همه برای یکی، یکی برای همه
عکس خانوادههایی خوشحال که در کنار هم و با شادی به دوربین نگاه میکنند اولین تصویر این انیمیشن و صدای «کیت» اولین صداییست که روی تصاویر دیده و شنیده میشود. کیت دربارهی داشتن خانوادهای بینقص صحبت میکند که البته داشتن آن را هم غیرممکن میداند، چرا که او میداند هر خانوادهای مشکلات کوچک یا بزرگ خاص خودشان را دارند. مشکل و چالش بزرگ خانوادهی او یعنی خانوادهی میشل اما قرار گرفتن در برابر انبوهی از رباتهاست.
انیمیشن «ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی»؛ محصول ۲۰۰۹، داستان پسری جوان است که با اختراع خود منجر به ایجاد تغییری اساسی در پیرامون خود میشود. «فلینت» که از همان کودکی پسری عجیب است و از همان دوران هم توسط همکلاسیهایاش درک نشده است با حمایت مادرش میتواند خلاقیت و انرژی خود را تا سالها بعد نیز داشته باشد. انیمیشنی که در آن خنده و خلاقیت و داستانی جذاب را با هم میتوان دید. انیمیشن «خانوادهی میشل در برابر ماشینها» نیز همچون انیمیشن «ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی» داستانی خلاق و طنز دارد که با شخصیتهای واقعی خود توانسته است ماجراجوییهای عجیب و البته خندهداری را منجر شود.
«کیت» دختریست که از همان کودکی بسیار متفاوت با تمام همسنوسالهای خودش است و نهتنها توسط این همسنهای خود که توسط پدر و مادرش نیز درک نمیشود. او با ساخت فیلمهای عجیب که البته پر از ایدههای جدید و طنز است، هرچه بیشتر از فضایی که در آن زندگی میکند دورتر میشود تا اینکه در هنگامهی ورود به دانشگاه میتواند افرادی مانند خودش را بیابد. او با افرادی که قرار است در روزهای آینده، دوران دانشجویی خود را با آنها آغاز کند چنان شباهتهای بسیاری دارد و توسط آنها درک میشود که دوست دارد هرچه سریعتر به آنها ملحق شود. اما پدر با کنسل کردن بلیط هواپیما، او را مجبور میکند برای آخرینبار یک مسافرت خانوادگی با تمام اعضای خانواده داشته باشد و تمام خانواده با هم او را به دانشگاهاش برسانند. اما در مسیر این سفر مواجههی آنها با رباتهایی که خود را از صاحبانشان مستقل کردهاند منجر به ایجاد اتفاقاتی برای آنها میشود. حال این خانواده که تمام افراد آن با هم متفاوت هستند سعی میکنند راهی نهتنها برای نجات خود که برای نجات جهان بیابند. از سوی دیگر پدر کیت مردیست که هیچ علاقهای به تکنولوژی و وسایل پیشرفتهی امروزی ندارد. اما مادرش با دنبال کردن همسایههایشان در فضای مجازی و کنجکاوی در زندگی دیگران هم از تکنولوژی سر در میآورد و هم تلاش میکند خود را در این فضا بهتر و بیشتر جای دهد. آرون -برادر کیت- هم پسری خجالتیست که علاقهی شدیدش به دایناسورها باعث شده که او هم از دیگر همسنوسالهایاش متفاوت باشد. خانوادهای عجیب که هر یک رفتارهای خاص خودشان را دارند و متفاوت از هم هستند.
این انیمیشن از همان ابتدا کاراکترهای خود را در موقعیت طنز قرار میدهد. چشمان بزرگ و عینکهای بزرگی که روی صورت افراد وجود دارد به همراه موهایی رنگارنگ که جلوهای خاص به هر یک از شخصیتها داده، توانستهاند شمایل کاراکترهای داستان را زیبا و خاص کنند. حرکت ابروها و دهان این کاراکترها هم بسیار به واقعیت شباهت دارد و موتیفهای رفتاری خندهدار آنها نیز منجر به نزدیکی ما با این شخصیتها میشود. این زیبایی تصاویر نهتنها در شمایل و رنگ افراد که در رنگارنگی و تنوع فضای پیرامونی آنها هم دیده میشود. رنگهایی که هارمونیهای زیبایی را برای فضاهای ترسناک و شاد خود ایجاد کرده است. رباتهای ترسناک با اشکال هندسی متفاوت و رنگ قرمزی که خطوط آنها را احاطه کرده است و اتاقکهای آبیای که قرار است تمام ساکنان زمین را در خود جای دهد، در کنار رنگهایی که در فضای پیرامونی نبردهای تنبهتن هر فرد با رباتها ایجاد میشود همگی این انیمیشن را پویا و زنده نگاه داشتهاند.