پوستر فیلم مادر

اکشنی که زور نداشت

مادر
The Mother
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر اکشن
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«نیکی کارو»، کارگردان نیوزیلندی، نزدیک به دو دهه است که در سینمای بلند داستانی فعال است. او کار خود را با آثاری بومی از دل نیوزیلند و مردمان بومی آنجا آغاز کرد و کم‌کم به درون هالیوود راه پیدا کرد. آثار او ملغمه‌ای از درام، ملودرام با درون‌مایه‌هایی از تاریخ، جنگ و ورزش است. کارو از سال ۲۰۲۰ و طی همکاری با دیزنی به سینمای اکشن علاقه‌مند شد. او در این همکاری دست به بازسازی «مولان» زد و سعی داشت اکشنی متفاوت را ارائه دهد. اما نه اکشن او متفاوت بود و نه بارقه‌هایی از تغییر رویه‌ی دیزنی مشاهده می‌شد. گویا این اکشن بی‌خون باعث شده این کارگردان نیوزیلندی به ژانر اکشن علاقه‌مند شود. او در جدیدترین ماجراجویی خود در سینمای اکشن سعی دارد همچون کودکی که به‌تازگی اسباب‌بازی جدید هدیه گرفته در این ژانر غور کند.
کلیت داستان کارو کلیشه است. اما گویی این کلیشه برای او همچون کشفی بزرگ است. داستان در باب مادری است که با مزدورانی خطرناک همکاری می‌کرده و حال قصد جدایی از آن‌ها را دارد. او خود را به پلیس ایالات متحده تحویل می‌دهد تا علیه این باند خطرناک شهادت دهد. افتتاحیه نیز با حضور این زن در خانه‌ی امن پلیس آغاز می‌شود که طی حمله‌ای ناگهانی همه کشته می‌شوند جز این زن و یکی از مأموران اف‌بی‌آی و پس از چند برش از او خواسته می‌شود نوزادی تازه‌متولدشده‌اش را نزد خانواده‌ای دیگر بگذارد و خود را برای همیشه از نظرها پنهان کند. همان‌طور که انتظار می‌رود به ۱۲ سال بعد می‌رویم و باید شاهد یک اشتباه کوچک و در نهایت برخورد این مادر و فرزند در دل سکانس‌های اکشن باشیم.
خانم کارو در این اثر نشان می‌دهد که علاقه‌مندی یک فیلم‌ساز به ژانری خاص مهم نیست، بلکه تسلط او و آموخته‌های سودمندی که در باب این ژانر دارد باعث گیرایی اثرش می‌شوند. خانم کارو در هیچ‌ جایی از این داستان به ما نشانی از یک کارگردان مسلط نمی‌دهد. اثر او آن‌قدر رو بازی می‌کند که پس از چند سکانس خود مخاطب دکوپاژ را هم در ذهن طراحی می‌کند و گویی خانم کارگردان طبق همان طراحی پیش می‌رود. برای درک بهتر ساختار ابتدایی روایت به سکانس‌های اکشن و زاویه‌های دوربین دقت کنید. کارو در هیچ‌کدام از پلان‌ها نمی‌داند در یک تقابل فیزیکی چگونه هیجان را از طریق برش و زاویه‌ی دوربین به مخاطب انتقال دهد. او هنگام شلیک گلوله‌ها مخاطب را با اکستریم‌لانگ‌شات‌هایی رها می‌کند که گویی در
آن‌ها تیری از غیب در حال از پا در آوردن کاراکترهاست.
بازیگری چون «جنیفر لوپز»‌ نشان داده که اگر کارگردانی بازیگردان او را در محدوده‌ی روایت خود نگاه دارد، پتانسیل بالایی برای به ثمر رساندن یک کاراکتر دارد. اما روایت خانم کارو بسیار خالی و پوچ است و بازیگران بدون راهنمایی و درک درست شرایط نمی‌توانند دنیایی قابل فهم را برای مخاطب بسازند. روایت خانم کارو همه‌اش فقر است. این روایت زور ندارد و نمی‌تواند چاشنی ذهنی مخاطب ژانر اکشن را برای در بر گرفتن دنیای خود فعال کند. کارگردان نیوزیلندی فقط به اکشن علاقه‌مند شده است و در این دو اثر نشان داده که هیچ درکی از سینمای اکشن ندارد. شاید اگر خانم کارو قصد ادامه دادن در این ژانر را دارد، بهتر است کمی عمیق‌تر در آن غوطه‌ور شود و پس از شناخت کلیشه‌ها و ساختار کلی آن دست به ساخت روایت‌های خود در دنیای اکشن بزند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟