پوستر فیلم لیست نبایدها

کارگردان درکی از افسردگی و تصویر آن در سینما نداشت

لیست نبایدها
The Never List
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

برای یک کارگردان آمریکایی بسیار سخت است که میان آثار تینیجری جریان اصلی و سینمای مستقل یک خط روایی را انتخاب کند. برخی کارگردان‌ها نمی‌خواهند اسیر رنگ‌ها و خنده‌های غیر واقعی کاراکترها در آثار تینیجری شوند. از سویی توانایی ساخت روایتی از نوجوان‌هایی سرگشته در جامعه‌ی آمریکایی را نیز در خود نمی‌بینند. در هر صورت نمی‌توان هم این بود و هم آن. خانم «میشل ماور» که سه‌گانه‌ی «واعظ» را در کارنامه‌ی فیلم‌سازی خود دارد، در جدیدترین اثرش قرار است تصویری از یک نوجوان افسرده را به‌تصویر بکشد.
کیم کی-دوک در فیلم «دختر نیکوکار»، محصول ۲۰۰۴، روایتی از دو دختر نوجوان را تصویر می‌کند که در مرز شکستن تابوی عرف در باب دو نوجوان حرکت می‌کنند. شکستن این مرز به‌قیمت زندگی آن‌ها تمام می‌شود؛ روایتی عریان و خشن از سقوط! میشل ماور اما قرار است روایت دو دختر نوجوان را تصویر کند که برای خود لیستی از نبایدها را تهیه کرده‌اند. «ایوا» و «لیز» دوستان صمیمی و خانوادگی یکدیگر هستند. فیلم با پوشش متفاوت آن‌ها نسبت به پوشش معمول‌شان در مدرسه و خانه آغاز می‌شود که در حال گشت زدن میان می‌خانه‌ها و فروشگاه‌های کمیک‌بوک هستند. اما کارگردان به‌سرعت این رشته را قطع می‌کند. میشل ماور تصویری از زندگی این دو دختر به ما می‌دهد که بدون شک خانواده‌ی هر دوی آن‌ها در پیرنگ اصلی و اتفاقات‌اش درگیر هستند. اما شخصیت‌پردازی منفعل و چندنمایی از والدین در همان ابتدا روح فیلم را می‌بلعد. از فیلم کیم کی-دوک نام بردم و قصدم قیاس زاویه‌دید دو کارگردان بود؛ اینکه چگونه یک فیلم‌ساز مؤلف از زاویه‌ای به مقوله‌ی تابو و شکستن آن می‌نگرد که مخاطب در طول فیلم این عبور پر از رنج را احساس می‌کند. اما خانم میشل ماور این گذر از خط را در آبکی‌ترین قاب‌ها تصویر کرده است. او قرار است همچون کیم کی-دوک یکی از این دو کاراکتر را حذف کند و کاراکتر دیگر را در غم فقدان دوست صمیمی ملزم به انجام کار نیمه‌تمام او کند. در فیلم «لیست نبایدها» هیچ‌گاه چنین پیوندی میان ایوا و لیز شکل نمی‌گیرد. گویی حذف لیزا همچون حذف او از ذهن کاراکترها بوده است. حتی کاراکتر ایوا نیز قادر نیست این سوگواری درونی و تصمیم به انجام همه‌ی آن نبایدها را به مخاطب نشان دهد.
نوجوان‌های پیزوری در آثار تینیجری آمریکایی گویی هیچ درکی از دنیای پیرامون ندارند. به‌همین سبب است که فیلم خانم ماور همچون بار کجی است که هیچ‌گاه به منزل نمی‌رسد. اگر فراموش نکرده باشید، طی سال ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ چند فیلم را با درون‌مایه‌ی لیست کارها یا موزیک‌ها و غیره مرور کردیم. در آن آثار کارگردان‌ها سعی داشتند کاراکتر مرکزی را در نتیجه‌ی یک بیماری یا عشق ملزم به انجام کاری شجاعانه کنند. در آن آثار حداقل هر کدام از کارگردان‌ها تکلیف‌اشان با خود مشخص بود. اما خانم ماور حتی آگاه نیست قرار است کجا گام بردارد. به‌همین دلیل قرار است با روایتی معکوس به‌سراغ فروپاشی ذهنی یک کاراکتر نوجوان پس از فقدان دوست صمیمی‌اش برود. البته که این شنای معکوس نتیجه‌اش نیز عکس است، چرا که خانم کارگردان درکی از دنیای ذهنی نوجوان‌ها ندارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟