم میباشد و کمی بعد از سکانسهای ابتدایی داخل خانه میتوان متوجه شد قرار است در ادامه چه اتفاقات خستهکننده و حتی بیمعنیای رخ دهد. حتی زن و شوهر داستان هم تعریف درستی ندارند و مشخص نیست آنها دقیقاً که هستند و قصدشان از کارهایی که انجام میدهند، چیست؟ آیا برای تفریح و گذراندن روزی جدید این کارها را انجام میدهند یا از مشکلات روانی رنج میبرند؟ جواب هیچکدام از این سوالات هم قرار نیست پاسخ داده شود و دلیل همه چیز در یک دیالوگ کوتاه در انتهای فیلم باید برای ما آشکار شود! درواقع اتفاقات سطحی با شخصیتهایی سطحی درکنار هم قرار گرفتهاند و باعث شدهاند در نهایت فیلم هیچ معنایی را دربرنداشته باشد.
البته که فیلم سعی کرده تا میتواند در قاببندیهای خود دقت لازم را داشته باشد و تصاویری که ارائه میدهد، کمی از لحاظ بصری زیبا باشند حتی با اینکه طبیعت پیرامونی خشک و زمخت و ناامیدکننده است. اما چنان شخصیتهای درون این تصاویر ناآشنا و داستان یکنواخت و بیهوده طی میشود که نمیتوان حتی این تصاویر را هم دلیلی برای دیدن فیلم دانست.