اینبار نیز شبکه Netflix تصمیم بر پخش فیلمی هیجانانگیز گرفت تا به مسائلی که دنیای امروزه با آن دستوپنجه نرم میکند بپردازد. فیلمی تماشایی که در آن علیرغم کاستیهایی که متعاقباً اشاره میشود جذابیتهایی دارد که بیننده را وسواسگونه تا انتهای فیلم میکشاند. اثری که قرار است هیجان را به مخاطب ارزانی بدارد اما نوسان در ریتم تند و کند داستان و در نماهایی کسالتبار و درعین حال غیرواقعی و ناراضیکننده بیننده را با نشاط واقعی همراه نمیکند.
داستان دربارهی مردی نسبتاً موفق در حوزهی تبلیغات است که با شکست شغلی و متعاقباً در جستجوی حرفهی مناسب است؛ متأسفانه نمیتواند نظر متصدیان امور را جلب کند و در موردی فقط پذیرفته میشود که باید مدتی را بهعنوان کارآموز اشتغال به کار شود. از اینرو با وجود مسائل مالی پیشِ رو تصمیم به فروش خانه میگیرد. این نقل مکان از بالای شهر و خانهای لوکس به آپارتمانی محقّر در پایینشهر بارسلونا، او را وادار به واکنشهایی میکند. با اینکه از خانهی پیشین نقل مکان کرده است اما همچنان از بیرون خانه نظارهگر ساکنین جدید و رابطهی بین آنهاست و شعف آنان را نمیپذیرد. بیمارگونه، خرامان خرامان به مرد خانواده نزدیک میشود، به زندگی او رخنه کرده و سعی میکند وی را از چشم همسر و خانوادهاش بیندازد و در همین حین ماجراهایی را رقم میزند که بهتر است به تماشای آن نشست.
از نقاط قوت فیلم باید به غیرقابلپیشبینی بودن و در برخی موارد دور از واقعیت بودن حوادث یاد کرد. بازی خوب شخصیت «خاویر» در فیلم متحیرکننده محسوب میشود. او بهقدری دچار تغییر میشود که با انجام هر کنشی نسبت به آنچه برایش رقم میخورد واکنشهایی سهمگین را بروز میدهد و همگی را به تعجب وامیدارد و دست به اقداماتی غیرقابلتصور میزند. نقد بارز وی بر سیستم مسموم سرمایهداری و عواقب مخرب آن همچون شکاف طبقاتی در جامعه نیز از نکات اشاره شده در فیلم بهشمار میآید.
شعار نخنمای The life you deserve (زندگیای که لایقاش هستید!) که با حرفهی تبلیغات و مصرفگرایی همگونی دارد؛ دروغ، فریب و به نوعی تحقیرکنندگی بشر را نشانه رفته است و «اویر» نیز نمایندهی آن در فیلم نشان داده میشود. فردی که فقط بابت عدم مدیریت و مصائب مالی پیشآمده دست به چنین اعمالی میزند چطور میتواند در زندگی بعدی اقدامی ناخوشایندتر و زنندهتر را از خود بروز ندهد! تاب شنیدن دروغ را حتی از همسرش ندارد و وی را سرزنش میکند اما خودش در منجلابی غوطهور میشود که محصولی فاسد را ارائه میدهد. اما این اثر با این تفاسیر، گیجکنندگی و عدم اقناع را بههمراه دارد. داستانی غیرمنطقی در جاهایی که ذهن مخاطب را مغشوش میسازد. با اینوجود کفهی جذابیت اثر بر نقطهضعفاش سنگینی میکند و نمیتوان گفت تخصیص وقت به تماشای این اثر کاری عبث تلقی میشود.