بسیار شنیدهایم که یک فرد را بااستعداد و دیگری را پرتلاش خطاب میکنند. بهخصوص در فرهنگ ما ایرانیها که همیشه برای جبران تنبلی خود ممالک شرقی را کمهوش اما پرتلاش و خودمان را باهوش اما کمتلاش خطاب میکنیم. خانم «لاورن هیدوی» در فیلم «نوآموز» بهسراغ تلاشها، اضطراب و وسواس فکری یک دختر جوان با نام «الکس دال» رفته است.
این فیلم ابتدا با تنش و وسواس فکری الکس آغاز میشود. او یک امتحان را سهبار مرور میکند و در انتها در بار سوم مرور خود برگه را تحویل میدهد. او بهتازگی از دبیرستان وارد دانشگاه شده است. نوعی عجله برای سر وقت رسیدن در او مشاهده میشود. او برای رشتهی ورزشی خود تیم قایقرانی دانشگاه را انتخاب کرده است. از همان ابتدا اعداد و ارقام هستند که توجه او را جلب میکنند؛ چه کسی بهترین رکورد را زده است؟ با چند ساعت تمرین میتوان یک قایقران کامل شد؟ رقبای احتمالی او چه کسانی هستند؟ الکس دائم در حال یادداشت است و هدفگذاریهای کوتاهمدت را در دفترچهاش یادداشت میکند.
هیدوی از همان نمای ابتدایی فیلم خود این اضطراب و وسواس فکری را به مخاطب انتقال میدهد. او الکس را در جنگ با خود قرار داده است. زمانی که فیلم را برای بار اول تماشا میکنیم چنان درگیر اضطراب درونی الکس میشویم که نمیتوان هیچ حرفی در باب آن زد. اما در بار دوم و با کمی فاصله میبینیم که الکس با خودش در جنگ است. او همهی دنیای پیرامون را منطقهی جنگی و همه را بهچشم رقیب میبیند؛ صاعقه، باران، سرما، همتیمیها، استادان، مربیها و هر کس که پیرامون او وجود دارد یک رقیب بالقوه برای او محسوب میشود. رضایت کامل هیچگاه برای او ایجاد نمیشود و هر بار با رسیدن به آن هدف کوتاهمدت باز هم چالشی دیگر برای خود تعیین میکند. تصاویر و برشها تمام این خصوصیات الکس و جنگ داخلی ذهنیاش را بهصورت کامل وارد ذهن مخاطب میکنند. کارگردان با گرفتن رنگ و محدود کردن پالتهای رنگی تمام سعی خود را کرده که مخاطب این دنیای خاکستری الکس را بیشتر و بیشتر درک کند.
لاورن هیدوی در فیلم خود سعی ندارد وارد بازی با کلیشهها شود. او اتفاقاً همانند یک فیلمساز مؤلف سعی دارد انسانیترین مفاهیم را در فیلم خود درونمایه قرار دهد. دانشگاه، سال اولی بودن الکس، پارتیهای شبانه، دوستانی که به او طعنه میزنند و محیط درسی و تقابلهای او با دیگران همگی پتانسیل تبدیل کردن این فیلم به یک اثر جریان اصلی در هالیوود را دارند. اما کارگردان بهراحتی از آنها برای پرداخت درونمایهی خود استفاده میکند. برشهای مستقیم او و دوری از دیزالو و فید-این و فید-اوت باعث قوت گرفتن ضربآهنگ فیلم میشوند و در نتیجهی آن است که مخاطب در سرتاسر فیلم درست مانند الکس گویی احساس آرامش ندارد و گویی هر لحظه قرار است اتفاقی رخ دهد.
فیلم «نوآموز» در باب انسان است. هیدوی با تزریق رگهی باریکی از سوررئالیسم سعی کرده مخاطب را همزمان وارد لایههای درونی ذهن الکس کند و باید گفت چه زیبا این کار را انجام داده است. او با نگاهی به کارگردانهای موج اکستریم سینمای فرانسه بهخوبی بدن را بخشی از اثر قرار داده است؛ زخمهایی که الکس بر خود وارد میکند و آن حس تلفیقی لذت و رنج چیزی است که از درون این قابها بیرون میآید.
هیدوی با این اثر نشان داد که یک کارگردان مینیمالیست است. او ابتدا برخی اصطلاحات مصطلح در تیم قایقرانی دانشگاه را از زبان مربیان و سالبالاییها وارد فیلم میکند و همان اصطلاحات را در ذهن الکس تبدیل به تصاویری سوررئال میکند. مخاطب دیگر بدون حتی یکبار شنیدن این اصطلاحات و فقطوفقط با تصاویری که کارگردان نشان میدهد آنها را بارها و بارها مرور میکند. فیلم «نوآموز» بیشک یکی از بهترین آثار سینمای ایالات متحده در سال ۲۰۲۱ است و تماشای آن مخاطب را با چالشی در برابر خود مواجه میکند.