پوستر فیلم فیلم یک رمان‌نویس

ساده مثل زندگی

فیلم یک رمان‌نویس
The Novelist's Film
محصول ۲۰۲۲ – کره‌ی جنوبی
ژانر درام
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

اگر بخواهیم رئالیسم را در سینمای داستانی چند دهه‌ی اخیر، آن هم بدون اینکه حتی به‌اندازه‌ی یک نما وارد سینمای مستند شویم، مشاهده کنیم، بدون شک یکی از مراجع سینمایی ما «هونگ سانگ-سو» است. فیلم‌های او شبیه هیچ فیلمی نیستند و همانند خود زندگی هستند. طی دو سال اخیر سه اثر از این کارگردان را مرور کردیم که در هر کدام کاراکترهایی متفاوت در لوکیشنی بی‌رنگ و در قاب ثابت مقابل مخاطب قرار می‌گرفتند؛ گاه یک جوان، گاه یک بازیگر سرخورده و حال یک رمان‌نویس در تقابل با کاراکترهای دیگر داستانی از جنس زندگی را خلق می‌کنند.
در این فیلم نیز با تمام فاکتورهای سینمای هونگ سانگ-سو روبه‌رو هستیم. گویی در این فیلم دیگر ما نیز بخشی از فضای داستانی شده‌ایم. آقای «پارک» کارگردان را که فراموش نکرده‌اید؟ او در اینجا هم دو سکانس دارد و این بار همسرش را می‌بینیم. گویی این کارگردان یکی از مفصل‌های چند اثر اخیر هونگ سانگ-سو است و هر بار با دیدن او دچار کمی آرامش می‌شویم. گویی چند اثر اخیر او طی دو سال گذشته مخاطب را همچون همسایه‌ای در همین حاشیه‌های سئول پذیرفته است. بی‌شک قبل از این فیلم باید هر سه فیلم «زنی که فرار کرد»، «معرفی»، و «مقابل چهره‌اش»‌ را دیده باشید. این فیلم روایتی است که از میان سه فیلم دیگر گذشته است و قرار است در بخشی دیگر از این شهر قصه‌ای از کاراکتری دیگر را روایت کند. تماشای این فیلم بدون لذت دیدن سه اثر دیگر همچون تجربه‌ای غریب می‌ماند. گویی هر چهار فیلم هم‌زمان فیلم‌برداری شده‌اند و چند دوربین در جای‌جای شهر کاراکترها را رصد کرده‌اند؛ همین‌قدر حقیقی و زنده.
هونگ سانگ-سو در این فیلم نیز رنگ را از محیط می‌گیرد تا فقط این دیالوگ‌ها باشند که مخاطب را درگیر زندگی کاراکترها می‌کنند. اما این فیلم تفاوتی مختصر با سه اثر دیگر دارد. در دو صحنه ما با زوم دستی دوربین مواجه هستیم. با توجه به شناختی که از کارگردان اثر داریم، این دو زوم دستی کاملاً از روی عمد بوده است. کارگردان سعی ندارد حتی از نوع خاصی برش استفاده کند که با کلیت اثرش همخوانی نداشته باشد. زمانی که روایت ساده، سیاه‌و‌سفید و با برش‌های مستقیم تصویر می‌شود، مطمئناً برای جدا کردن یک کاراکتر از کاراکترهای دیگر در یک قاب، به‌جای برش از زوم دستی استفاده می‌شود. همین سادگی و واقعیت محض آثار هونگ سانگ-سو باعث می‌شود مخاطب سینمای او بی آنکه به‌دنبال هیجان کاذب از طریق جلوه‌های بصری و برش‌های اتاق تدوین باشد، در جست‌و‌جوی درکی بهتر از زندگی واقعی درون این قاب‌هاست.
هونگ سانگ-سو این فیلم را به‌شیوه‌ای نامعمول به انتها می‌رساند؛ برشی ساده که حتی تبدیل به فید-اوتی چند ثانیه‌ای هم نمی‌شود. اگر فیلم را تماشا کرده‌اید، یک بار دیگر این سکانس پایانی را مرور کنید. مخاطب منتظر ورود بازیگر زن به آسانسور و برشی به پشت‌بام است. اما در کمال تعجب، همین‌که آسانسور سر می‌رسد، تصویر برش خورده و تیتراژ پایانی روی صفحه‌ای سیاه ظاهر می‌شود. کارگردان با همین تکنیک ساده و زیبا ما را به‌‌سوی برگ دیگری از زندگی پرتاب می‌کند؛ فیلمی که از یک کتاب‌فروشی آغاز شد و پس از مرور بسیاری از خاطرات، از لنز دوربین یک رمان‌نویس تبدیل به فیلمی تجربی شد و در نهایت با برشی ساده ما را به‌سوی زندگی‌های دیگری که در آینده قرار است درون قاب دوربین هونگ سانگ-سو روایت شوند، رهسپار می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟